![]() |
![]() |
|
|
استاد دانشگاه علوم پزشكي بقيهالله (عج) گفت: سوسيس و كالباس به دليل داشتن مواد نگهدارنده نيتريت و نيترات و تبديل آن در بدن به نيتروزامين باعث بروز سرطان كبد ميشود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 19:53 توسط مسعود موسوی |
|
|
رئیس ستاد اقامه نماز کشور گفت:شعار "نه غزه نه لبنان " به معنای "نه " گفتن به قرآن است |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 19:50 توسط مسعود موسوی |
|
|
یک منبع آگاه گفت: مهدی کروبی بخشی از اموال خود را از ایران خارج کرده است.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:28 توسط مسعود موسوی |
|
|
فرزند شهيد ماموستا شيخ الاسلام اظهار داشت: پدرم علاقه و ارادت بسياري به مقام معظم رهبري داشت و ميگفت كه دلم ميخواهد بنشينيم و براي مظلوميت مقام معظم رهبري گريه كنم چون بعضي از دوستان قديمي او امروز در مقابل ايشان ايستادهاند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:27 توسط مسعود موسوی |
|
|
پروفسور حميد مولانا در جهان از هر شش نفر يك نفر هر شب گرسنه به خواب مي رود. تعداد كساني كه هر روز كمتر از 1900كالري غذا مي خورند از يك ميليارد نفر فراتر رفته است. اكثر جمعيت گرسنگان و فقير دنيا در مراكز كشاورزي زندگي مي كنند و 60درصد آنها را زنان و دختران جوان تشكيل مي دهند. اغلب اين فقر و محروميت در مراكز روستائي قاره هاي آفريقا و آسيا مشاهده مي شود ولي شهرهاي صنعتي و پرجمعيت دنيا نيز از اين محروميت بي نصيب نيستند. در يك سالي كه از اعلام رسمي بحران مالي و ركود اقتصادي دنيا مي گذرد، مطابق اطلاعات و آمار جديدي كه اخيراً منتشر شده است، برعده گرسنگان و محرومان كه در رتبه «زير فقر» در كشورهاي آمريكا و اروپا زندگي مي كنند افزوده شده است. به عبارت ديگر، بحران و ورشكستگي هاي اقتصادي كه از پائيز سال گذشته از آمريكا شروع شده و به اروپا و نقاط ديگر دنياي سرمايه داري سرايت كرده است، بسياري از طبقه متوسط اين دو قاره را هم دچار فقر و محروميت كرده است. در هفته اي كه سران دولت هاي نزديك به 200كشور در مجمع عمومي سازمان ملل متحد دور هم جمع مي شوند، «پيشرفت» يا «فاجعه» اقتصادي يكي از مطالب داغ و مورد بحث آنها و مجامع بين المللي خواهد بود. يكي از پرسش هاي شگفت انگيز، حياتي، و شرم آور جامعه امروز جهاني كه اين همه به پيشرفت هاي اقتصادي و تكنولوژي خود مباهات مي كند، اين است كه چرا گرسنگي و فقر هنوز ريشه كن نشده است؟ منطق حكم مي كند كه اگر گرسنگي هنوز در دنيا وجود دارد بايد سعي كرد توليد گندم، ذرت و مواد غذائي را بالا برد. ولي كساني كه به معجزه تكنولوژي تكيه دارند به عوامل اجتماعي و سياسي اين موضوع توجهي ندارند. در دهه 1960ميلادي (1340هجري شمسي) مفهوم «انقلاب سبز» از طرف آمريكائي ها و بويژه فردي به نام «ويليام گاد» كه سرپرستي «آژانس توسعه بين المللي ايالات متحده» يا كمك هاي خارجي آن كشور را به عهده داشت اختراع شد. هدف انقلاب سبز اين بود كه با توسعه ماشين آلات جديد كشاورزي و شيوه هاي نو در كشورهائي مانند هند و پاكستان كه جمعيت فوق العاده اي داشتند كاشت گندم و موادغذايي افزايش يابد. انقلاب سبز آن روز آمريكايي ها براي از بين بردن گرسنگي در هند، مثل انقلاب سبز امروزي در ايران انگيزه سياسي، مالي، و ايدئولوژيك داشت. آمريكا و غرب مي خواست كشورهايي مانند هند الگوهاي صنعتي، اقتصادي و مالي سرمايه داري مدرن را كه بر جهان تسلط داشت انتخاب كرده و دنبال كنند. به خاطر دارم «ويليام گاد» رئيس آژانس آمريكايي در آن موقع كه جنگ سرد هم بين آمريكا و شوروي ادامه داشت، اعلام كرد كه «توسعه كشاورزي جديد يك انقلاب است. اين انقلاب نه انقلاب خشونت آميز قرمز شوروي ها است و نه انقلاب سفيد شاه ايران؛ بلكه ما نام آن را انقلاب سبز مي گذاريم.» نتيجه انقلاب سبز در كشاورزي و از بين بردن گرسنگي اين بود كه توليد ذرت در هند افزايش يافت، تراكتورها و ماشين آلات كارخانجات آمريكا بازار پيدا كرد، جمعيت هند از چين هم جلو افتاد، ولي گرسنگي نه در هند و نه در ساير كشورها از بين نرفت. با افزايش مواد كشاورزي و به كار بردن شيوه هاي جديد، ميليون ها هندي از مزارع رانده شده و به شهرها هجوم آوردند. انقلاب سبز ميزان توليد گندم و ذرت را بالا برده بود ولي بنياد اجتماعي روستايي و علاقه افراد به زمين و خانواده و زندگي هندي ها را به هم زده بود. امروز هند وارد عصر اطلاعات و ديجيتال جهاني شده، الگوهاي اصلي از غرب وارد مي شود ولي به تصديق همه اين اصلاحات و انقلاب سبز مشكلات بيشتري را فراهم آورده است. اخيرا باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا در يك مصاحبه با يكي از خبرگزاري هاي آفريقا اظهار داشته است كه «ما انقلاب سبز را در دهه 1960 در هند معرفي و توسعه داديم ولي در 2009 اين كار را در قاره آفريقا نكرده ايم»، و اضافه كرد كه بايد گرسنگي و محروميت از قاره آفريقا رفع شود. حقيقت اين است كه افزايش توليد جهاني گندم و ذرت و مواد اوليه غذايي كه در دهه هاي 1970 تا امروز صورت گرفته بيشتر در چين بوده است تا كشورهاي ديگر. در چند دهه اخير در حالي كه تعداد گرسنگان در چين 150 ميليون نفر كاهش يافته است، در قاره آفريقا و آمريكاي لاتين گرسنگي 11 تا 22 درصد افزايش پيدا كرده است.
نقشه جديد آمريكا براي كاهش گرسنگي در
آفريقا چيست؟ درحالي كه انقلاب سبز آمريكا در امور كشاورزي در دهه 1960 در
هند توسط «بنياد راكفلر» (آمريكايي) حمايت شد، اكنون همان نقشه را
آمريكايي ها توسط «بنياد بيل و مدلين گيتس» براي قاره آفريقا طراحي كرده
اند. بيل گيتس و همسر او كه مالك شركت عظيم رايانه اي «مايكروسافت» و يكي
از سرمايه داران بزرگ دنيا است، مي خواهد با سرمايه 30 ميليارد دلاري
بنياد خود از طريق تكنولوژي به مبارزه گرسنگي برود و به همين منظور «گروه
ائتلافي انقلاب سبز» را به وجود آورده است. پول راكفلر از نفت و پول گيتس
از كامپيوتر و نرم افزارهاي رايانه اي حاصل شده است. آيا الگو و مديريت
انقلاب صنعتي دهه 1960 و الگوي و مديريت انقلاب ديجيتال دهه اول قرن بيست
و يكم عوامل مردمي و انساني را درنظر دارند؟ آيا وضع فقر و گرسنگي در عهد
انقلاب اطلاعاتي بهتر از زمان و عهد انقلاب صنعتي خواهد بود؟ براي رفع
گرسنگي و محروميت بايد ريشه هاي بي عدالتي، طمع، و مصرف گرايي زايد را از
بين برد.امروز در خود غرب در آمريكا و اروپا مردم از موادغذايي مصنوعي و
غيرطبيعي ناراضي و به دنبال محصولات و فروشگاه هاي مواد غذايي «ارگانيك»
هستند. ميليون ها نفر در آمريكا و اروپا از دموكراسي و «حاكميت غذايي» سخن
مي گويند. ايران مي تواند، با توجه به اشتباهات سايرين، و در راستاي يك
الگوي سالم و مطلوب غذايي وكشاورزي، در امر مبارزه با فقر و گرسنگي پيشقدم
باشد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:26 توسط مسعود موسوی |
|
|
شبکه ایران: روزنامه اعتماد در شماره امروز خود تصویری را در صفحه اول به چاپ رساند که مخاطبانش را به "حضور گسترده سبزها" در راهپیمایی روز قدس متقاعد کند.
اما مقایسه قسمتهای مختلف عکس صفحه اول این روزنامه هم مشخص می کند که عکس صفحه اول روزنامه اعتماد و همچنین سایت آن نه یک عکس بلکه مجموع دو یا چند عکس میباشد که در هم ادغام شده است. با توجه به این نکته نقاط مختلف عکس را باید با دقت بیشتری بررسی کرد؛ این بررسی را اگر از قسمت پایین تصویر شروع کنیم واضح تر خواهد بود: شعارهای نوشته شده روی کاغذهایی که دست سبزها بوده، محو شده تا نتوان آنها را خواند و این در حالی است که تصویرافرادی که کاغذها را در دست گرفتهاند واضح است. این قسمتها با بیضی قرمز رنگ در عکس زیر مشخص شده است، این عکس اسکنی از روزنامه چاپ شده اعتماد است که تفاوتهای نور را در قسمتهای مختلف بهتر نشان میدهد:
طبق مشاهدات خبرنگار شبکه ایران در روز جمعه، شعارهای محو شده عبارت بودند از: "نه غزه، نه لبنان، فقط فلات ایران" و... که احتمالاً به دلیل متناقض بودن با ادعاهای سران و طراحان آشوب ها مبنی بر مسلمان معتقد و خط امامی بودن، محو شدهاند. بررسیها به بالای خط قرمز میرسد، همانجا که جمعیت انبوهی قرار دارد؛ در سمت چپ در حالی تصاویر بزرگی از امام خمینی(ره) و سید حسن نصرالله و پرچمهای زرد رنگ دیده میشود که دیروز در میان سبزپوشها علیه لبنان و فلسطین شعار داده می شد. در سمت راست بالای خط قرمز نیز جمعیتی قرار دارد که جلوی آنها به شکل عجیبی تقریبا سیاه و انبوه نمایش داده شده است. بنابراین به نظر می رسد گرافیست این روزنامه به جز ادغام چند تصویر مختلف، در هر یک از آنها نیز دستکاریهای واضحی انجام داده است. به هر حال این رفتار رسانه ای هنگامی که با ادعاهای کذب و پی در پی سران آشوب مقایسه شود، شاید چندان عجیب هم جلوه نکند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:15 توسط مسعود موسوی |
|
|
احمدينژاد در نماز جمعه روز قدس- 2
صهيونيستها حتي رئيسجمهور آمريكا را تحت فشار قرار ميدهند
خبرگزاري فارس: رئيس جمهور گفت: صهيونيستها به دنبال استقرار شبكه جهاني سلطه براي خود هستند و هر كسي كه در مقابل آن بايستند را تحت فشار و ترور قرار داده و حتي اگر رئيسجمهور آمريكا هم در برابر آنها باشد، او را تحت فشار قرار ميدهند.
به
گزارش خبرنگار حوزه دولت خبرگزاري فارس، محمود احمدينژاد رئيسجمهور كه
با عنوان سخنران پيش از خطبههاي نماز جمعه روز قدس تهران سخن ميگفت در
ادامه اظهارت خود با اشاره به موضع صهيونيستها و حاميانشان درباره لزوم
تشكيل كشور مستقل براي آنها اظهار داشت: اگر بخواهيم چنين منطقي را
بپذيريم كه اينها در فلسطين يا هر سرزمين ديگري كشور مستقلي داشته باشند،
پس آمريكا هم بايد تحويل سرخپوستان شود و در اروپا نيز 72 كشور مستقل
تشكيل شود و روسيه نيز بايد تكه تكه شود.
