تبليغاتX
آرماگدون (نبرد نهایی)
حجت‌الاسلام حميد رسايي
رهبر معظم انقلاب، انتخابات دهم ریاست جمهوری را میدان امتحان نخبگان دانستند، نخبگانی از جنس مردان سیاست و حتی از جنس مردانی در لباس دین. یکی از کسانی که در این انتخابات مردودی‌اش بیش از گذشته برای همه آشکار شد، آقای صانعی بود. ایشان که به بهره گیری از فتوای عجیب و غریب و همت روزنامه های زنجیره ای مورد حمایت غرب و مصاحبه با تریبون هایی مانند بی‌بی‌سی توانست در دوره حاکمیت اصلاح طلبان عنوان مرجع تقلید را برای خودش دست و پا کند، خیلی زود با رفتارها و مواضع و فتاوای بی‌مبنایش جایگاه خود را از دست داد، چه این که شخصیت هایی از این دست شاید برای چند روزی بتوانند دکان و دستکی فراهم کنند اما هرگز نمی توانند این عناوین را برای خود ماندگار نگه دارند.

از یاد نمی برم در سال 1380 وقتی آقای خاتمی برای بار دوم به ریاست جمهوری رسید، عده ای موتورسوار با ظاهر و شعاری کاملاً متفاوت از مردم عادی در شهر قم مانور می دادند و از جمله در برابر دفتر و بیت همین فرد برای دقایقی به کف و سوت پرداختند. البته حضرت آیت الله هم آنان را در کف زدن یاری کرد! همان شب این جماعت موتورسوار را دیدم که در خیابان های قم روحانیون را مسخره می کردند. فردای آن روز خدمت آیت الله مصباح رسیدم و گفتم حاج آقا؛ عمامه‌به‌سری رأی آورده، اما عمامه‌به‌سران مسخره می شوند، حکمت چیست و استاد محترم دردمندانه از راز دنیای وارونه آن روز سخن گفت و ما را دعوت به صبر کرد.

ما صبر کردیم و این بار همان مردم برای بار دوم فرد دیگری را انتخاب کردند، با جنس و عملکردی متفاوت. این بار همان جمعیت متفاوت از عموم مردم، با اقتدا به همین افراد، ضمن ادعای تقلب و جابجایی آرا در خیابان ها ریختند و مسجد آتش زدند و چادر از سر زنان کشیدند و البته شب ها با لباس های نیمه برهنه در شمال شهر تهران بر بام خانه هایشان تکبیر گفتند!

رهبر معظم انقلاب در بیانی دقیق، این رفتارها را با حرکت جماعتی در صدر اسلام مقایسه کردند که با ساخت مسجدی به جنگ سنبل مساجد حق آمده بودند. مسجد ضرار دیروز امام جماعتی داشت و بدون شک مسجد ضرار امروز هم امام جماعت و مرجع تقلید می خواهد اما از جنس خودشان.

افاضات آقای صانعی در گرگان نشان داد که ایشان امام جماعت مسجد ضرار این روزهاست. امامی که بی محابا دهان به هتک حرمت دیگران باز می کند، روزی از خوشحالی کف می زند و روزی دیگر از شدت ناراحتی رویگردانی مردم، به منتخب آن‌ها تهمت حرامزادگی می زند! امروز صبح خبرنگاران با دفتر به اصطلاح این مرجع تقلید در قم تماس گرفته اند و پرسیده اند که بر اساس فتوای ایشان اگر کسی به دیگری نسبت حرامزاده دهد، حکمش چیست ؟ در پاسخ گفته اند که این عمل حرام و گناه کبیره است و اگر این فرد نتواند ادعای خود را ثابت کند، باید بر او حد قذف را جاری کرد که 80 ضربه شلاق است. اکنون با توجه به این که شیخ یوسف صانعی چنین نسبتی را به رییس‌جمهور منتخب مردم ایران داده است، لازم است از این فرد دلیل و برهان نسبتی که داده، خواسته شود و اگر نتوانست به اثبات برساند -که نخواهد توانست-، آنگاه این اقدامات در باره اش صورت گیرد:

1. با توجه به این که شیخ یوسف صانعی این نسبت را پس از ادعای این که احمدی‌نژاد در صحن علنی مجلس قسم دروغ خورده، به او داده، بعد از بررسی این ادعا بر اساس فتوای خودش در صحن علنی مجلس شورای اسلامی و در برابر دیدگان نمایندگان مردم ایران، حد شرعی درباره اش اجرا شود.

2. جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که در طول سال های قبل و بعد از انقلاب به عنوان یک مرجع جمعی، تکیه گاه مردم مسلمان بوده است، همانگونه که در جلسان خصوصی خود بارها و بارها در خصوص انحرافات برخی از روحانیون و مراجع خود ساخته و از جمله وی‍ژگی فتوای این فرد به بحث نشسته، یک‌بار برای همیشه سفره دل باز کند و در اقدامی انقلابی و دینی همچون بیانیه ای که به امضای عالمی بزرگ چون آیت الله مشکینی در باره عدم مشروعیت سازمان مجاهدین انقلاب به یادگار ماند، واقعیت ها را با مردم در میان بگذارد و مرز میان عالمان دینی را که با ادب و علم خود همواره مایه افتخار مرجعیت شیعه بوده اند، با افرادي که با ابزار روزنامه های زنجیره ای و بی‌بی‌سی به عنوان مرجع تراشیده شده اند، مشخص کند و ساحت مرجعیت شیعه را پاک سازد.