وي اين منطق را زيربناي نا امني و جنگهاي گسترده در جهان دانست و افزود: چنين منطقي همه را به استفاده از سلاح براي حل مسائل گوناگون تشويق ميكند و اين يك منطق باطل است و حتي اگر بخواهيم با اغماض اين منطق را براي قوم يهود بپذيريم اين سوال مطرح است كه چرا بايد آنها در سرزمين فلسطين مستقر شوند؟ چرا نبايد در آمريكا و اروپا و كانادا مستقر شود و خود آنها هم امنيت اينها را برقرار كنند؟ چرا مردم فلسطين بايد خسارت بدهند؟ خود آنها علنا ميگويند كه ما در حق يهوديان جنايت كرديم،پس خود آنها هم بايد خسارت بدهند. احمدينژاد تصريح كرد: در ابتداي قرن بيستم ملتهاي منطقه يك غفلت تاريخي كردند و دشمن يك سرپل مهم در قلب دنياي اسلام را در دست گرفت و به بهانه جنايتي كه مردم منطقه هيچ نقشي در آن نداشتند، فلسطين را اشغال كردند و در طول ساليان متمادي اين جنايتكاران هر روز ملتها و كشورهاي مختلف جهان را تهديد ميكنند و جنايات مختلفي مرتكب ميشوند. به گونهاي كه در جنايتكاري روي همه جنايتكاران تاريخ را سفيد كردهاند. رئيسجمهور ادامه داد: بهانه تاسيس رژيم صهيونيستي يك دروغ و يك فساد است چرا كه اشغال فلسطين هيچ ارتباطي به ماجراي هولوكاست ندارد و علاوه بر اين همه دستاندركاران تاسيس اين رژيم فاسد هستند و راهكارهاي آنها نيز فساد است. وي با تاكيد بر اينكه همه جنايتكاران فلسطيني بايد به دادگاه سپرده شوند، اظهار داشت: از اجتماع چند فاسد رژيمي بيرون آمده است كه به معناي حقيقي كلمه يك شجره خبيثه است كه همه ريشه، ساقه و برگ آن جنايت، فساد و ظلم است. احمدينژاد افزود: از همان مقدمات برپايي اين رژيم، كوچكترين منطق انساني و عقلاني وجود نداشته است و وجود اين رژيم همواره به معناي ناامني دائمي و گسترش سلطه استعماري در همه جهان بوده است. وي ايستادگي در برابر صهيونيستها را يك اقدام ملي،ديني،اعتقادي و انساني دانست و تصريح كرد: از آنجا كه رژيم صهيونيستي امنيت ملي و استقلال ملتها را مورد تهديد قرار داده است، پس ملتها نيز به عنوان يك وظيفه ملي اقتضا ميكند كه در مقابل اين رژيم بيايستد و از سوي ديگر ايستادگي در برابر رژيم جنايتكار صهيونيست، يك امر اعتقادي و ديني نيز هست. چرا كه آنان مطلقا دين ندارند و دينداري آنها يك دروغ بزرگ است و صهيونيستها به دنبال انهدام اديان و ارزشهاي پيامبران الهي هستند و ميبينيد كه آنها در پشت همه شبكه تخريب فرهنگ ديني ملتها قرار دارند. رئيسجمهور صهيونيستها را سمبل دروغ، فريب و كينهورزي دانست و گفت: آنها ضد مسيحيت، ضد اسلام، ضد حضرت موسي (ع) و ضد پيامبران الهي هستند و به خصوص براي ما مسلمانان ايستادگي در مقابل آنان يك امر الهي است. احمدينژاد با اشاره به جنايتها و ترورهاي آشكار رژيم صهيونيستي گفت: آنها برادران و خواهران ما را قطعه قطعه ميكنند و ملتهاي اسلامي نميتوانند ساكت باشند همانگونه كه امام فرمود تا ظلم است، مبارزه است و تا مبارزه است، ما هستيم. وي با اشاره به تعارضهاي ادعاهاي صهيونيستها و حاميانشان، افزود: خود آنها يهودي ستيزي را راه انداختند و از طرف ديگر پرچم حمايت از يهود را بلند ميكنند و در جايي ديگر اگر پاي يك گربه آنها در كشورهايي كه مخالفشان هستند، زخمي شود فرياد حقوق بشر آنها بلند ميشود اما در مقابل كشته شدن انسانها در غزه و سرزمينهاي اسلامي سكوت ميكنند و در حقيقت وقتي ادعاهاي انساني به آنها ميرسد، رنگ ميبازد. رئيسجمهور با اشاره به شعار دموكراسي خواهي صهيونيستها و حاميانشان گفت: وقتي در كشور ما انتخابات صد در صد آزاد و 40 ميليوني برگزار ميشود، ميروند و يك نفر را پيدا ميكنند كه بگويد انتخابات مخدوش است اما خودشان در فلسطين حاضر به اجراي دموكراسي و پذيرش نظر مردم نيست. وي با اشاره به حمايتهاي مستكبران و قدرتهاي بزرگ از رژيم صهيونيستي گفت: اين رژيم از جانب قدرتها در مصونيت كامل قرار دارد تا هر جنايتي كه ميخواهد انجام دهد و از سوي ديگر قدرتهاي بزرگ براي بستن قراردادهاي اقتصادي با سايرين شرط به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي را مطرح ميكنند. احمدينژاد با اشاره به جنگهاي 22 روزه و 33 روزه اخير و خوي تجاوزگري رژيم صهيونيستي اظهار داشت: آنها حدود سه سال است كه غزه را محاصره كردهاند اما صداي قدرتها در نميآيد و عليه اين ملت مظلوم دست به هر جنايتي ميزنند و حتي كودكان را در آغوش مادرانشان قطعه قطعه ميكنند. وي با بيان اينكه حتي مردم آمريكا و اروپا نيز از صهيونيستها نيز متنفر هستند به گسترش نفوذ صهيونيستها اشاره كرد و اظهار داشت: با شكلگيري كامل شبكه جهاني صهيونيست آنها بر دولتهاي اروپا و آمريكا مسلط شدند به گونهاي كه اكنون بسياري از دولتهاي غربي بقاي خود را در حمايت از صهيونيست ميبينند و شرط ادامه استقرار آنها در مناصبشان اثبات وفاداري به رژيم صهيونيستي است. احمدينژاد تصريح كرد: بعضي از كشورها و سياستمداران اروپايي و آمريكايي هر چه عليه خودشان شعار بدهيد، تحمل ميكنند اما ميگويند عليه صهيونيستها شعار ندهيد چون آنها ما را بيچاره ميكنند؛ برخي از دولتهاي غربي هنوز رسما به صهيونيستها باج ميدهند و شركتها اگر سهامدار صهيونيست نداشته باشند، اجازه فعاليت در اروپا و آمريكا را نمييابند و از آن طرف شركتهاي صهيونيستي مراكز گوناگون اقتصادي را در دست دارند و براي فعاليت در اروپا و آمريكا از ماليات معاف ميشوند. وي تصريح كرد: آنها به دنبال استقرار شبكه جهاني سلطه براي خود هستند و هر كس كه در مقابل آن بايستند را تحت فشار و ترور قرار ميدهند به گونهاي كه حتي اگر رئيسجمهور آمريكا هم در برابر آنها بايستد، او را تحت فشار قرار ميدهند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:6 توسط مسعود موسوی |
|
|
مؤسسه Washington Institute for Near East Policy که ارتباط فکري نزديکي با حزب ليکود رژيم صهيونيستي دارد، به تحليل نقش "صندوق دمکراسي ايران" که در زمان جورج بوش تأسيس شد؛ در حوادث پس از انتخابات و حمايت مالي از عوامل آشوب مي پردازد. مؤسسه Washington Institute for Near East Policy نخستين مرکز براي تحليل اطلاعات است که در شهر واشنگتن فعاليت مي کند. اين مرکز در سال 1985 براي پيشبرد منافع امريكا در خاورميانه تأسيس شد که يکي از مراکز فکري نزديک به حزب ليکود رژيم صهيونيستي است. جي. اسکات کارپنتر در تاريخ 8 سپتامبر 2009 با بررسي اهداف امريكا در دخالت در اوضاع داخلي ايران در فرداي پس از انتخابات به تحليل نقش صندوق ملي دمکراسي که در زمان جورج بوش تأسيس شده، پرداخته و به تحليل فعاليت هاي آني امريكا مي پردازد، وي مي نويسد: تقريباً 3 ماه از حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري 12 ژوئن (22 خرداد) ايران گذشته است. اين درحالي است که کابينه "باراک اوباما" رييس جمهوري امريكا هنوز راهبردي براي حمايت از اولين چالش جدي در برابر اين رژيم پس از انقلاب اسلامي سال 1979 تعيين نکرده است. صندوق دمکراسي ايران در وزارت خارجه امريكا که در حال حاضر تنها ابزار موجود براي ارتقاي دموکراسي در ايران به شمار مي رود، پس از شروع به کار دولت اوباما، در مورد تصميمات مربوط به بودجه به شدت محتاطانه عمل کرده است. همچنين تغييرات فعلي در مورد اين برنامه، کارآمد بودن آن را خنثي مي کند و اين در حالي است که موج بازداشت ها و محاکمه افراد متهم به طراحي "انقلاب هاي مخملي" در سراسر ايران ادامه دارد. پيشينه صندوق دمکراسي ايران صندوق دمکراسي ايران که توسط کابينه "جرج بوش" در سال 2006 راه اندازي شد، از آغاز جنجال برانگيز بوده و با فشارهاي بسياري که تقريبا در توقف اين برنامه موفق بوده، مواجه شده است. در يک اقدام نامنتظره توسط کابينه بوش، مبلغ 75 ميليون دلار درچارچوب درخواست اختصاص بودجه مکمل براي عراق و افغانستان براي سال مالي 2006، به اين صندوق اعطا شد. به گفته "کاندوليزا رايس" وزير امور خارجه وقت امريكا، اين مبالغ براي "دسترسي به مردم ايران از طريق وب سايت ها و فناوري هاي مدرن، حمايت از سازمان هاي غيردولتي که مي توانند در ايران فعاليت کنند و بهبود و افزايش سطح کمک هاي فرهنگي و آموزشي ما براي مردم ايران مورد استفاده قرار مي گيرد. کنگره امريكا که به هر ابتکار عمل تازه بوش شک داشت، اين درخواست را به چالش کشيد و اين درحالي است که برخي ناراضيان ايراني همچون "اکبر گنجي" نيز اين برنامه را مورد انتقاد قرار دادند. به گزارش ايرنا، کنگره به رغم مخالف اوليه اش، سرانجام مبلغ 66 ميليون دلار را به دو برنامه مجزا اختصاص داد. بيشتر اين مبلغ، 36 ميليون دلار، مستقيما به هيئت مديره پخش برنامه هاي راديو تلويزيوني (BBG) براي پخش برنامه هاي بين المللي به سوي ايران ايران اختصاص يافت. از آن زمان به بعد، کنگره به اختصاص مبالغ قابل توجهي به منظور توسعه بخش فارسي صداي امريكا و راديو فردا با تاثير محدودي، ادامه داده است. 30 ميليون دلار مابقي براي اجراي بخش جنجال برانگيزتر اين برنامه اختصاص يافت. اين مبلغ از سوي وزارت خارجه امريكا براي موارد زير توزيع شد: 5 ميليون دلار براي دفتر امور آموزشي و فرهنگي دانشجويان و گروه هاي ديگر، 5 ميليون دلار براي اجراي برنامه هاي بين المللي اطلاعاتي به منظور راه اندازي وب سايت هاي جديد فارسي زبان وزارت خارجه امريكا و 20 ميليون دلار براي "دفتر امور خاور نزديک" (NEA) که در کنار دفتر دموکراسي، حقوق بشر و کارگران (DRL ) در جهت حمايت از انجمن هاي مدني و ديگر برنامه هاي مرتبط فعاليت مي کند. به گفته منابع مستقيما دخيل در NEA و DRL، در حدود 40 درصد از بودجه اين دو دايره به برنامه هاي مرتبط با اينترنت در جهت تسهيل ارتباطات داخلي و خارجي تعلق گرفت. فناوري موثر و پيشتاز که توليد تلويزيوني مستقل را براي کليه خروجي هاي فارسي زبان (مفهوم اصلي اين طرح منطقه اي) ممکن مي سازد، با موارد حاشيه اي تنزل يافت، همان طور که اختصاص هرچيزي بيش