3. دفتر این فرد کوشیده تا موضوع اهانت به منتخب ملت را انکار کند و آن را به عنوان ذکر ضرب المثلی بی ارتباط با رییس‌جمهور جا بیندازد که حتی با این توجیه، همچنان این اهانت در جای خود باقی است و در واقع گوینده سعی کرده تا با این ضرب المثل ادعای خود را ثابت کند. این توجیه را باید دروغی دیگر برای فرار از این افتضاح دانست. از یاد نبریم که این جماعت در ایام انتخابات دائماً شعار سر می دادند که "دروغ ممنوع " و از مردم می خواستند تا به دروغگو رأی ندهند. همین طور در ایام انتخابات بارها اعلام کردند که " ادب مرد به ز دولت اوست". اکنون مردم به حرف آنها گوش داده اند و به دروغگویان رأی ندادند و اعلام کرده اند که چون شما ادب ندارید، لیاقت دولت هم ندارید ولی از این پس می گویند که شما نه تنها استحقاق دولت ندارید که به دلیل دروغگویی و بی ادبی، شرایط مرجعیت هم ندارید و حتی به دلیل فقدان شرط عدالت، شرایط امامت جماعتی هم ندارید؛ هرچند برای امامت مسجد ضرار، ظاهراً هیچ یک از این شرایط لازم نیست.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 11:35  توسط مسعود موسوی | 
صدای آمریکا که روزی ادعا می‌کرد در میان ایرانیان 10 میلیون بیننده دارد، به اعتراف امیرعباس فخرآور یکی از نیروهای این رسانه، هم‌اکنون تعداد بیننده‌هایش از NITV لس‌آنجلسی هم کمتر شده و همه این‌ها به مدد سواستفاده بهاییان از پول مالیات‌دهندگان آمریکایی، حمایت دولتمردان آمریکایی از آن‌ها و مدیریت بهاییان بر این رسانه است.
«شبکه ایران» پیش از این در مطلبی به تحلیل وضعیت تلویزیون رو به تعطیلی صدای آمریکا وابسته به (BBG) و وزارت امورخارجه آمریکا پرداخته بود. در آن گزارش، نویسندگان به تحلیل ابعاد مختلف فروپاشی درونی تشکیلات این رسانه ضدایرانی و سلطنت‌طلب پرداخته بودند. گزارش پیش رو نیز به بررسی نفوذ و سیطره فرقه بهائیت در ارکان و بدنه این شبکه تلویزیونی ضدایرانی پرداخته است.
برای بازشناسی هدف تاسیس VOA، نگاهی به تاریخچه آن ضروری است. از ۷ دسامبر ۱۹۴۱ که حمله ژاپنی‌ها به "پرل هاربر" در جنگ جهانی دوم زمینه ورود آمریکا به جنگ را فراهم کرد، نخستین جرقه‌ها برای تاسیس Voice Of America زده شد.
* نگاهی به تاریخچه صدای آمریکا
در ماه مارس سال ۱۹۴۲ رادیوی دولتی ایالات متحده با عنوان رادیوی عمومی ملی (NPR)آغاز به کار کرد و چندی بعد نیز بخش بین‌المللی آن با عنوان صدای آمریکا (VOA) شروع به کار کرد. هدف از تاسیس این بخش بین‌المللی، بهبود چهره آمریکا در جهان و گسترش آزادی و دموکراسی مورد نظر آمریکا در کشورهای دیگر بود. «صدای آمریکا» در واقع ابزاری بود برای اجرای سیاست‌های وزارت امور خارجه ایالات متحده و همچنین تاثیرگذاری بر افکار عمومی مردم جهان نسبت به ایالات متحده که از طریق زبان رسانه دنبال می‌شد.
مجموعه صدای آمریکا در مجموع، دارای ۴۴ پخش‌کننده رادیویی به زبان‌های مختلف و ۲۴ پخش‌کننده تلویزیونی است. این مجموعه از بدو تاسیس با هدف استفاده و بهره‌گیری از ابزار دیپلماسی عمومی پایه‌ گذاری و تاسیس شد که گسترهٔ پخش آن، آسیا، اروپا و شمال آفریقا را شامل می‌شود.
رادیوی عمومی ملی (NPR) و مجموعه صدای آمریکا (VOA)، هر دو زیرمجموعه هیأت مدیره رسانه‌های خارجی دولت ایالات متحده آمریکا یا همان (BBG) و زیر نظر این هیات مدیره که اعضای آن متشکل از شورای روابط خارجی آمریکا و نمایندگان منصوب دستگاه وزارت امورخارجه ایالات متحده هستند، اداره می شود و ریاست (BBG) نیز با رای مجلس سنای آمریکا انتخاب می‌شود.
همچنین (BBG) زیر نظر "تیم بازرسی ویژه ایالات متحده آمریکا" فعالیت می‌کند و این تیم گزاره‌های خود را به مجلس سنای ایالات متحده و وزارت خارجه ارائه می دهد. هم‌اکنون بودجه سالیانه صدای آمریکا 800 میلیون دلار است که از محل مالیات‌های مردم آمریکا تامین می‌شود.
* تاریخچه تاسیس بخش فارسی صدای آمریکا
در آوریل ۱۹۷۹ یعنی بلافاصله پس از وقوع انقلاب در ایران، بخش فارسی رادیو صدای آمریکا ابتدا با هدف جهت‌دهی به انقلاب ایران و در پی ناکامی، با هدف مقابله با انقلاب اسلامی و به چالش کشیدن آن، با ۳۰ دقیقه برنامه روزانه راه‌اندازی شد. از ۲۲ نوامبر ۱۹۷۹ احمدرضا بهارلو فعالیت خود را در این رسانه آغاز کرد. در کنار بهارلو مجریان دیگری همچون رامش راسخ، بهروز عباسی و اکبر ناظمی که از پرسنل رادیو ایران بودند با هدایت بهارلو کار خود را در بخش فارسی صدای آمریکا آغاز کردند.
آلن هایت در کتاب تاریخ VOA، زمان تاسیس تلویزیون فارسی صدای آمریکا را سال 1996 عنوان می‌کند. به این ترتیب، نزدیک به دو دهه بعد از آغاز به کار احمدرضا بهارلو در مجموعه صدای آمریکا و راه‌اندازی رادیو فارسی، مسئولیت راه‌اندازی تلویزیون این مجموعه نیز به وی سپرده شد. در تاریخ 18 اکتبر ۱۹۹۶، نخستین امواج تلویزیون فارسی صدای آمریکا با اجرای احمدرضا بهارلو برای تمام دنیا پخش شد.
تا سال‌ها بعد، بهارلو خود سازنده و مجری بسیاری از برنامه‌های خبری تحلیلی و سیاسی این تلویزیون بود. بهارلو در ادامه پس از برنامه هفتگی میزگردی با شما، در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۲ برنامه (فصلی دیگر) و در ۶ جولای ۲۰۰۳ برنامه روزانه خبرها و نظرها را راه‌اندازی کرد.
وسعت برنامه‌های بهارلو که خود همزمان ریاست بخش فارسی رادیو و تلویزیون صدای آمریکا را برعهده داشت به حدی رسید که مخاطبان هر زمان که "پیچ تلویزیون" را می‌چرخاندند، بهارلو مقابل دوربین نشسته بود و مشغول اظهارنظر و ارائه تحلیل بود. امپراتوری بی‌رقیب بهارلو وقتی از هم گسست که پخش رادیویی صدای آمریکا به بنیاد رادیو آزاد آمریکا سپرده و از مجموعه VOA منفک شد که این آغازی بر افول این پیرمرد بود.
* بهاییان در صدای آمریکا
احمدرضا بهارلو نخستین رئیس بخش فارسی صدای آمریکا، اگرچه خود یک بهایی نبود اما تمایل زیادی به نزدیکی با بهاییان داشت. این موضوع به خصوص در استخدام کارمندان بخش فارسی و گزینش همکاران ایرانی وی از میان بهاییان مشهود است. همانطور که قبلاً گفته شد نخستین همکاران وی در این بخش رامش راسخ، بهروز عباسی و اکبر ناظمی بودند که دو نفر نخست از بهاییان نامدار ایرانی در رادیو و تلویزیون دوران پهلوی در ایران بودند. 
در اطلاعیه گروهی از کارمندان و کارکنان رادیو و تلویزیون ملی ایران در تاریخ 17 بهمن 57 که در روزنامه اطلاعات به چاپ رسیده بود، نام این دو تن به همراه گروهی دیگر از کارمندان بهایی این مجموعه دوران پهلوی به چشم می‌خورد.