از بودجه اوليه براي رسانه هاي مستقل، انجام داد. ديوان سالاري دولتي اجراي اين برنامه به مجرد تصويب، به دليل فاکتورها و موانع قانوني به تاخير افتاد. به عنوان مثال، دفتر کنترل دارايي هاي خارجي وزارت خزانه داري امريكا (OFAC) موظف بود تا در قوانيني که به NGO هاي امريكا مجوز فعاليت در داخل ايران را مي داد، اصلاحاتي اعمال کند. بعلاوه، فرآيندي بين سازماني براي بازبيني NGO ها به ماه ها زمان براي تحول نياز داشت و همچنين دريافت کنندگان اصلي اين بودجه، از آن استقبال نکردند. سازمان هاي غير دولتي از تبادل داده هاي خصوصي بهره گيرندگان ايراني خود با دولت امريكا خودداري کردند زيرا اين کار را به طور بنيادين براي موفقيت کارشان مضر مي دانستند. اما اين مشکلات در قياس با نبردهاي متقابل در وزارت خارجه تحت هدايت رايس فرعي و کم اهميت بود. اعضاي بانفوذي از کارکنان طراحي سياست ها از آغاز با اين برنامه مخالفت اصولي داشتند. DRL احساس مي کرد که NEA صلاحيت لازم را براي اتخاذ تصميم هاي مربوط به اعتبارهاي مالي در زمينه برنامه هاي دموکراسي و حقوق بشر ندارد. حتي در درون NEA نقش "دفتر امور ايران" و "دفتر مشارکت خاورميانه" به يک مساله قطعي بدل شد و در پايان تمام افراد دست اندر کار نقشي در فرايند طاقت فرساي انتخاب پروژه ايفا کردند. نتايج به دست آمده عمدتا برنامه هاي رقيق شده و احساسات جريحه دار شده در تمام طرف ها بود. عزم وزير مبني بر اينکه معاون وزير خارجه در امور سياسي تمام پروژه ها را تاييد خواهد کرد، نيز تضمين کرد که برنامه هاي مربوطه تا حدي تسکين دهنده بودند. با وجود اين چالش هاي قابل ملاحظه، تمام اعتبارهاي سال مالي 2006 تا سپتامبر 2007 الزامي شد. کنگره که با اين روند بيشتر احساس راحتي مي کرد مناسب ديد که 60 ميليون دلار ديگر براي برنامه هاي وزارت خارجه براي سال مالي 2008 اختصاص دهد که اين امر تا حد زيادي ناشي از حمايت قوي سناتور جوزف ليبرمن، عضو کليدي کميته اختصاص بودجه سنا و طرفداران "هيئت مديره برنامه هاي راديو تلويزيوني" (BBG) بود که اين مساله را فرصتي براي تقويت ارقام بودجه اي "صداي امريكا" مي ديدند. صندوق دموکراسي منطقهاي خاور نزديک دولت بوش براي سال 2009 درخواست 65 ميليون دلار براي صندوق دموکراسي ايران کرد. اما هنگامي که اين لايحه فراگير در ماه مارس تصويب شد، دولت تازه تأسيس اوباما هيچ مورد مشخصي از بودجه را براي دموکراسي در ايران اختصاص نداد. به جاي اين کار، يک مورد خط جديد براي 25 ميليون دلار پديدار شد: "صندوق دموکراسي منطقه اي خاورنزديک" (NERD). بنا به يک مطالعه تحقيقي اخير توسط "پروژه دموکراسي خاورميانه"، صندوق مزبور قصد دارد به حمايت از "دموکراسي ايران از طريق طيف گوناگوني از برنامه هاي "قدرت نرم" ادامه دهد." اما اين ماموريت در قانون مشخص نشده است و دولت در حقيقت مي تواند آن را به دلخواه خود مورد استفاده قرار دهد. دولت اوباما براي سال مالي 2010 مبلغ بودجه 40 ميليون دلار براي اين برنامه درخواست کرده است اما بنا به گزارشها تنها 10 ميليون دلار براي دموکراسي و حقوق بشر تامين خواهد شد. هيچ توضيح عمومي براي تغيير نام اين برنامه داده نشده است و همچنين فهرست نام هاي برنامه هاي کنوني يا جاري نيز آشکار نشده است (که ظاهرا هدف اين کار محافظت از دريافت کنندگان است.) احتمالا نام جديد حالت تهاجمي کمتري براي تهران دارد و به دولت (امريكا) انعطاف پذيري بيشتري براي استفاده از اين اعتبار مي دهد. يک مقام آشنا با اين برنامه اظهار داشت که "چنانچه مشخص شود اجراي برنامه هاي مرتبط با ايران بسيار دشوار است، اين پول ممکن است به ساير اولويت هاي دموکراسي انتقال يابد. "اما اين نبود شفافيت، ارزيابي تاثير برنامه ها را ناممکن مي سازد. دولت اوباما شماري از برنامه هاي دولت بوش را که هدف آنها ايجاد خروجي هاي رسانه اي مستقل بود، از بين برد. مشخص نيست که آيا رويکردهاي ديگري جانشين آنها خواهد شد يا خير. دولت اوباما افزون بر تغيير نام صندوق مزبور، مسووليت مديريت کمک ها را از وزارت خارجه به سازمان "USAID" منتقل کرد. بنا به گفته شماري از افراد دريافت کننده کمک و ساير افراد آشنا با اين برنامه، سازمان USAID به طور فزاينده اي با تصميم هاي مربوط به برنامه ريزي درگير شده است که اين امر فرايند را پيچيده تر مي سازد و کار اجراي پروژه ها را براي گيرندگان دشوارتر مي سازد. اعتراضات بعدي از زمان اعتراضات متعاقب انتخابات 12 ژوئن (22 خرداد)، دولت امريكا در مورد اجراي هرگونه برنامه جديدي در ارتباط با ايران محتاط تر شده است: در واقع دولت نه پروژه جديدي را تاييد کرده و نه با توجه به تغيير اوضاع در ايران، راهبرد تازه اي تدوين کرده است. دولت همچنين دريافت کنندگان کمک را گرد هم نياورده است تا کارهاي بيشتري که مي توان انجام داد را مورد بررسي قرار دهد. دولت همچنين بيانيه هاي کم شماري منتشر کرده است. ظاهرا اين پيشرفت آهسته عمدي بوده است. دولت مدعي است که نمي خواهد به تهران چماقي بدهد تا با آن بر سر غرب بکوبد. به هر روي، دادستان ها در تهران متقاعد شده اند که غرب به شدت در حمايت از اصلاح طلبان دخالت داشته است و صرف نظر از اينکه چه بر سر برنامه هاي دموکراسي وزارت خارجه امريكا مي آيد، نامحتمل است که رژيم ايران موضع خود را تغيير دهد. بعلاوه، به نظر مي رسد که دولت اوباما اهميتي نمي دهد که سکوت آن حامل چه پيامي است. نتيجه گيري ابهام پيرامون اهداف NERD خطر مخدوش ساختن تمرکز و تاثير آن را به همراه دارد. کاملاً آشکار است که براي اين که اين برنامه موثرتر باشد، نيازمند بيانيه اي مفصل درباره اهداف و چگونگي هماهنگ شدن آن با سياست کلي امريكا در قبال ايران است. اين برنامه با توجه به پيامدهاي انتخابات ماه ژوئن ايران بايد به نحوي بازتجهيز شود تا به طور تهاجمي و فعال از آناني در داخل ايران که براي تغيير دولت مبارزه مي کنند، حمايت کند. براي آناني که اعتقاد دارند حمايت از دموکراسي و حقوق بشر در ايران همچنان بهترين راهکار نسبت به راهبرد شکست خورده تعامل يا حتي اقدام نظامي است، يک جايگزين تأمين اعتبار اين است که پول بيشتري به طور مستقيم به سازمان "اعطاي ملي براي دموکراسي" يا سازمان هايي مانند "مؤسسه ملي دموکراسي"، "مؤسسه بين المللي جمهوريخواهي" و "خانه آزادي" (فريدم هاوس) اختصاص يابد. اين سازمان ها نه تنها تجربه گسترده و ماموريت هاي روشن تاريخي در زمينه حمايت از دموکرات ها و فعالان حقوق بشر دارند، از ترديدها و خط مشي دولت نيز فارغ و رها هستند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:4 توسط مسعود موسوی |
|
|
آن روزها که ما درگیر جنگ بودیم و در مشکلات داخلی کشورمان نیاز کمک سایر کشورهای جهان را احساس میکردیم، همان زمانی که برخی سران فلسطینی، عربیتشان بعضی وقتها بیشتر از اسلامیتشان گل میکرد و با صدام هم سفره میشدند؛ خمینی روح خدا فارغ از هر حب و بغضی، به اصلی به نام آزادی قبله اول مسلمین از چنگال غاصبین فکر میکرد.شبکه ایران- نگاه جهانی و خارج از دایره شخصی و حزبی آن بزرگمرد تاریخ باعث شد تا در سالهای متمادی، حتی پس از عروج آن یگانه دوران ، مردمان سرزمینهای مختلفی که رنج نامه طویل مسلمانان فلسطین را شنیده بودند، برای آزادی آن مقدس دیرین پای بر سنگ فرش خیابانهای کشورهای خود گذاشته و ندای آزادی قدس سر دهند. بیگمان در این عرصه مردم کشورمان پیشتاز حضور و حماسه بودهاند ، و الگویی مناسب برای مردمان سایر کشورها. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:3 توسط مسعود موسوی |
|
|
عضو هتاك و اخراجي انجمن قلم ايران، به بازتاب وسيع وارونه نويسي هايش در سايت هاي ضدانقلاب و رسانه هاي بيگانه بسنده نكرد و مستقيماً به مصاحبه با ارگان رسمي سازمان سيا (راديو فردا) پرداخت. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:1 توسط مسعود موسوی |
|
|
با افزايش جنگندههاي صاعقه به يك اسكادران، هواپيماهاي ساخت كشورمان حضوري با شكوه در رژه 31 شهريورماه خواهند داشت. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 18:58 توسط مسعود موسوی |
|
|
همسر ابوالقاسم طالبي کارگردان سينما و تلويزيون در نامه اي با انتقاد از محمد نوري زاد بدليل تغيير رويکرد اين کارگردان سينما انتقاد کرده و او را نمک نشناس نسبت به ولايت فقيه خطاب کرد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 18:56 توسط مسعود موسوی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 18:53 توسط مسعود موسوی |
|
![]()
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 18:51 توسط مسعود موسوی |
|
|
شبکه ایران: در حالی که روز قدس همه ساله میدان خروش ملت ایران بر علیه نظام استکبار و بخصوص رژیم صهیونیستی بوده است، در چند هفته اخیر تلاش زیادی صورت گرفت تا خط تقابل با گفتمان امام (ره) این سنت به جا مانده از امام خمینی را از محتوا تهی و به عامل اختلاف تبدیل کند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 18:42 توسط مسعود موسوی |
|
|
حبيبي در گفتگو با فارس:
براي ميرحسين موسوي بيشتر از گذشته نگرانم
خبرگزاري فارس: دبير كل حزب موتلفه اسلامي اظهار داشت: بنده براي ميرحسين موسوي بيشتر از گذشته نگران شدم و معتقدم كه راهي كه وي انتخاب كرده است، راه خارج از انقلاب و امام است.
محمدنبي
حبيبي دبير كل حزب موتلفه اسلامي در حاشيه راهپيمايي روز قدس در گفتگو با
خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، با بيان اينكه ملت ايران و دلسوزان انقلاب
اسلامي در اين راهپيمايي حضور گستردهتري نسبت به سالهاي گذشته داشتند،
اظهار داشت: چون با سردمداري موسوي قرار بود، عدهاي صف خود را از صف ملت
ايران جدا كنند، دوستان انقلاب احساس وظيفه كرده و در اين راهپيمايي حضور
پرشكوهتر و متراكمتري را نسبت به دورهاي گذشته داشتند.