با آغاز به کار "کنت تام لینسون" به عنوان رئیس BBG، به ناگاه شیلا گنجی از بهاییان سرشناس و از اعضای جامعه بهایی در سازمان ملل متحد، در غیاب احمد بهارلو در آوریل 2004 به عنوان رئیس بخش فارسی VOA مشغول به کار می‌شود. کنت تام لینسون که خود از اعضایAIPAC یا همان جامعه لابی یهودیان در ایالات متحده محسوب می‌شود، گروهی از سرشناس‌ترین بهائیان را وارد چرخه مدیریت صدای آمریکا می‌کند که "آوی داویدی" ، "ستاره درخشش" یکی از مهره‌های اصلی رسانه‌های جامعه جهانی بهاییت و مهتاب فرید از جمله مهمترین آن‌ها بودند.

احمد باطبی کارمند و جمشید چالنگی مجری صدای آمریکا 

در این میان، آوی داویدی نقش بسیار مهم و تعیین کننده‌ای در روند بهایی‌سازی صدای آمریکا ایفا می‌کند به گونه‌ای که یکباره تعداد زیادی از کارمندان مسلمان‌زاده صدای آمریکا همچون علی مستعانی و سید رسول افخمی از این مجموعه اخراج یا مستعفی می‌شوند و جای آن‌ها را چهره‌های شاخص تلویزیون "صدای دوست" ارگان رسمی بهاییان در حیفا و اسرائیل می‌گیرند.

به این ترتیب، با ورود شیلا گنجی به حلقه مدیریت صدای آمریکا، محفل کارمندان و مدیران بهایی در این رسانه فارسی زبان تکمیل می‌شود و چهره‌هایی همچون اکبر ناظمی، بهروز عباسی، ارژنگ داودی، رامش راسخ، آوی داویدی، مهتاب فرید و ستاره درخشش در کنار هم قرار می‌گیرند.

* سفر مدیران صدای آمریکا به حیفا
هم‌اکنون نیز (VOA PNN) توسط جیمز گلاسمن (از اعضای ارشد انستیتوی آمریکن اینترپرایز) رئیس جدید هیأت مدیره رسانه‌های خارجی ایالات متحده اداره می‌شود. وی که از سال 2007 مدیریت این مجموعه را در اختیار گرفته است از بدو قبول تصدی این مسئولیت، ارتباط بسیار نزدیکی با محافل بهاییان ایالات متحده و حیفا در اسراییل پیدا کرده است.