وي با بيان اينكه تعدادي از طرفداران موسوي در خيابان ديگري جداي از مردم راهپيمايي كردند، تصريح كرد: اين افراد با تبليغات فراوان رسانهاي داخل و خارج از كشور جمع شده بودند كه جمعيتشان با سيل عظيم جمعيتي كه براي طرفداري انقلاب اسلامي به صحنه آمده بودند، قابل مقايسه نيست. حبيبي در ادامه تاكيد كرد: بنده براي ميرحسين موسوي بيشتر از گذشته نگران شدم و معتقدم كه راهي كه وي انتخاب كرده است، راه خارج از انقلاب و مردم بوده و اميدواريم موسوي هر چه زودتر متوجه اشتباه خود شده و در راهي كه ملت آن را برگزيدند، قدم بردارد. دبير كل حزب موتلفه اسلامي ادامه داد: تندتر و حادتر از حركاتي را كه امروز موسوي انجام ميدهد، افرادي در گذشته انجام داده و از صف مردم و انقلاب جدا شدند. وي در پايان خاطر نشان كرد: خدا را شكر ميكنم كه امروز مردمي هوشيار در كشور وجود دارد كه با حضور گسترده خود در راهپيمايي روز قدس به همگان نشان دادند كه پشتيبانان اصلي انقلاب هستند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 18:39 توسط مسعود موسوی |
|
|
دکتر محمود احمدي نژاد رييس جمهوري ايران به عنوان سخنران نخستين روز نشست سران شصت و چهارمين دوره مجمع عمومي سازمان ملل انتخاب شد. سخنگوي رييس مجمع عمومي سازمان ملل روز چهارشنبه تازه ترين برنامه نهايي شده سخنرانان نشست مجمع را دراختيار خبرنگاران قرار داد. جلسات بحث عمومي روساي کشورها از صبح چهارشنبه 23 سپتامبر (اول مهرماه) آغاز مي شود و تا شنبه ادامه مي يابد. در اين برنامه به شماري از روساي جمهوري و رهبران کشورها براي روز شنبه وقت داده شده که سخنراني خود را ارائه دهند. طبق عرف معمول اين سخنرانيها با سخنراني رييس جمهوري برزيل آغاز مي شود و هر سخنران فرصت دارد تا طي 15 دقيقه مهمترين مسايلي را که از نظر مردم کشور او اهميت دارند، بيان کند. معمولا رقابت و رايزني هاي شديدي ميان نمايندگي هاي 192 کشور عضو سازمان ملل در مي گيرد تا صدر جدول سخنراني ها را به خود اختصاص دهند. "ژان ويکتور نکولو" سخنگوي جديد مجمع عمومي سازمان ملل به خبرنگاران گفت طبق آخرين اطلاعاتي که تا روز چهارشنبه نهايي شده , 86 نفر از رهبران کشورها, سه معاون رييس جمهور, 36 نفر از سران دولت, هشت معاون نخست وزير, 55 وزير امور خارجه و 23 معاون وزير در نشست امسال شرکت مي کنند. به گزارش خبرنگار ايرنا از سازمان ملل , پس از پايان سخنراني مقامها, جلسات مربوط به بررسي مواد موجود در دستور کار مجمع و رسيدگي و تصويب قطعنامه ها به صورت بسيار فشرده تا اواخر دسامبر(ديماه) در کميته هاي شش گانه زيرمجموعه مجمع ادامه خواهد داشت. کميته هاي شش گانه مسايل متفاوتي از جمله اقتصادي، حقوق بشر، بودجه و اداري، خلع سلاح، مسائل ويژه سياسي و استعمارزدايي و حقوقي را مورد بحث و بررسي قرار مي دهند. در نشست امسال مجمع عمومي سازمان ملل موضوعاتي همانند راههاي برقراري صلح و امنيت بين المللي، تقويت رشد و توسعه، حقوق بشر، کمکهاي انساندوستانه، راههاي تقويت عدالت و قوانين بين المللي، خلع سلاح، کنترل مواد مخدر، پيشگيري از جنايت، مقابله با تروريسم بين المللي در اشکال متفاوتش مورد بحث قرار مي گيرد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 18:31 توسط مسعود موسوی |
|
|
حدود هفده نفر از افسران ارشد و فرزندان شخصيتهاي برجسته اقتصادي و حكومتي دبي در يك محفل فساد و مواد مخدر دستيگر شدند. به گزارش تابناك، پليس مبارزه با مواد مخدر دبي، اقدام به شناسايي يك ميهماني فاسد و مواد مخدر كرد و در يک عمليات حدود هفده نفر از اين افسران پليس و فرزندان شخصيتهاي برجسته بازرگاني و حكومتي در يك ويلاي خصوصي در بيرون شهر دبي را دستگير و مقادير بسياري مواد مخدر و آلات ديگر از آنها كشف و ضبط ميكند. بنابر اين گزارش، چندي پيش نيز رئيس پليس دبي با انتقاد شديد از نبود عزم راسخ براي مبارزه با فساد و مواد مخدر در ميان حاكمان اين شيخنشين، مسئولان ذيربط را به سهلانگاري متهم كرده بود. اين فرمانده پليس در ادامه به مماشات و آزاديهاي پيدرپي محكومان مختلف به ويژه محكومان مخدر به مناسبتهاي گوناگون و در موارد بسيار، اندكي پس از دستگيري اعتراض كرده است. گفتني است، اين رخداد كه موجب جنجال در دستگاه حاكميت دبي شده، در تاريخ امارات متحده بيسابقه بوده است. پديده فساد اجتماعي و مواد، از مهمترين تهديدات اجتماعي موجود در همه كشورها و جوامع بشري است كه به ويژه در امارت و در ميان اتباع و شهروندان اين كشور به مشكل روز جامعه تبديل شده است. اين گزارش ميافزايد، علاوه بر آنكه بسياري از خانوادههاي بزرگان و افسران پليس امارات، درگير مواد مخدر هستند، اين پديده در ميان شهروندان و جوانان اماراتي در سالهاي اخير به شكلي بيسابقه و عجيب رشد پيدا كرده و گسترش استفاده از مواد مخدر بر پايه آمارهاي دستگيريهاي محكومان مواد مخدر به طور فزايندهاي به چشم ميخورد که البته اين امر، نشانگر وضعيت آشفته در امارات متحده و درگيري آن با مشكلات ناشي از اعتياد مواد مخدر است كه در صورت ادامه چنين روندي، جامعه امارات با بحراني جدي روبهرو خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 18:10 توسط مسعود موسوی |
|
|
وزير امور خارجه کشورمان گفت: موضوع فلسطين مساله اصلي تمامي جهان اسلام است و منافع ملي تمامي کشورهاي منطقه با آن گره خورده است. منوچهر متکي در جريان راهپيمايي روز قدس در گفتگو با ايرنا با بيان اين که مساله فلسطين يک مساله داخلي نيست، افزود: وقتي کشورهايي از ديگر قاره ها در راستاي اهداف سلطه طلبانه خود در مسايل فلسطين مداخله مي کنند، ديگر موضوع قدس و فلسطين نمي تواند يک موضوع داخلي و يا منطقه اي باشد. وي اظهار داشت: امروز مساله فلسطين به عنوان مساله اي مبتني بر منافع ملي تک تک کشورهاي منطقه مطرح است و امنيت تمامي کشورهاي منطقه و جهان اسلام ارتباطي مستقيم با اين موضوع دارد. وزير امور خارجه تصريح کرد: امروز ديگر فلسطين نه مساله ملي، نه مساله منطقه اي و نه مساله داخلي است بلکه موضوعي است مربوط به تمامي جهان اسلام و کشورهاي منطقه. متکي اظهار داشت: با توجه به اين که مساله فلسطين بر منافع ملي تمامي کشورهاي منطقه و جهان اسلام اثر دارد، موضوع قدس و فلسطين يک موضوع فرامنطقه اي و جهاني و به طور خاص مربوط به کشورهاي جهان اسلام است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 18:7 توسط مسعود موسوی |
|
|
دادستان کل کشور با اشاره به تلاشهاي مذبوحانه آمريکا و رژيم صهيونيستي در ايجاد توطئه در کشور، هشدار داد و گفت: برادر و خواهر مسلمان، نسبت به توطئه هاي دشمنان هشيار باشيد. به گزارش ايرنا، حجت الاسلام و المسلمين غلامحسين محسني اژه اي، روز جمعه در اجتماع پرشور مردم کاشان که در مراسم روز قدس شرکت کرده بودند، تصريح کرد: دشمنان تلاش مي کنند، با ايجاد ناامني، نظام جمهوري اسلامي را نابود کنند، ولي آنها کور خوانده اند و همچون گذشته در رسيدن به هدفهاي خود ناکام خواهند ماند. وي، در بخشي از سخنان خود به تشريح علت نامگذاري روز جهاني قدس از سوي امام خميني(ره) و مقاصد شوم استکبار جهاني در ايجاد رژيم صهيونيستي و اشغالگر قدس پرداخت و گفت: جنايات اسراييل غاصب هيچگاه از حافظه تاريخ پاک نخواهد شد. وي، از جمله عوامل شکل گيري رژيم صهيونيستي را سکوت کشورهاي اسلامي در قبال تداوم جنايات ددمنشانه اين رژيم و رويکرد سازشکارانه برخي سران اين کشورها عنوان کرد و گفت: ملتهاي زجر کشيده کشورهاي منطقه بويژه ملت فلسطين در سرزمينهاي اشغالي که از سران خود نااميد شدند، راهي به جز مقاومت و ايستادگي نداشتند. دادستان کل کشور گفت: ادامه حمايتهاي نظامي، اطلاعاتي و سياسي آمريکا و کشورهاي غرب از رژيم صهيونيستي، کار را به جايي رسانده است که برغم تجاوز آشکار به کشورها و کشتار مردم بيگناه فلسطين، اين رژيم هيچ اعتنايي در قبال قطعنامه هاي شوراي امنيت و سازمانهاي به اصطلاح بين المللي ندارد. حجت الاسلام و المسلمين محسني اژه اي، مهمترين هدفهاي رژيم اشغالگر قدس و حاميان او در منطقه را ستيز با اسلام و ايجاد تفرقه بين دولتهاي اسلامي بيان کرد و گفت: در چنين شرايطي امام خميني (ره) در سخنان قاطع خود چند ماه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، همچون گذشته که مکرر از سوي ايشان و ساير علما مطرح مي شد، بارديگر خطر اسراييل را گوشزد فرمودند و دستور روز جهاني قدس را در 16مرداد سال 58 صادر کردند. دادستان کل کشور با اشاره به فراز هايي از پيام تاريخي امام خميني(ره) در مورد قدس اظهار داشت: ايشان در اين پيام مهم روز قدس را متعلق به همه مسلمانان و روز اسلام و رسول الله اعلام کردند. وي همچنين با اشاره به بخش ديگر از فرازهاي پيام تاريخي حضرت امام (ره)، اظهار داشت: امام (ره) همچنين فرمودند: " روز قدس، روزي است که بين متعهدين و منافقين امتياز خواهد شد، متعهدين اين روز را روز قدس مي نامند و به وظيفه خود عمل مي کنند و منافقين آنهايي که با ابرقدرتها در زير پرده، آشتي و آشنايي دارند و با اسراييل دوستي، در اين روز بي تفاوت هستند و قوميتها را نمي گذارند، تظاهرات کنند. محسني اژه اي همچنين افزود: امام (ره) در پيام تاريخي خود فرمودند: روز قدس، روزي است که بايد به روشنفکراني که در زير پرده با آمريکا و عوامل آمريکا روابط دارند، هشدار بدهيم. اين گزارش حاکيست، اين آيين در مسجد آقا بزرگ کاشان با حضور نماينده ولي فقيه و امام جمعه کاشان، جمعي از مسوولان و قشرهاي مختلف مردم اين شهرستان برگزار شد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 18:5 توسط مسعود موسوی |
|
|
امام خميني کجاها مدارا نکرد؟/3 انجمن حجتیه؛ حکایت مقدس نمایان بی شعور/ سازمان مجاهدين مواجهه با خط امام نماز جمعه تهران فرصتی بود تا رهبر انقلاب ضمن هشدار نسبت به جریاناتی که در مقابل مردم و رأی مردم قرار گرفته اند، مستنداتی تاریخی را مورد اشاره قرار دهند و از مدارا و برخورد امام راحل با جریانات و گروهک ها و اشخاص سیاسی مختلف سخن به میان آورند؛ سخنانی که به نوعی هشداری تلقی می شد برای بانیان آشوب و ناآرامی ها در کشور. ایشان فرمودند:«از اول انقلاب در بين همين گروههائى كه در دوران پيش از انقلاب و در حوادث سالهاى مبارزات، همه در كنار هم بوديم، اختلافهائى به وجود آمد. امام (رضوان اللَّه تعالى عليه) با همهى اين اختلافات يك جور برخورد نكرد. همين طور كه در روش اميرالمؤمنين عرض كرديم، روش امام (رضوان اللَّه عليه) هم همين جور بود؛ يعنى اول با مدارا، با نصيحت؛ ليكن آن وقتى كه اقتضاء كرد، برخورد كرد.» رهبر انقلاب از گروه هایی هم نام بردند. ایشان فرمودند:«يك گروه مربوط به دولت موقت بودند و مشكلات آنها بود، يك گروه آن كسانى بودند كه عليه لايحهى قصاص آن حركت را انجام دادند، يك گروه حتّى كار را به ترور و درگيرىهاى خيابانى كشيدند؛ با هر كدام از اينها امام يك نحوى برخورد كرد.» ایشان البته از برخوردهای امام با شخصیت هایی که در سطوح بالای حکومت قرار داشتند هم سخن به میان آوردند:«در سطوح بالاى حكومت هم بود؛ نخستوزير بود، رئيس جمهور بود، حتّى بعدها در اواخر عمر امام (رضوان اللَّه عليه) در سطوح بالاتر از رئيس جمهور هم بود. امام با كسانى كه احساس كردند نميشود با اينها بيش از آن مدارا كرد، برخورد كردند.» و توضیح دادند که:«همه هم سوابق انقلابى داشتند، سوابق مذهبى داشتند، خيلىشان هم در سطوح بالا بودند؛ ليكن خوب، اينجور شد ديگر؛ اين انشعابها پيش آمد. بعضى واقعاً با امام درافتادند... بعضى با امام درافتادند و مداراى امام را نديده گرفتند. امام به همين گروهك منافقين كه خواسته بودند بيايند با ايشان ملاقات كنند، پيغام دادند كه اگر شما به حق عمل كنيد، من مىآيم سراغ شما؛ اگر دست از اين كارهاى خلاف برداريد، خود من مىآيم سراغ شما. يعنى امام تا اين حد با اينها مدارا كردند و حرف زدند. خوب، وقتى احساس خطر شد؛ بخصوص آن وقتى كه مسئله، مسئلهى رسوخ دادن مبانى غلط در كالبد نظام و انقلاب است، اين ديگر مثل سمِ مهلك است. آن وقت امام رعايت نكردند، مدارا نكردند.» در این مجال به تفصیل تاریخ گروهک ها و شخصیت هایی که در سال های آغازین انقلاب مورد مدارا و برخورد امام قرار گرفتند، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. تاریخ گروهک ها و شخصیت هایی که روزگاری شاید جزیی از نهضت به حساب می آمدند و بعضا مورد اعتماد کامل انقلابیون بودند اما کم کم راهشان از انقلاب جدا شد. برخی شرایط و مستندات تاریخی قرابت بالایی با شرایط امروز دارد و از قابلیت تطابق بالایی نیز برخوردار است. در بخش سوم اين گزارش به بررسي مواضع انجمن حجتيه و سازمان مجاهدين انقلاب پرداخته شده است: 4) انجمن حجتیه؛ حکایت مقدس نمایان بی شعور انجمن حجتیه در سال 1336 توسط شيخ محمود ذاکرزاده تولائی معروف به حلبی تاسیس شد. حلبی از واعظان معروف آن زمان در شهر مشهد بود که به دنبال ماجرای دولت مصدق و پس از شکست در انتخابات مجلس از سیاست کناره گیری کرد و با مهاجرت به تهران انجمن را بنیان گذاشت. انجمن هدف اصلی خود را مقابله با بهائیت می دانست و اعضای خود را از ورود در سیاست منع می کرد. در تبصره دوم اساسنامه انجمن آمده بود: «انجمن به هيچ وجه در امور سياسى مداخله نخواهد داشت و نيز مسووليت هر نوع دخالتى را كه در زمينههاى سياسى از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گيرد، برعهده نخواهد داشت.»