شاهدی بر این مطلب، ارتباطات نزدیک وی با بهروز بهبودی (مدیر و بنیانگذار Council for a Democratic Iran) و از بهاییان سرشناس است. وی در اوایل سپتامبر 2008 به همراه سناتور تام کوبرن رئیس "تیم بازرسی ویژه" ایالات متحده آمریکا و از اعضای موثر سنا برای تصویب بودجه (BBG) به اسرائیل سفر کرد و در دفتر بهروز بهبودی در حیفا به دیدار وی شتافت. از آن پس است که شاهدیم روند به کارگیری بهاییان در تلویزیون فارسی صدای آمریکا به نسبت گذشته اوج گرفته است.

از راست به چپ: بهروز بهبودی (مدیر و بنیانگذار Council for a Democratic Iran)، سناتور تام کوبرن رئیس "تیم بازرسی ویژه ایالات متحده آمریکا و از اعضای موثر سنا برای تصویب بودجه (BBG)، امیرعباس فخرآور

پس از استعفای کنت تام لینسون رئیس قبلی BBG که با فشار شدید سناتور کوبرن انجام گرفت، گلاسمن برای ریاست این شورا پیشنهاد شد. شیلا گنجی به شدت تحت حمایت تام لینسون بود و استعفای تام لینسون ضربه بزرگی به شبکه شیلا گنجی وارد کرده بود.

*ریخت‌وپاش‌های بهاییان در خرج کردن بودجه
اخراج شیلا گنجی هم تنها به این دلیل صورت گرفت که موجبات نارضایتی بوش را فراهم آورده بود و به دلیل ریخت‌وپاش‌های فراوانی بود که از سوی این بهایی و دار و دسته‌اش صورت می‌گرفت. وی از زمان آغاز به کار خود در صدای آمریکا، حلقه‌ای از دوستان و نزدیکان بهایی خود از رسانه‌های رادیویی و تلویزیونی بهاییان در حیفا در اسراییل را به آمریکا فراخوانده و به کار گرفته بود؛ به طوری که گزارش‌های رسیده به کمیته تحقیق و بررسی سنا، آنان را واداشت در این زمینه تحقیقات جدی صورت دهند.

فخرآور درباره وی می‌گوید: جالب است بدانید در جولای ۲۰۰۷ همزمان با رای سنای آمریکا به جیمز گلاسمن برای ریاست BBG، شیلا گنجی با دستپاچگی مصاحبه‌هایی را با کانسرواتیوای دولت آمریکا ترتیب داد تا شاید بتواند دل اعضای انستیتوی قدرتمند آمریکن اینترپرایز را بدست آورد.

اما با آغاز به کار دوره جدید مدیریت در صدای آمریکا و رفتن شیلا گنجی، مدیریت صدای آمریکا میان بهاییان دست به دست شد. به این ترتیب یکی از نزدیکان به جامعه بهایی در راس هرم مدیریت مهمترین رسانه دولتی آمریکا قرار گرفت که این امری بی‌سابقه است.

به گفته امیرعباس فخرآور، روشن نبودن هدف برای بیشتر پرسنل این رسانه موجب شده که نیروهای غیر بهایی از فعالیت در این رسانه کنار بکشند.

وی تصریح می کند:
" اطمینان دارم که مالیات دهنده‌های آمریکایی خبر ندارند که با پول مالیاتشان در VOA و رادیو فردا، گروهی از مجریان و پرسنل این رسانه‌ها سعی دارند ادای اپرا، کریستین امانپور، لری کینگ و بیل اورایلی را در بیاورند و پولدار و مشهور شوند. بهتر است مردم بیچاره ایران هم باور کنند که گروهی از پرسنل و مجریان این رسانه‌ها که هر روز مثلاً برای آزادی ایران جلوی دوربین پشتک می‌زنند ، تنها چیزی که برایشان مهم نیست آینده ایران و مردم آن است. "
اما این رسوایی‌ها در صدای آمریکا به همین نکته ختم نمی‌شود چرا که مدتی قبل، یک دختر کانادایی از ارتباطات فاسد احمد باطبی با جمشید چالنگی پرده برداشت که موجی از حیرت را در این رسانه به دنبال داشت. این دختر کانادایی با زیر سوال بردن وجود تشکلی که احمد باطبی ادعای نمایندگی آن را دارد، اساس وجود این مجموعه را انکار کرد و گفت: این تشکل سه عضو دارد که یکی احمد باطبی و دیگری دوست دختر وی و دیگر چالنگی است.

به این ترتیب سریال رسوایی‌های کلاه‌برداران سیاسی ادامه دارد. 
"سایه حسن" وکیل ایرانی-کانادایی از خیانت «گروهی موسوم به "جمعی از فعالین حقوق بشر" که باطبی سخنگوی آن‌ها است و هر دوشنبه در "قهوه‌خانه جمشید" در برنامه تفسیر خبر حاضر می‌شود،» پرده برداشت. به اعتقاد او: «جمشید چالنگی و باطبی سخنگوی "جمعی از فعالین حقوق بشر" که تعدادشان از انگشتان یک دست هم بیشتر نمی‌شود!!! با یکدیگر دست به تاسیس یک باند جدید در صدای آمریکا زده‌اند.»

احمد باطبی در یکی از کافه‌های شبانه واشنگتن در جمعیت «دفاع از حقوق بشر» در صدای آمریکا


سایه حسن در وبلاگ خود ادامه می‌دهد: «جمشید خان چالنگی هم امیدوارم از سرنوشت شیلا گنجی عبرت گرفته باشد و سواستفاده از رسانه دولتی به نفع خانواده و دوستان گرمابه و گلستانش را پایان دهد.»
اما این که صدای آمریکا تریبون بهاییان اسرائیل و آمریکا شده است نمودهای بیرونی بسیاری نیز دارد از جمله آن‌ها پخش گفتگو با یکی از بهاییان سرشناس یعنی احساس یارشاطر در کمتر از دوماه در برنامه‌های مختلف صدای آمریکاست.

در برنامه 17 خرداد 1388 دو روز اول در صدای آمریکا بیژن فرهودی با احسان‌یار شاطر به گفتگو می‌نشیند در حالی که این گفتگو تماماً به تبلیغ و ترویج فرقه بهائیت اختصاص دارد و در این گفتگو یارشاطر با چنان آب و تابی از حضرت عبد البها و مجاهدت‌های وی! یاد می‌کند که اشک تمساح از چشمان فرهودی سرازیر می‌شود!

تریبون شدن صدای آمریکا برای تبلیغ بهاییت توسط بهاییان مارک‌دار 


به این ترتیب، به مرور صدای آمریکا که روزی ادعا می‌کرد درمیان ایرانیان 10 میلیون بیننده دارد، به اعتراف عباس فخرآور هم‌اکنون تعداد بیننده‌هایش ازNITV لس‌آنجلسی هم کمتر شده است و همه این‌ها به مدد سواستفاده بهاییان از پول مالیات‌دهندگان آمریکایی، حمایت دولتمردان آمریکایی از آن‌ها و مدیریت بهاییان بر این رسانه است.

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=34629

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 18:40  توسط مسعود موسوی | 

خیال

دکتر امیرحسین ترکش‌دوز :  تجربه دهه‌هاي 80 و 90 ميلادي در كشورهاي اسلامي و كارنامه اي كه تجدد طلبان مسلمان در عملي ساختن اهداف استعماري كشورهاي غربي از خود بر جاي گذاردند، ظاهراً اين انديشه را در كانون‌هاي نظريه پرداز استعمار قوت بخشيد كه مدرنيست‌هاي مسلمان نيازمند يك مؤتلفند و اين جريان، تنها در صورتی خواهد توانست ماشين به گل نشسته استعمار را در سرزمين‌هاي اسلامي و به‌خصوص ايران پيش برد كه با جريانات سنت‌گرا پيوند خورد.

البته اين تحليل يا تجويز، مسبوق به سابقه اي بيش از چند سال اخير بود اما در كشور ما از اواخر دوران حاكميت اصلاح‌طلبان تحليل‌هايي انتشار مي يافت كه از ضرورت ائتلاف گسترده ميان نيروهاي سياسي سخن می گفت. این "ائتلاف"، طیف گسترده ای از نیروها را در بر می گرفت: از سكولارها گرفته (كه به جدايي دين از سياست در عرصه عمومي قائلند) تا مدرنيست ها كه به پيوند اين دو قائلند، اما دين را هم تراز باورها و احكام عصري و جهانی مي خواهند، تا جريانات گوناگون سنت‌گرا! نمونه ها بسيار است اما از باب يادآوري مي توان به مواردي از اين دست اشاره داشت:

قريب 4 سال پيش، آقاي سعيد حجاريان كه در دوران خيز برداشتن براي فتح سنگر به سنگر قدرت، راست سنتي را همراه با دوستان خود، به‌عنوان تضاد اصلي معرفي كرده بود، پس از تجربه دوران 8 ساله اصلاحات و ناكام ماندن خط مشي ايشان از نفوذي نهادينه و سامان‌مند در عرصه اجتماعي، از ضرورت ائتلافي گسترده از نهضت آزادي تا مؤتلفه سخن گفت. از همان ايام، رسانه هاي مدرنيستي، اندك اندك، شروع به توجهي چشمگير و روال‌مند به حوزه هاي علميه و جريان‌ها و چالش هاي دروني آن كردند. روزنامه "شرق"، صفحاتي را خاص "حوزه علمیه" گشود و خلف آن نشريه "شهروند امروز" نيز همين مشي را ادامه داد. نشريه "آينه" كه سال‌ها پيش، از سوي محسن سازگارا تأسيس شده بود، دوره جديدي از فعاليت ها را با تمركز بر ترويج دین‌داری غیرعقلانی و خرافي به سردبيري رضا انصاري‌راد از نويسندگان روزنامه هاي اصلاح‌طلب و فرزند حسين انصاري‌راد (روحاني طرفدار بني‌صدر و نماينده ادوار اول و ششم مجلس) آغاز كرد. روش استخاره گرفتن، خون گريه كردن يك درخت در روز عاشورا در يك امامزاده و از اين قبيل مضامين از جمله مندرجات اين نشريه در طول انتشار بود. مسئولين آینه كه می کوشیدند به صراحت پاي مشاهير اصلاح‌طلبان و تجدد خواهان را به نشريه خود باز نکنند، در يكي از شماره هاي خود، ناپرهيزي كرده و يادداشتي را به چاپ رساندند از آقاي عبدالكريم سروش! وي در يادداشت مزبور، به بهانه ذكر خير از مرحوم شهيدي، با استناد به هابز فيلسوف انگليسي نوشته بود كه «كه دين را بايد مثل كپسول بلعيد» (و نه آنكه آن را موضوع تأمل عقلاني قرار داد!)

نكته جالب در اين ميان، اين بود كه جرياني با داعيه هاي بلندبالا در جانبداری از عقلانیت، به غيرعقلاني‌ترين رویکردها به سنت توجه نشان داده و در كار ترويج آن بر آمده بود. در همين نشريه، در هر شماره كوشش مي‌شد چهره هايي از روحانيت كه غيرسياسي و غيرانقلابي انگاشته مي شدند، به‌عنوان الگوي اصيل روحانيت مطرح شوند.