(20) در آغاز امام نه تنها اجازه دادند اعضای انجمن از وجوهات برای پیشبرد فعالیت های خود بهره ببرند، بلکه آیت الله خزعلی را نیز به عنوان نماینده خود در انجمن معرفی کردند. برخی مراجع نیز در این برهه به حمایت و تقدیر از فعالیت های انجمن در مواجهه با خطر نشر بهائیت پرداختند. با اوج گیری نهضت اما کم کم واقعیت چهره های انجمنی ها مشخص شد. حجتیه ای ها در مبارزات نیز نه تنها به بهانه مبارزه با بهائیت کمکی به انقلابیون نکردند بلکه با سخنرانی های متعدد، حرکت امام را محکوم نمودند. در این دوره در زمانی که سه وزیر کشور بهایی هستند و مسئولیت های متععدی در اختیار بهائیان است، شاه با استقبال کامل فعالیت انجمن را همراهی می کند و با تائیدات مکرر ادامه حرکت را تضمین می نماید. در اینجاست که همکاری صمیمانه تر با ساواک شروع می شود. در واقع شاه تعادلی میان حضور بهائیان و فعالیت های انجمن ایجاد می کند که همواره بهانه ای برای مبارزه در دست انجمنی ها باشد و متعاقب آن نوعی تفرقه در بدنه مذهبی جامعه ایجاد شود. با پیروزی انقلاب حلبی حتی صریحا نسبت به امام موضع گرفت و به حرکت
انقلابیون اعتراض کرد. او در مورد امام تصریح کرد:«يك خودكاري در دستش
گرفته و يك اعلاميهاي نوشته، ميخواهد آمريكا را شكست بدهد.»(21) با مشخص تر شدن رویکرد کسانی که امام بعدها آنان را مقدس نمایان بی شعور و ولایتی های بی ولایت لقب داد، کم کم ایشان از آیت ا... خزعلی خواستند تا به حضورش با عنوان نماینده در انجمن پایان دهد. آیت الله خزعلی در این خصوص می گوید:«نظر به سازماندهي و گستردگي انجمن حجتيه، امام به من فرمودند كه بر اين گروه نظارت كنم و به ايشان گزارش نمايم. از ايشان درخواست كردم تا حكم كتبي به من بدهند.ايشان گفتند: نيازي به اين مسأله نيست. ولي به علت سوءاستفادههاي بعضي افراد انجمن آن هم در حد فردي نه خود انجمن، اينگونه براي ديگران مطرح ميكردند كه بودن اينجانب در انجمن دليل بر تأييد امام بر كل انجمن است. امام هم از 12 رمضان 60 اين نظارت را از من گرفتند.»(23) با پیروزی انقلاب انجمن در چرخشی تعجب بر انگیز از شهیدان خود سخن گفت و خود را به اصطلاح کاتولیک تر از پاپ جلوه داد. اوج نفاق و دورویی انجمنی ها در این دوره به نمایش گذاشته شد. حلبی که روزی در تماس با آقای شریعتمداری می گفت باید در تقوای امام شک کرد در این دوره مدافع انقلاب شد و چنان سخن گفت که انگار سالیان دراز است همراه با امام بوده!(24) اگرچه انجمنی ها خود را از موالیان حضرت حجت و حامیان واقعی انقلاب جلوه می دادند، اما همچنان انحراف های ایدئولوژیک در عمق بینش آنها وجود داشت. انحراف هایی که با واکنش جدی تر امام مواجه شد:««یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذاریدکه معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید. حضرت صاحب مگر برای چه میآید؟ حضرت صاحب میآید که معصیت را بردارد. ما معصیت میکنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را بردارید، این دستهبندیها را برای خاطر خدا، اگر مسلمانید، و برای خاطر کشورتان، اگر ملی هستید، این دستهبندیها را بردارید. در این موجی که الان این ملت را به پیش میبرد، در این موج خودتان را وارد کنید و برخلاف موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.»(25) به دنبال این قبیل مواضع، انجمن با چهره ای حق به جانب طی بیانیه ای پرمعنا و کنایه دار تعطیلی خویش را اعلام کرد. در این بیانیه با اشاره به سخنان امام آمده بود:«در پی این فرمایش شایع شد که طرف خطاب امر مبارک این انجمن است. اگر چه به هیچ وجه افراد انجمن را مصداق مقدمه بیان فوق نیافته و نمی یابیم و در ایام گذشته به خصوص از زمانی که حضرت ایشان با صدور اجازه مصرف انجمن از سهم امام علیه السلام این خدمات دینی و فرهنگی را تأئید فرموده بودند هیچ دلیل روشن و شاهد مسلمی که دلالت بر صلاحدید معظم له به تعطیلی انجمن نماید در دست نبود. معذلک در مقام استفسار برآمدیم. البته تماس مستقیم میسر نگشت؛ لیکن با تحقیق از مجاری ممکنه و شخصیت های محترمه موثقه و بنا به قرائن کافیه محرز شد که مخاطب امر معظم له این انجمن می باشد. لذا موضوع توسط مسئولین انجمن به عرض موسس معظم و استاد مکرم حضرت حجه الاسلام و المسلمین آقای حلبی دامت برکاته رسید. فرمودند: در چنین حالتی وظیفه شرعی در ادامه فعالیت نیست. کلیه جلسه ها و برنامه ها باید تعطیل شود...» این بیانیه همچنین می افزود:«براساس عقيده دينى و تكليف شرعى خود، تبعيت از مقام معظم رهبرى و مرجعيت و حفظ وحدت و يكپارچگى امت و رعايت مصالح عاليه مملكت و ممانعت از سوءاستفاده دستگاههاى تبليغاتى بيگانه و دفع غرضورزى دشمنان اسلام... اعلام مىداريم كه از اين تاريخ، تمامى جلسات انجمن تعطيل مىباشد و هيچ كس مجاز نيست تحت عنوان اين انجمن كوچكترين فعاليتى كند.»(26) البته امام نیز با بیان اینکه انجمن تعطیل شده است و نه منحل آن روز این حرکت را بی فایده خواند.(27) امام بعدها نیز در منشور روحانیت به صراحت در مورد انجمنی ها سخن به میان آوردند. ایشان فرمودند:«دسته ای دیگر از روحانی نمایانی که قبل از انقلاب دین را از سیاست جدا می دانستند و سر به آستانه دربار می ساییدند، یک مرتبه متدین شده و به روحانیون عزیز و شریفی که برای اسلام آن همه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیدند، تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. دیروز مقدس نماهای بی شعور می گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است؛ امروز می گویند مسئولین نظام کمونیست شده اند! تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان ارواحنا فداه را مفید و راهگشا می دانستند، امروز از این که در گوشه ای خلاف شرعی که هرگز خواست مسئولین نیست رخ می دهد، فریاد وااسلاما سر می دهند! دیروز حجتیه ای ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی تر از انقلابیون شده اند! ولایتی های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته اند در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته اند و عنوان ولایت بر ایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می خورند! راستی اتهام آمریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرام ها و حرام کردن حلال ها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلیت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر می شود؟ از آدم های لا مذهب یا از مقدس نماهای متحجر و بی شعور؟ فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به مسخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعن ها و کنایه ها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ عوام یا خواص؟ خواص از چه گروهی؟ از به ظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است. همه اینها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزه هاست و برخورد واقعی هم با این خطرات بسیار مشکل و پیچیده است. از یک طرف وظیفه تبیین حقایق و واقعیات و اجرای حق و عدالت در حد توان و از طرف دیگر مراقبت از نیفتادن سوژه ای به دست دشمنان کار آسانی نیست. با این که در کشور ما در اجرای عدالت بین روحانی و غیر آن امتیازی نیست، ولی وقتی با متخلفی از روحانیت خوش سابقه یا بدسابقه برخورد شرعی و قانونی و جدی می شود، فورا باندها فریاد می زنند که چه نشسته اید جمهوری اسلامی می خواهد آبروی روحانیت را ببرد.»(28) امام در جایی خطاب به ناطق نوری، وزیر کشور و علی اکبر پرورش، وزير آموزش و پرورش، نظر خود را نسبت به انجمن چنين ابراز می کنند:«به آنها پست کليدی ندهيد. خطرناکند. وقتی آمدند بين شما تفرقه ايجاد می کننند، تشتت ايجاد می کنند. برادران را به جان هم می اندازند. آنها کار ديگری دارند. دنبال مسئله ديگری هستند. اينها با شاه همکاری می کردند. برايشان مسئله دين مطرح نبوده است.»(29) ایشان همچنین در جواب آقای امامی کاشانی در جایی می فرمایند:« آنها را من تائید نمی کنم، آنها از نظر بینشی انحراف دارند و اینها معتقدند که در زمان غیبت امام زمان نمی شود تشکیل حکومت داد و ادامه می دهند که انجمن قابل اصلاح نیست.»(30) و به این ترتیب مدارای امام با حجتیه ای ها هم به پایان رسید. مواجهه امام با انجمنی ها از آنجا بود که آنان از انقلاب و جنگ و مبارزه دم می زدند اما در پوشش این همه ادعا نوعی سکولاریسم را ترویج می کردند. انحراف فکری از خط انقلاب عمده ترین دلیل حذف انجمنی ها بود. 5) سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی مجموعه ای است که توسط 7 گروه انقلابی در تاریخ 16/1/1358تاسیس شد. در این مجموعه آقای راستی کاشانی نماینده امام(ره) در سازمان بود تا جهت دهی سازمان از راه صحیح منحرف نشود و بین اعضاء نیز اختلافی پیش نیاید. در آغاز فعالیت امام نقطه نظرات خود را به اعضای سازمان انعکاس می دادند و بعضا حتی در خصوص نوع عضوگیری نیز رهنمودهایی ارائه می دادند. با گذشت زمان اختلاف هایی بین طیف چپ سازمان یعنی طیف بهزاد نبوی با نماینده امام پیش آمد و این طیف به مقابله با نماینده امام برخواستند. چندی بعد طیف چپ سازمان به خاطر اختلاف با آقای راستی از سازمان کناره گیری کرد. بعدها به خاطر شرایط کشور و خارج شدن نظامیان از گروه های سیاسی، سازمان به صورت نیمه تعطیل در آمد و در نهایت در سال 65 با درخواست آقای راستی، حضرت امام(ره) با انحلال سازمان موافقت فرمودند. بعدها همان طیف چپ سازمان که با نماینده امام سر ناسازگاری گذاشته بودند، سازمان مجاهدین جدید را تشکیل دادند. طیف چپ سازمان قدیم که داعیه دار سازمان جدید شدند، در درون انقلاب باقی ماندند تا آنکه در سال های بعد اختلاف بین خط امامی ها و آنها بالا گرفت. در حالی که امام راحل تاکید کرده بودند:«اگر آنان (فرزندان انقلابيم) جذب حضرات آقايان جامعه مدرسين نشوند در آينده گرفتار كساني خواهند شد كه مروج اسلام آمريكائيند.» و افزوده بودند:«من، جامعه ي مدرسين را مغز متفكر و چشم بينا و وجدان سالم