از جانب ديگر، روند طرح گسترده چهره هايي كه در سطح آكادميك با عنوان "سنت‌گرا" مطرح بودند، همچون حسين نصر (كه ابتدائاً ناظر به اهدافي متفاوت بود) در همین سال‌ها، وارد مراحلي جديد شد. انتشاراتي وابسته به فرقه گنابادي، با ترجمه آثاري از حسين نصر كوشيد تا هويت اصيل تشيع را نه "انقلابي" كه "معنوي" جلوه دهد (در حاشيه، اين نكته هم قابل ذكر است كه فرهنگستان هنر به ریاست آقای میرحسین موسوی و مؤسسات وابسته به او همچون مؤسسه توسعه دانش و پژوهش و غيره نيز (که آشکارا وامدار رانت دولتی بودند) در سال‌های گذشته، قوياً در كار ترويج سنت‌گرايي و چهره های هاي شاخص آن همچون حسين نصر بوده اند)

نشريه شهروند امروز كه پيش از اين ذكري از توجه بليغ آن به فعل و انفعالات دروني حوزه به ميان آمده بود، در اين زمينه نيز فعال بود. اين نشريه حدود 2 سال پيش، مصاحبه اي با حسين نصر به انجام رساند كه وي ضمن آن، از تفاوت بنيادگرايي با سنت‌گرايي سخن گفته بود. سال‌ها قبل از آن نيز، وي، در آثار خود با طرح يك سنخ‌شناسي سه‌گانه از جريان هاي دروني جهان اسلام، به همين تفاوت ادعايي اشاره كرده بود. نصر، پيش‌ترها، جريان‌هاي دروني جهان اسلام را به تجددگرايي، سنت‌گرايي و بنيادگرايي تقسيم كرده و شخصيت‌هايي همچون امام خميني را به زيركي و ظرافت با برچسب "بنيادگرا" خارج از سنت اصيل ديني، و دین‌داری ايشان را ناراست كيشانه جلوه داده بود. (اين تقسيم بندي بعدها به طور گسترده از سوي مصطفي ملكيان و در مراحل بعد توسط امثال عليرضا علوي‌تبار نيز به‌كار برده شد) وي در مصاحبه مورد بحث با شهروند امروز، بار ديگر بر تفاوت مورد نظر خود تأكيد مي كرد. علاوه بر اينكه شهروند امروز نيز از ايده‌ي وي در جهت خط مشي جداسازي بنيادگرايان (يا همان انقلابيون مسلمان) از سنت (يا راست كيشي) اسلامي و لذا تضعيف موقعيت اجتماعي ايشان (از حيث پيوند آنان با سنت) و بالاخره بهره گيري از ظرفيت‌هاي سنت برای تیز نمودن چاقوی سکولارها و مدرنیست‌های مسلمان بهره می برد.

اما شايد يكي از پر دلالت ترين نمونه ها را بايد تحليلي دانست كه در سال 2003 ميلادي از سوي مؤسسه مطالعاتي رند( Rand) در آمريكا منتشر شد و ترجمه آن نيز دو سال پيش از سوي پژوهشكده مطالعات راهبردي در تهران با عنوان "اسلام دموكراتيك مدني" منتشر گرديد.

نويسنده تحليل منتشره از سوي مؤسسه رند، علاوه بر اشاره به تمايزات دروني ميان سنت‌گرايان يا بنيادگراها، نهایتاً وحدت مدرنيست‌ها و سنت‌گرايان عليه بنيادگراها را پیش روی مخاطبین خود در جهان اسلام قرار می داد. وي در اين زمينه به كليات اكتفا نكرده و توصيه هاي مشخص عملياتي هم به مدرنيست‌ها ارائه كرده بود. به زعم نويسنده، مدرنيست ها علاوه بر به‌سامان نمودن وحدت با سنت‌گرايان بايد بكوشند كه بنيادگرايان را نزد توده "بي آبرو" جلوه دهند. جالب است كه نويسنده، در اين زمينه از مخاطبين خود مي خواست كه بر "رياكاري" و "دروغ‌گويي" بنيادگرايان تمركز كنند! سنخ برخورد بنیادگرایان و دیگر جریان‌ها در مورد مسائل مربوط به زنان، از دیگر مسائل مورد توجه نویسنده بود. از فرازهایی از این تحلیل آشکار بود که سنت‌گرایان در سناریوی نویسنده، تنها نقش "سر پل" و "کاتالیزور" را ایفا می کنند. به‌عنوان مثال، نویسنده در بخش پیوست‌ها، آنگاه که به مسئله حجاب می پرداخت، سیاست دولت بوش را در این زمینه مورد انتقاد قرار می داد که چرا با رویکردی مسالمت جویانه به مضمون سیاسی مسئله حجاب (یعنی جنبه ستیزه جویانه آن) بی توجهی نشان داده است. از دیگر نکات شایان توجه این بود که نویسنده در تجویز خط "ائتلاف" روی خطاب را علی الاصول به سکولارها نگرفته بود. مخاطب اصلی نویسنده، جماعتی بودند که به رغم اعتقاد به پیوند دین وسیاست، دین را در تراز باورها و استانداردهای جهانی و متجددانه ارائه می‌دادند و از سوی نویسنده با عنوان مدرنیست از آنها یاد شده بود.

در انتخابات اخیر و مشخصاً در گفتار و خط مشی انتخاباتی آقای موسوی، مضمون همین خط مشی عینیت پیدا کرد.

اما مقصود از بیان همه این نمودهای پراکنده چیست؟ مقصود آیا این است که "لزوماً" قوه مدبره واحدی همه این نمودهای پراکنده را چونان قطعات یک پازل یا برآمده از نیت و مقصودی مشابه و همسان به هم پیوند می داده است؟ کندو کاو علمی، فعالیتی است که می کوشد تا میان داده هایی که ابتدائاً بی ارتباط با هم به نظر می رسند، "ربط" را با کوشش ذهنی بیابد. به سخن دیگر، ربط بین داده های متکثر امری محسوس نیست که در همان نظر اول و بی هیچ تأملی به نظر آید. "ربط"، امری است "معقول" و قابل انتظار است که در وهله اول به "نظر" نرسد! علاوه بر این که در بحث ما، این "ربط" لزوماً از جنس "قصد" هم نیست. ما از ملاحظه همین داده های متکثر و پراکنده دست کم خود را با خط مشی یا واقعیت سیاسی- اجتماعی واحدی روبرو می یابیم که می تواند حاصل "هم پوشانی" خواسته یا نا خواسته خطوط مختلف باشد. در این "هم پوشانی "منبع و مصدری برنده است (و نهایتاً به واقعیت مزبور جهت خواهد داد) که خط مشی خود را آگاهانه تر طراحی کرده و از توان سازمانی بالاتری برخوردار باشد. پر پیدا است که در بحث ما، این "قوه عاقله استعماری" است که همه خطو ط مشابه را نهایتاً طفیلی و ممد اهداف خود می سازد.

مهم این است که آقای موسوی در طول فعالیت‌های انتخاباتی و به‌خصوص گفتار پسا انتخاباتی خود، به خط مشی استعماری وحدت سکولارها، مدرنیست‌هاو سنت‌گرایان، علیه ایده هایی که از جانب بلندگوهای استعماری بنیادگرا خوانده می شوند، "عمل" کرده است. البته مقصود این نیست که ایشان باید از هر که از جانب بلندگوهای استعماری بنیادگرا خوانده می شد، جانبداری می کرد. خیر! ایشان، می توانست نه وارد ائتلاف با سکولارها و مدرنیست‌ها شود و نه روایت‌های نادرست از انقلاب اسلامی را پذیرا شود. بلکه در سمت‌وسویی متفاوت، روایتی اصیل از انقلابی‌گری اسلامی و آرمان‌های امام در سیاست داخلی، خارجی و حیطه های فرهنگی- اجتماعی را سر لوحه عمل قرار داده و از آن جانبداری نماید. اگر ایشان چنین می کرد، نه سکولارها ومدرنیست‌ها حول ایشان جمع می شدند و نه سران استعمار و از جمله اوباما (سخنگوی شیطان بزرگ) از ایشان جانبداری می کرد.

متأسفانه آقای موسوی (در متسامحانه‌ترین تحلیل) از این دو راه، یعنی التزام به "اسلام امام" از یک سو و "جلب حمایت داخلی و خارجی" از سوی دیگر، چونان یک "سیاستمدار عملگرا" راه دوم را برگزید. اگر آقای موسوی می خواست، خط مشی وی، متفاوت از خط مشی استعمارگران (که معطوف به تأمین منافع ایشان طراحی می شود) ارزیابی شود، باید خط مشی خود را به گونه ای طراحی می کرد که سد راه مطامع ایشان باشد یا لااقل پس از انتخابات با قاطعیت در مقابل ورود "فاکتور اجنبی" به چالش داخلی می ایستاد، که متأسفانه در هیچ یک از این موارد، چنین نکرد.

این که قصد و نیت ایشان چه بوده و آیا به این ارتباط (یعنی ارتباط خط مشی خود با خط مشی استعماری سابق الذکر)، توجه هم داشته اند یا نه، گرچه برای مراجع قضایی و امنیتی مهم است، اما برا ی آن‌که واقعیت سیاسی واجتماعی را مورد کندوکاو قرار می دهد، کم اهمیت است و لااقل در تحلیل او تأثیر دگرگون کننده‌ای نخواهد گذارد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 15:35  توسط مسعود موسوی | 
نزدیکان موسوی

هادى محمدى- با روشن تر شدن ماهيت رويدادهاى اخير و بر ملا شدن ادعاى بى پايه جريان كودتاى سبز، همانگونه كه جناح هاى صهيونيست و نئوكان هاى جمهوريخواه آمريكا به طمع سراب بر رويكرد استمرار حمايت از اقدامات غيرقانونى در ايران تاكيد كردند، بازمانده هاى فتنه اخير هم، براى عقب نماندن از غافله از هر تلاشى فروگذار نمى كنند. منطق اين است كه اگر ديگ براى ما نمى جوشد...

به گزارش ثانيه نيوز، مهم ترين تلاش جماعت بى رمق كودتا در شرايط فعلى اين است كه از كرنش غرب در اعتراف به اقتدار نظام جلوگيرى كنند يا در بين دوستداران نظام اسلامى در منطقه و جهان ترديدها را گسترش دهند. چندى قبل يك تيم چند نفره به بهانه استراحت و معالجه!! به لبنان رفته اند و در مهمانى ناهار و شام با همسر نبيه برى و... براى اثبات حقانيت دروغ هاى خود در اذهان برخى رهبران لبنانى تلاش كرده اند.

يك گروه كوچك تر هم به روسيه رفته و به اين بهانه كه تمامى كارهاى مهم در مناسبات خارجى با كشورهاى مهم، «تلاش بابام» است به دنبال اين بودند روس ها را نيز در تعامل با ايران كم انگيزه كنند. چشم پزشك سياستمدار هم در تدارك سفر به لندن است تا در كنار بقيه حاميان كودتاى سبز، دست به دامان حكومت لرزان براون شوند.