و حساسي براي دستگاه اداره كننده ي كشور مي دانم و معتقدم اگر ما براي حوزه ي علميه به عنوان قاعده ي اصلي و اساسي در انقلاب و جمهوري اسلامي،نقش و ارزش قايل هستيم-كه البته قايليم-ناگزيريم براي جامعه ي مدرسين با آن سوابق و تاريخ درخشان و علم و تقوا و استعداد بالا و مايه هاي قوي فقاهتي، نقشي اول را قايل شويم.» با این وجود سازمان در مقابل جامعه مدرسین هم ایستاد و نه تنها مخالفت کرد، بلکه باب بی حرمتی را نیز گشود. و این همه بعد از ان صورت گرفت که سازمان مجاهدین رسما از اظهارات سخیف آغاجری که دین را افیون توده ها و حکومت ها دانسته بود و تقلید را حرکتی میمون وار لقب داده بود، دفاع کرد و جامعه مدرسین به خاطر عدم مناسب مشی عملی سازمان با اساسنامه و مرامنامه اش آن را نامشروع خواند. پس از این بود که محمد سلامتي دبير كل سازمان گفت:«ما جامعه مدرسين حوزه علميه قم را به عنوان يك گروه سياسي در جناح رقيب تلقي مي كنيم، نه به عنوان يك مجموعه مذهبي قابل قبول» و محسن آرمين هم اضافه کرد:«ما دين خود را از آقايان نگرفته ايم تا با صدور اطلاعيه بتوانند از ما بگيرند.» در واقع داعیه داران خط امام هر آن گونه که می توانستند به نمایندگان و معتمدان امام حمله کردند. به واسطه این دست انحرافات بعدها کم کم برخی اعضای سازمان از بدنه آن فاصله گرفتند و با اعلام برائت از این مجموعه، آن را ترک کردند. در یکی از بیانیه ها که در سال 1384 از جانب اعضای سابق سازمان منتشر شد، خطاب به مردم ایران چنین آمده بود:«عده ای از فرزندان شما در سازمان مجاهدین انقلاب، سنگینی وظیفه خطیر روشنگری و تنویر افكار جامعه را بردوش خود احساس كرده و ضمن اعلان انشعاب از سازمان مذكور هم قسم شده اند در این مقطع حساس بدون هیچ ملاحظه ای حقایقی را از پشت پرده سیاست با شما بازگویند تا در پیشگاه مردم و نسل های آینده شرمسار نباشند كه یقینا مقدمه شرمساری در پیشگاه خدا خواهد بود.» در این بیانیه صریح و تحلیلی به روند شکل گیری سازمان و انحطاط آن پرداخته شده بود و از جهت گیری های نادرست و ناصواب آن سخن به میان آمده بود. نویسندگان بیانیه تصریح داشتند:«ما - انشعابیون از سازمان مجاهدین انقلاب- بار دیگر تاكید می كنیم كه به علت دگردیسی رهبران سازمان و آلوده شدن ایشان به بازی های قدرت و ثروت دیگر سنخیتی با ایشان در خود ندیده و قصد داریم به زودی با تشكیل گروهی جدید تحت عنوان "مجمع مجاهدین انقلاب اسلامی" اعلام موجودیت نمايیم.» در ادامه نیز آورده بود:«از شما مردم فهیم مخصوصا قشر آگاه دانشجو و دانشگاهی می خواهیم ما را در این امر مهم یاری نمائید تا مانند گذشتگانمان (طیف راست و چپ سازمان) از مسیر درست جدا نیفتاده و به چرب و شیرین دنیا آلوده نشویم و در پیشگاه امام(ره) و شهدا سرافكنده نگردیم.»(31) یکی دیگر از اعضای سازمان مجاهدین نیز طی نامه ای پرده از روند استحاله و انحطاط سازمان برداشته بود و عدم ادامه حضور خود را اعلام کرده بود. در نامه او این گونه آمده است:«راستش مثل آدمی می مانم که همه گذشته اش به یکباره پودر و دود شده و به هوا رفته است. به عنوان یک بسیجی پنجاه و هشتی و به عنوان یک آدم در شرف میانسالی که عمر نوجوانی و جوانی اش را به پای جمهوری اسلامی ریخته است و همه عمر با امام و شهدا مانوس بوده و از سال 68 به بعد آرمان های زندگی اش را به دست عده ای قدرت طلب خودکامه بر باد داده است و به خیال خود با حضور در سازمان در کنار افرادی قرار گرفته که با او درد مشترک دارند ، امروز آرمان های خود را به نوعی دیگر مخدوش و منکوب دیده ام و این برایم بسیار و بسیار سخت و غیر قابل تحمل بود.» او همچنین ادامه داده بود:«اگر سازمان هم مثل مشارکت برای جلب نظر چند جوجه روشنفکر به این نتیجه رسیده که باید در برخی امور تجدید نظر کند، عیبی ندارد ولی هزینه اش از دست دادن چند عضو جوجه متحجر مثل حقیر است. صراحتا" بگویم امام بزرگترین خط قرمز زندگی ام بوده است.» او همچنین به خدشه دار شدن آرمان هایش در این حزب و احساس حقارت از این بابت اشاره کرده بود و افزوده بود:«امروز با تمام وجود این حقارت را حس کردم... نوشتن این سطور فقط از باب درد دل بود و اینکه اگر مرا عجالتا" در سازمان ندیدید گله مند نشويد.»(32) کار سازمان اما به مواجهه با جامعه مدرسین و دفاع بی چون و چرا از سخنان وقیحانه آغاجری نیز ختم نشد. بعدها خبری منتشر شد که خبر از شالوده شکنی های جدید می داد. خبر از این قرار بود:«موارد مربوط به ولایت و امامت از مرامنامه سازمان مجاهدین انقلاب حذف شد.» اگر چه جهت گیری های سازمان مجاهدین انقلاب طی این سال ها خود گواه فاصله گرفتن این سازمان از خط ولایت و امامت بود، اما هیچ کس گمان نمی کرد این این فاصله به تقابلی علنی بینجامد و سازمان ناگذیر شود موارد مبنایی مرامنامه خویش را برای ادامه حیات سیاسی حذف کند. اصلاح اساسنامه و مرامنامه سازمان از آن رو مطرح شد که به اعتقاد برخی
صاحب نظران این تغییر و اصلاح نه امری متعارف که از باب گشوده شدن درهای
سازمان برای برخی گروهک ها بود. در کنگره سالیانه سازمان قبل از آنکه سخنی
در این باب به میان بیاید، بهزاد نبوی نسبت به برخی واکنش ها به این
تحولات اظهار نگرانی کرده بود. او گفته بود:«در اين جلسه بچه مسلمونهاي
آگاه مملکت حضور دارند بنابراين تقاضا دارم به دليل اهميت مرامنامه سازمان
، امروز نسبت به تصویب مرامنامه راي مخالف بدهيد تا کار کارشناسي بيشتري
روي آن شود.» بهزاد نبوی در آن جلسه با توجه به تعهد شورای مرکزی مبنی بر آماده کردن پیش نویس گفته بود:«هنوز روي حذف و اضافه کلماتي مانند نبوت و امامت و ولايت در مرامنامه تصميم گيري نکرده ايم اما از قم تماس گرفتند و گفتند تمام مشروعيت اين سازمان روي هوا رفته است!» اظهارات درون سازمانی این چنینی هیچ گاه تکذیب نشدند و عملا این سکوت به معنای تایید وجود برخی حرف و حدیث ها در خصوص اصلاحات بنیادی در جهت گیری سازمان بود. یعنی در واقع آنچه تا کنون مخفی و غیر علنی بود، به صورت علنی تر و شفاف تر طرح شد. پس از انتشار این خبر اگر چه آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین حذف "امامت" از اساسنامه را تکذیب کرد، اما در واکنشی معنا دار ترجیح داد نسبت به حذف "ولایت" سکوت اختیار کند. در عین حال روزنامه کارگزاران نیز به نوعی ماهیت اصلی خبر را تایید کرد. این روزنامه در شماره روز شنبه خود تصریح کرد:«اصلاحات مورد بحث مرامنامه این سازمان، در مرحله بحثهای مقدماتی است و احتمالا در كنگره سال آینده مجاهدین انقلاب بررسی خواهد شد.» ارزیابی ها از تغییرات احتمالی در مرامنامه سازمان این بود که هدف اصلی زمینه سازی برای باز کردن درب های سازمان به روی برخی گروهک ها و مجموعه های مطرود نظام از یک سو و اتخاذ مواضعی رادیکال تر در آینده از سویی دیگر است. سازمان مجاهدینی ها در انتخابات مجلس هشتم توانستند اعتماد از بین رفته بین خود و خاتمی را باز ستانند و به این ترتیب در انتخابات ریاست جمهوری دهم با بدنه اصلاحات برای ساختارشکنی متحد شوند و آنها را به سمت و سوی مواضع رادیکال سوق دهند. آخرین فعالیت های سازمان در حالی است که می توان آن را ماجرای آن را نیز به واسطه اعترافات مطرح شده و مواجهه با نظام و خط امام پایان یافته تلقی کرد. پی نوشت: |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 18:2 توسط مسعود موسوی |
|
|
امواج خروشان صدها هزار نفر از مردم روزهدار تهران که يک صدا عليه رژيم صهيونيستي شعار مي دادند، تفرقه افکناني را به تغيير مسير واداشت. به گزارش گزارش خبرنگار ما حاکي است تعدادي از اين افراد که اغلب با لباس و نمادهاي سبز حاضر شده اند، به روزه خواري و استعمال دخانيات در ملأ عام پرداختند. همچنين عده اي از افراد که صورت هاي خود را با پارچه هاي سبز رنگ پوشانده اند، با کف زدن شعارهايي مانند "نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران" سرمي دهند. عده اي نيز شاخه سبز درخت، بادکنک ، مچ بند و پرچم هاي سبز دردست و کفش هاي سبز رنگ نيز به پا کرده اند. تفرقه افکنان در عبور از مقابل خبرگزاري جمهوري اسلامي نيز شعارهايي عليه ايرنا سر دادند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 17:58 توسط مسعود موسوی |
|
|
در پنجمین دادگاه کودتای مخملی باز هم در میان سخنان متهمان از مهدی هاشمی نام برده شد تا بدین ترتیب از مجموع پنج دادگاه برگزار شده، در سه دادگاه سرنخها به فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ختم شود. در این دادگاه که روز 23 شهریور برگزار شد نیز یکی از گردانندگان سایت اینترنتی جمهوریت با اذعان به اینکه این پایگاه توسط مهدی هاشمی اداره میشد گفت: "رفته رفته متوجه شدیم استراتژی و سوژههای مهدی هاشمی وسیعتر از خط تخریب دولت است و سیبل ما از دولت به نظام تغییر یافت و بین این سایت و رسانههای ضد انقلاب همسویی ایجاد شد." در دادگاه چهارم نیز دو نفر دیگر از گردانندگان این سایت اینترنتی از نقش مهدی هاشمی در اغتشاشات اخیر و دستور وی برای حمله رسانه ای به نظام، دولت، سپاه، بسیج و ... پرده برداشته بودند. محمد علی ابطحی هم در اولین دادگاه کودتای مخملی در بخشی از اعترافاتش گفته بود: "مهدی هاشمی و آدمهایش تمام تلاش خود را برای باقی نگاه داشتن مردم در خیابانها انجام میدادند." اما ساعاتی پس از برگزاری آخرین دادگاه، مهدی هاشمی که به ادعای رسانههای نزدیک به وی اکنون در لبنان به سر میبرد در اطلاعیهای به طرح مجدد نامش در دادگاه واکنش نشان داد. وی در بخشی از این بیانیه با حمله به سپاه پاسداران مدعی شد: "تلاش برخی سرداران سپاه و رسانههای جمعی همراه آنان در راستای تخریب ارکان نظام و کوشش برای ایجاد تفرقه در صفوف سیاسی جمهوری اسلامی ایران، امری غریب و باورنکردنی است که خوشبینانهترین عامل این اظهارات سنگر گرفتن در پناه رهبر معظم انقلاب برای توجیه اقدامات ناشایسته خود آنهاست." فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به مصوبه ای اشاره کرد که چندی پیش مجمع تشخیص مصلحت نظام آن را تصویب کرده بود. مهدی هاشمی نوشت: "تأمل برانگیزتر اینکه برای تقاضای اینجانب برای انتشار پاسخ، خود را در حصار آهنین امنیت میبینند و هیچ جوابی نمیدهند، حال آنکه به وفق قانون اساسنامه سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران «چنانچه در برنامههای پخش شده سازمان (اعم از خبری، گزارشی، تولیدی در قالبهای مختلف بیانی – تصویری و نمایشی) از شبکههای محلی، سراسری و بینالمللی و یا در اطلاعیههای صادره از سوی آن سازمان، مطالبی مشتمل بر توهین، افترا یا خلاف واقع نسبت به هر شخص (اعم از حقیقی یا حقوقی) باشد و یا به هر نحوی اظهارات اشخاص تحریف گردد، مراحلی بار احقاق حق ملی خواهد شد." مهدی هاشمی این اطلاعیه را در همان سایتی منتشر کرده که در روزهای اخیر هرگونه رابطه با او را تکذیب کرده بود! مهدی هاشمی پس از دادگاه چهارم نیز از طریق همین سایت اینترنتی به عزت الله ضرغامی نامه نوشته بود و به خاطر پخش شدن نامش در رسانه ملی اعتراض کرده بود. اما پس از افشاگریهای روزهای اخیر که سخنان اخیر فرمانده سپاه پاسداران درباره پشت پرده آشوب ها، به یقین هم نزدیک شد، "مهدی هاشمی" تهران را به مقصد لندن وپس از آن به کویت ولبنان ترک کرد. با این حال پایگاه منتسب به وی مدعی است که سفرهای این روزهای مهدی هاشمی، سفری کاری است و او به زودی به ایران باز خواهد گشت. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 20:8 توسط مسعود موسوی |
|
|
حجتالاسلام مجتبی ذوالنورجانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت كه مهدی كروبی برای برخورد نظام غش كرده است اما بهتر است نظام با سران فتنه برخورد نكند.
به گزارش مهر ، ذوالنور امروز چهارشنبه در نشست سیاسی بسیج فرهنگیان نواحی چهارگانه آموزش و پرورش کرج، در پاسخ یکی از فرهنگیان كه پرسید "چرا با سران آشوبها و اغتشاشات اخیر که از مسئولان نظام هستند و سمت اجرایی دارند، برخورد و آنها را عزل نمی کنید؟"، اظهارداشت: اهانت به رهبر معظم انقلاب از سوژه های این افراد و سیاسیون آشوبگر بود. در این بحث برخورد نتیجه عکس دارد و برای مظلوم نمایی، القای دیکتاتوری و اختناقی که آنها انجام می دهند باید در میان مردم روشنگری کرد. زد و خورد و برخورد فیزیکی و قضایی همیشه و به طور حتم بهترین گزینه نیست و نتیجه مثبت ندارد. وی افزود: در این راستا اگر نظام با این افراد برخورد نمی کند دلیل بر عاجز بودن و عدم توانایی نیست، همچنین بعضی از برخوردها در برخی مقاطع خوب نیست، تمامی این آشوبها برای نظام روشن است و باید برای مردم روشن و شفاف شود. جانشین نمایندگی ولی فقیه سپاه پاسداران ادامه داد: برای مسئولان نظام از ابتدا تا امروز ریشه های این فتنه و پشتیبانی از خارج مشخص و روشن بود، از رایزنی ابطحی گرفتن پول از کشورهای عربی و اروپایی به طور کامل واضح است که ابطحی مسئول گرفتن پول از کشورهای عربی و برادر خاتمی هم مسئول دریافت پول از کشورهای اروپایی بودند. ذوالنور تصریح کرد: برخی افراد دوست دارند که با آنها و اعمالشان برخورد شود، آقای کروبی دلش غش کرده برای برخورد نظام و از خدا می خواهد که با افکار و اعمالش برخورد شود. وی افزود: کروبی در شبهای قدر دست به دعا بود که شاید سندهایی برای ادعاهایش پیدا شود و بر اساس پیامکی که برای وی ساختند و ارسال شده است، کروبی در سه شب قدر تنها این قسمت از دعای جوشن کبیر "یا سند من لا سندله" را زمزمه می کرد تا شاید سندی برای ادعاهایش پیدا کند! این مسئول گفت: نظام اگر بخواهد افراد را محاکمه کند، آنها به قهرمان تبدیل می شوند همان طوری که در قضیه بنی صدر، نظام به وی اجازه داد تا از کشور خارج شود، چون اگر وی را محاکمه می کرد تبدیل به قهرمان سیاسی می شد و پس از مرگش سالهای بعد برای برگزاری مراسمهای مرگ، عزل، رئیس جمهوری و ... مشکلاتی به وجود می آمد. ذوالنور عنوان کرد: این افراد را باید به مرده سیاسی تبدیل کرد نه قهرمان سیاسی. جانشین نمایندگی ولی فقیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: در مجموع نظام از این جور افراد وحشت ندارد، هرچه می خواهند بگویند، این طوری نیست که نظام توان برخورد نداشته باشد. وی در پاسخ به سئوال یک فرهنگی دیگر مبنی بر اینکه " اقدامات لباس شخصیها را نمی شود انکار کرد، حضور آنان در برخی معابر مشاهده شد و بعضی از آنها در خوابگاه ها اقدام ضرب و شتم کردند، بدون اینکه آن افراد گناهی داشته باشند، این نیروها را چه کسانی پشتیبانی می کند چون وجود آنها ذهنیت مردم را نسبت به سپاه و رهبری مکدر می کند؟" اظهارداشت: اصل این موضوع را نمی شود انکار کرد. در انتظار گاف دولت ذوالنور با تشریح برنامه ها و اهداف مخالفان دولت احمدی نژاد گفت: استفاده از مناسبتها به خصوص بازگشایی مدارس و دانشگاه ها از برنامه های این افراد است به نحوی که از آقای موسوی پرسیدند "که چرا ساکت نشسته اید و اقدامی انجام نمی دهید؟ گفت که تا اول مهرماه صبر کنید اوضاع یکسره می شود"، این آقایان به این مناسبتها امید بسته اند تا برنامه های خود را عملی کنند، همچنین از هم اکنون نیز برای روز 16 آذر به شدت کار می کنند. وی افزود: تمامی این افراد می خواهند که طبل عدم مشروعیت دولت را به صدا در آورند و روی این بحث مانور داشته باشند. جانشین نمایندگی ولی فقیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: در مجموع این آقایان و سران اغتشاشات و آشوبها مسیر را به بهانه های مختلف ادامه می دهند و به طور مرتب کارها و اقدامات دولت را رصد می کنند تا دولت گاف بدهد، در این راستا بحث انتخاب وزیران زن را مطرح کردند و با تشکیل تیمها و اکیپهای متعدد و اعزام به دفاتر مراجع مختلف، خواستار برخورد مراجع با این حرکت رئیس جمهور شدند و به تحریک آنها پرداختند. مشایی ؛ اشتباه بارز احمدی نژاد این مسئول گفت: درست است که مشایی یکی از اشتباهات بارز احمدی نژاد بود و این افراد مدام در پی این بودند که با مطرح کردن این موضوع از اعتبار دولت بکاهند. قبول داریم که در دولت احمدی نژاد یک مشایی بود اما دولتهای قبل خود مشایی بودند و یا بیش از ده ها نفر مانند مشایی و بدتر از آن داشتند. ذوالنور اظهار داشت: این افراد مانند خوارج عمل می کنند و هدف آنها از مطرح کردن موضوعات مربوط به مشایی چیز دیگری است. حتی در این راستا تیمی را به منظور رصد کردن دولت فعال کردند تا ضعفها را برجسته و نقاط قوت را مخدوش و مردم را دچار تردید کنند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 20:4 توسط مسعود موسوی |
|
|
دیپلمات سابق اسراییلی: داریم به روز قیامت هسته ای نزدیک می شویم ! ساعت
به سرعت در حال سپری شدن است و ما تنها 5 دقیقه با نیمه شب فاصله داریم ؛
5 دقیقه ای که به هیچ وجه نمی توانیم ان را طولانی تر کنیم .طبق آموزه های
دینی این زمان از پیش تعیین شده است و نمی توان آن را تغییر داد . عصر ایران – " در گلد " دیپلمات سابق اسراییلی در جلسه نمایندگان جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا از تهدید برنامه های هسته ای ایران برای اسراییل و جهان خبر داد. به گزارش عصر ایران ، این دیپلمات اسراییلی که سخنانش حاوی تهدید بود با اشاره به تعیین کننده بودن زمان حاضر در آنچه دست یابی ایران به سلاح اتمی خواند ، افزود : " ما در یک موقعیت بسیار خطرناک با ایران قرار گرفته ایم . " این دیپلمات اسراییلی با اشاره به اینکه زمان بسیار کمی برای استفاده احتمالی اسراییل از سلاح هسته ای باقی مانده است ، گفت : " ساعت به سرعت در حال سپری شدن است و ما تنها 5 دقیقه با نیمه شب فاصله داریم ؛ 5 دقیقه ای که به هیچ وجه نمی توانیم ان را طولانی تر کنیم ". اشاره این دیپلمات اسراییل به زمان تعیین شده برای " روز رستاخیز " بود که ریشه در کتب دینی و ادیان الهی دارد . طبق آموزه های دینی این زمان از پیش تعیین شده است و نمی توان آن را تغییر داد . در این جلسه " اریک کانتور " رهبر اقلیت جمهوریخواهان مجلس نمایندگان آمریکا نیز با اشاره به اینکه او از موقعیت کنونی احساس خطر می کند ، ابراز نگرانی کرد که سیاست گفتگو با ایران در شرایط کنونی وارد مسیر خطرناکی شود . در این جلسه " مایک پنس " از نمایندگان جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا نیز با تکرار مواضع سایر سخنرانان ضمن دعوت از نمایندگان دموکرات برای حمایت از لایحه تحریم های انرژی علیه ایران ، افزود : " الان زمان آن فرا رسیده است که کنگره لایحه تشدید تحریم ها را علیه حکومت ایران به تصویب برساند ". کنگره آمریکا دو ماه پیش لایحه ای غیر الزام آور را به تصویب رساند و به دولت اوباما این اجازه را داد که در صورت صلاحدید تحریم های اعمال شده علیه ایران را به حوزه انرژی و واردات بنزین ایران گسترش دهد. ایران و 6 کشور عضو گروه 1+5 توافق کرده اند که اول اکتبر ( 9 مهر ) گفتگوهای خود را برای رسیدن به توافقی بر سر آینده فعالیت های هسته ای ایران از سر بگیرند. در حالی که ایران می گوید بر سر بسته پیشنهادی خود که اشاره اندکی به بحث هسته ای دارد با گروه 1+5 گفتگو می کند ، اما 4 کشور غربی عضو این گروه گفته اند که هدف اولیه انها از گفتگو با ایران موضوع هسته ای و فعالیت های غنی سازی اورانیوم ایران خواهد بود . اسراییل به کشورهای عضو گروه 1+5 و به ویژه آمریکا فشار وارد می کند تا زمان این گفتگوها را کوتاه کنند و در صورتی که ایران به خواست های آنها تن نداد ، وضع تحریم های فلج کننده و احتمالا حمله به تاسیسات هسته ای ایران را در دستور کار خود قرار دهند . |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 20:1 توسط مسعود موسوی |
|
|
رئیس مجلس گفت: دفاع از مردم مظلوم فلسطین علاوه بر وظیفه دینی با منافع
ملی ما نیز در ارتباط است و هرگز نباید از این موضوع دست بکشیم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 19:57 توسط مسعود موسوی |
|
![]() ![]() این سفیره چه ترسیده!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 16:46 توسط مسعود موسوی |
|
|
آيتالله مصباح يزدي در ديدار جمعي از مسئولان مركز بررسي جرائم سازمانيافته سپاه و دستاندركاران پروژه گرداب ضمن تشكر و قدرداني از فعاليت سپاه پاسداران در فداكاري و دفاع از فرهنگ و باورهاي اسلامي تاكيد كردند: اطلاع از زمينههاي فساد نبايد نااميدكننده باشد بلكه بايد احساس مسئوليت را در فرزندان خميني كبير بيشتر كند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 15:6 توسط مسعود موسوی |
|
|
نويسنده و كارشناس برجسته آمريكايي در آخرين شماره هفتهنامه "امريكنفريپرس "، اقدام به بررسي جنگ سري اسرائيل عليه ايران و حمايت آمريكا و رژيم صهيونيستي از گروههاي تروريستي معاند ايران، نموده است. به گزارش فارس، "ريچارد واكر "، نويسنده و كارشناس آمريكايي، در مقالهاي براي هفتهنامه "امريكن فري پرس " با عنوان "جنگ پنهاني اسرائيل عليه ايران "، نوشت: جنگ مخفي اسرائيل عليه ايران تركيبي از روشهاي مبارزه با انقلابيون از جمله پخش اطلاعات نادرست، تحريف خروجي رسانههاي خارجي، تهديد به حمله هوايي و استفاده از ميانجيها براي انجام عملياتهاي شبهنظامي در چند كشور خارميانه. اين نويسنده باسابقه نشريات آمريكايي در ادامه گزارش خود تاكيد ميكند: آخرين صدمه اين جنگ، حقيقتي است كه در رابطه با ادعاي حمل محموله موشكهاي كروز توسط يك كشتي روسي به مقصد ايران وجود دارد. اين گزارش ميافزايد، برخي اخبار حاكي از آن است كه موشكهاي مورد ادعا در داخل كشتي باري "درياي شمالي " (Arctic Sea)، كه مدتي به خاطر انجام برخي تعميرات در بندر روسي "كالينينگراد " كه يك منطقه شديدا نظامي است، لنگر انداخته بود. پنهان شدهاند. در واقع روسيه از سال 1991، موشكهاي هستهاي خود را به كاليننگراد منتقل كرد كه با دو كشور اروپايي لهستان و ليتواني، مرز مشترك دارد؛ كاليننگراد همچنين براي چندين دهه بندر "ناوگان بالتيك روسيه " بوده است. نويسنده اين گزارش با اشاره به داستان دزديده شدن كشتي باري روسيه توسط عوامل رژيم صهيونيستي مينويسد: كشتي درياي شمالي، ابتداي ماه ژوئن و تا پيش از آنكه خدمه روسي كار بارگيري محموله الوار به اين كشتي را به پايان برسانند، در كاليننگراد توقف كرده بود. پس از اتمام كار بارگيري، اين كشتي تحت پرچم "مالت " وارد آبهاي بينالمللي شد و طبق گزارشات رسيده به سمت الجزاير حركت كرد كه از اين كشور به عنوان گذرگاهي براي انتقال سلاح و ديگر كالاهاي مشابه به ايران، ياد ميشود. بنابراين گزارش، در پايان ماه جولاي،
رسانههاي اروپايي گزارش كردند كه كشتي هفت هزار تني درياي شمالي ناپديد
شده و آخرين گزارشها حكايت دارد كه اين كشتي عصر روز 24 جولاي در آبهاي
سوئد ديده شده است. اما در اين بين هنگامي كه ادعا شد كشتي قادر به مكانيابي در رادار نيست، سازمانهاي كشتيراني بطور جدي و با شك و ترديد نسبت به اين مسئله واكنش نشان دادند. اين شك و ترديدها نيز وقتي افزايش يافت كه بطور علني اعلام شد محموله كشتي كمتر از يك ميليون دلار ارزش داشته است. بطوريكه چند رسانه انگليسي نيز در ربوده شدن اين كشتي توسط دزدان دريايي ابراز ترديد كرده و تصريح كردند: بعيد است دزدان دريايي خطر كرده و اقدام به ربودن يك كشتي كم ارزش در يكي از مسيرهاي دريايي كنند كه شديدا تحت كنترل و نظارت است. واكر با طرح اين مسئله كه آيا ممكن است كشتي درياي شمالي حامل يك محموله سري مواد مخدر و يا اسلحه بوده باشد، مينويسد: ناظران كشتيراني در اروپا با شك و ترديد اظهار داشتهاند كه هر كشتي ممكن است همانند كشتي درياي شمالي ناپديد شود اما منابع اتحاديه اروپا چيز زيادي براي گفتن ندارند. در همين حال مسئله گيجكنندهتر اين بود كه روسيه نيز كار زيادي در رابطه با دزديده شدن اين كشتي كه خدمه آن روسي بودند، انجام نداد. اين گزارش ميافزايد: معما وقتي پيچيدهتر شد كه كشتي درياي شمالي، 17 آگوست در حزاير "كاپ ورده " (Cape Verde) و سه هزار مايل دورتر از بندر مبدا توسط ناوهاي روسي پيدا و به بندر "نووروسيسك " در درياي سياه منتقل شد و سپس 15 تن از خدمه كشتي، آزاد شدند. اين در حالي بود كه هشت خدمه ديگري كه در كشتي حضور داشتند متهم به دزدي دريايي شدند. در همين حال وقتي كه خانواده يكي از هشت
نفري كه ادعا ميشود دزدان دريايي هستند، پس از ديدن تصاوير تلوزيوني اين
هشت نفر به يك روزنامه محلي تماس گرفت و تاكيد كرد يكي از هشت نفر دستگير
شده، برادر زاده آنها بوده است كه سه سال پيش بر اثر يك حادثه در حين
ماهيگيري ناپديد شده بود و گمان ميرفت كه مرده باشد. واكر مينويسد: اما اگر اين ادعا درست باشد، آنگاه چرا روسيه بايد تا اين حد به يك كشتي كه حامل محموله يك ميليون دلاري الوار بوده، توجه كند؟ اين نويسنده افزود: اما پيچيدهترين جنبه
اين داستان، گزارشهاي متعاقبي است كه ميگويند، سازمان جاسوسي رژيم
صهيونيستي، موساد، هشت دزد دريايي را استخدام كرده تا وارد كشتي شوند.
همچنين اين سازمان سيا بوده كه به اسرائيل در رابطه با جاسازي موشكهاي
كروز در زير محموله الوار كشتي درياي شمالي خبر داد. در همين حال، تنها 24 ساعت پس از آنكه كشتي درياي شمالي تحت كنترل ناوگان دريايي روسيه درآمد، "شيمون پرز "، رئيس رژيم صهيونيستي در حالي به مسكو سفر كرد كه مهمترين موضوع دستور كار وي مسئله تامين تسليحاتي ايران توسط روسيه بود. اين در حالي است كه رسانههاي خبري رژيم صهيونيستي ادعا كردند كه اسرائيل هيچ دخالتي در دزديده شدن كشتي درياي شمالي نداشته و هشت رباينده اين كشتي در واقع حافظان محيط زيست بودهاند كه در اعتراض به قطع درختان، كشتي حامل الوار را دزيدهاند. واكر در ادامه اظهار ميدارد: در حالي كه ممكن است حقيقت هيچگاه مشخص نشود، اما اسرائيل از درز اين داستان سود برد. اين كارشناس غربي با اشاره به ترفندهاي رسانهاي رژيم صهيونيستي و غرب براي پنهانسازي اقدامات غيرقانونيشان مينويسد: روش ارايه داستانهاي مختلف به رسانههاي بينالمللي چيز جديدي براي موساد نيست. اين سازمان جاسوسي حتي اسناد طبقهبندي شده ايالات متحده در رابطه با سياست واشنگتن در قبال ايران را نيز به رسانههاي مهم خبري آمريكا ارايه كرد تا با تشديد ترس از ايران، كنگره را مجبور به همراهي با استراتژي خاورميانهاي تلآويو كند. اين گزارش در تشريح حمايت آمريكا و رژيم
صهيونيستي از گروههاي تروريستي مينويسد: در سطحي ديگر، آمريكا با
چشمپوشي از استفاده رژيم صهيونيستي از سازمانهاي واسط به منظور انجام
حملات تروريستي در داخل ايران و لبنان و توليد اطلاعات مشكوك در رابطه با
برنامه هستهاي ايران، به رژيم صهيونيستي كمك كرده است. اين گزارش با اشاره به حمايت آمريكا از منافقين ميافزايد: در حالي كه وزارت خارجه آمريكا سازمان مجاهدين خلق را در ليست سازمانهاي تروريستي منظور كرده است اما بسياري از اعضاي اين گروه سالهاست كه توسط ارتش آمريكا و در اردوگاه اشرف در جنوب عراق، محافظت ميشوند. كه اين اقدام آمريكا به معناي تاييد هدف اعلان شده منافقين براي سرنگوني رژيم ايران است. همكاريهاي منافقين و آمريكا تا جايي است
كه به گفته رهبري گروهك منافقين، اين گروه بوده كه اطلاعاتي را در رابطه
با تاسيسات هستهاي ايران به آمريكا داده تا آمريكا نيز آنرا به اسرائيل
ارايه كند.
واكر در پايان گزارش خود تصريح ميكند:
اخيرا نيز افشا شده است كه برخي از گروههاي تروريستي پيش از انتخابات
رياستجمهوري ايران با حمايت آمريكا اقدام به بمبگذاريهاي چندباره در
اين كشور كردهاند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 15:4 توسط مسعود موسوی |
|
|
سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي گفت: «كاهش شكاف دولت-ملت، حفظ هويت اصلي و مردمي بودن نظام و حفظ جمهوريت و اسلاميت آن از اولويت هاي اصلي حزب كارگزاران سازندگي است.» حسين مرعشي در گفتگو با ايسنا، اظهار داشت: حزب كارگزاران سازندگي متناسب با شرايط فعلي تلاش خود را خواهد كرد كه به دو موضوع اصلي كشور بپردازد. يعني حفظ هويت اصلي و مردمي بودن نظام و حفظ ارزش هايي كه انقلاب بر آن ها استوار است و نيز حفظ هويت جمهوريت و اسلاميت آن. اولويت ديگر حزب كارگزاران سازندگي تلاش براي پيدا كردن راهكارهاي كاستن شكاف دولت-ملت است. ما فكر مي كنيم اگر امروز در مصدر كار نبودن پاره اي از اشخاص در بخش هاي مختلف بتواند به كاهش اين شكاف بيانجامد، بايد جاي خود را به افرادي كه مورد وثوق ملت هستند، بدهند. ادعاي تلاش براي كاهش شكاف دولت-ملت و حفظ هويت مردمي و اسلامي نظام در حالي از سوي سخنگوي كارگزاران سازندگي مطرح مي شود كه برخي اعضا و وابستگان اين حزب، به خاطر رفتارهاي ضدقانوني، اشرافي گري و لاابالي گري، خود از سرخط هاي جريان ايجاد شكاف ميان مردم و دولت به شمار مي آيند. كارگزاران همچنين از جمله حلقه هايي هستند كه كوشيدند قدرت را انحصاري و نقش مردم در انتخابات را كمرنگ سازند و از سوي ديگر ليبراليسم و اباحي گري را جايگزين تقيدات و موازين اسلامي كنند. چند سال پيش محمد عطريانفر عضو مركزيت كارگزاران، اين حزب را پيش از جريان هاي چپ، بنيانگذار اصلاح طلبي خوانده بود. روزنامه دولتي ايران هم در روزگار حاكميت كارگزاران بر اين روزنامه (سال78) طي گزارشي، كارگزاران را سردمداران اصلاح طلبي در ايران معرفي كرده و در توضيح اين ادعا تصريح كرده بود كه «سياست هاي اقتصادي كارگزاران به تجمل و شكاف طبقاتي دامن زد و تورم وضعيتي تازنده به خود گرفت و فضاي نارضايتي ايجاد شده، باعث شكافي شد كه زمينه را براي روي كار آمدن نيروهاي تحول خواه (اصلاح طلب) فراهم كرد».
گفتني است در جريان انتخابات اخير نيز
برخي اعضا و وابستگان كارگزاران با سرخوردگي ناشي از شكست فاحش انتخاباتي،
اقدام به شايعه سازي و شايعه پراكني با هدف بي اعتماد كردن مردم به نظام
كردند و در برخي اغتشاشات نقش فعالي ايفا مي كردند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 15:1 توسط مسعود موسوی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
حضرت عیسی (ع) از محلی عبور می نمود . عده ای جهود به ایشان بی ادبی کردند ؛ اما حضرت انها را مدح و ثنا فرمود !
یکی از شاگردان ایشان عرض کرد : ای پیامبر خدا ! اینها سخنان زشت می گویند و شما این گونه جواب می فرمایید ؟! حضرت فرمود: بله ، انها انچه داشتند ، از خود بروز دادند و من نیز انچه در باطن داشتم ، اظهار نمودم ؛ هرکس درون خود را نشان می دهد |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 مرداد 1388 |
| آرشیو موضوعی |
|
خبر جدید طنز سیاسی اخبار سیاسی مقالات سیاسی افشاگری |
| پیوندها |
|
وبلاگ کم نظیر (فکر جوان) برای جوانان رئیس جمهور محبوب من حق انتخاب-انتخابات رياست جمهوري و از خاکستر خود برمیخیزم پایگاه آموزشی آی تی گل نرگس |
|
RSS
|