روزنامه اعتماد هم در تيتر يك دوشنبه، با تمام اخلاص براى افكار واقعيت هاى مهم منطقه اى همچون سفر بشار اسد به تهران را به موضوعات توهين آميز مرتبط كرده است. البته خوب است بدانيم كه فرانسوى ها پس از دستگيرى خانم ريس كه ظاهراً وظايف مهم ترى از آنچه در عنوان كارى عادى دارد، از راه هاى ويژه دست به تكاپو زدند تا رسوايى را كاهش دهند ولى چون پاسخ منفى دريافت كردند، سفر كوشنر به همين منظور به تهران را لغو كرده و مواضع تندى را در كنار ساركوزى عليه ايران (از حدود دو هفته قبل) بروز دادند.

بر كسى پوشيده نيست كه روابط و مناسبات ايران و سوريه از سطوح راهبردى برخوردار است و اهميت آن در معادلات منطقه اى برجستگى خاصى دارد. چون تحريريه محترم جريده اعتماد جوهر جهان را كشورهاى غربى مى داند، از بشار اسد به عنوان چند رهبرى در جهان كه رياست احمدى نژاد را تبريك گفته اند ياد كرده و قبل از «خودزنى» و كينه توزى با نظام اسلامى و اعتبار آن، به رئيس يك كشور عربى قدرتمند در منطقه، توهين كرده است.

باز هم بر كسى پوشيده نيست كه تحولات مهمى در لبنان، فلسطين و عراق و رويكردهاى عربى كشورهاى سازشكار در جريان است و سفرهاى رهبرى سوريه به تهران همواره به جز مناسبات دوجانبه، به هماهنگى و تبادل نظر در خصوص اين تحولات اختصاص داشته است. حال در گمانه زنى اين «جريده» دسته چندم جريان كودتا چرا بايد يك رئيس جمهور از همه موضوعات مهم منطقه اى و مناسبات راهبردى تنزل كرده و كار چاق كن آزادى يك آشوبگر يا احتمالاً... باشد.

اين جريان فتنه ساز و خودباخته براى كسب قدرت حاضر است همه چيز و اعتبارات اساسى نظام را به بازى بگيرد تا به اميد هزينه هاى بالا براى نظام، كسب امتياز كند.

* پيشينه‏اي از همكاري چپ‏هاي ايران با روسيه
 
نشریات فرانسوی «لوموند» و «پاری ماچ» و هفته نامه انگلیسی «اکونومیست» در سال های 1985 و 1986 گزارش های تامل برانگیزی از پیشینه موسوی خوئینی ها (دبیرکل مجمع روحانیون مبارز) منشر نموده اند.

به گزارش خبرنامه دانشجویان، بخشی از این گزارش ها در سال 1381 در کتابی به نام "شنود اشباح" منتشر گردید که سریعا با واکنش تند وزارت ارشاد دولت اصلاحات مواجه شده و پس از جمع آوری نسخه های کتاب مذکور از بازار، هیچ گاه مجوز انتشار مجدد برای این کتاب صادر نشد.

بنابراین گزارش در فصل "پاتریس لومومبا" ی این کتاب آمده است:

از نشريه فرانسوي «پاري مارچ» - 28/06/1985:


... اين مرد اسرار آميز حجت الاسلام محمد موسوي خوئيني ها» ست.
... مدتها تمام دستگاههاي پليس جهان پس از واقعه خونين مسجد اعظم مكه كه منجر به مرگ صدها نفر در فاصله سالهاي 8019-1979 شد در جستجوي او بودند. او حتي بدون اين كه پليس فرانسه متوجه شود، سفر كوتاهي به پاريس انجام داد و در پاييز سال 1983 سه روز در سفارت ايران در پاريس اقامت كرد و هنگامي كه پليس متوجه حضور او شد به «بروكسل» گريخت... .

اشخاص وارد به امور كرملين، معتقدند كه او يار «كا.گ.ب» در ايران و دوست قديمي «حيدر علي اف» عضو دفتر سياسي شوروي است.(«علي اف» اجداد ايراني دارد و در گذشته 17 سال رئيس پليس مخفي آذربايجان بوده است)

دوستي آنها از دهه 1960 در مجارستان شروع شد. در آن زمان «آندروپف» سفير شوروي در مجارستان بود و «خوئيني ها» ي جوان در بوداپست دانشجو بود و قبل از «ليسانسه» شدن به آلمان شرقي رفت و بالاخره ليسانس خود را در دانشگاه پاتريس لومومباي موسكو گرفت.

«خوئيني ها» در گذشته در اردوگاه هاي يمن جنوبي و جنوب لبنان آموزش ديده، و بي قيد و شرط «جورج حبش» را تحسين مي كند. در دهه 1970 اكثر سرويس هاي اطلاعاتي، خبر از رفت و آمد هاي او به بغداد و الجزيره، ژنو، مسكو، طرابلس، و وين مي دادند.

وي با ژنرال «پناهيان» كمونيست قديمي كه در سال هاي 1944 تا 45 رئيس ستاد ارتش خلق جمهوري مهاباد بود نیز ملاقات داشت.

«خوئيني ها» كه از سال 1975 در آلمان شرقي مستقر شده بود ، تعليمات خود را از « ماركوس ولف» ژنرال آلمان شرقي و رئيس سرويس هاي مخفي برلين شرقي دريافت مي داشت.

از دوران كودكي و نوجواني موسوی خوئینی ها اطلاع زيادي در دست نيست... .

از روزنامه فرانسوی لوموند، 11 و 12 مارس 1984:


از همان زمان بود كه موسكو براي تربيت كادر هاي آينده يك ايران كمونيست اهميت زيادي قائل شد.
در فاصله سال هاي 1958 و 1964، «آندروپف» و «علي اف» تعداد زيادي از اين كمونيست ها را جهت تكميل آموزش هاي لازم به چين و كوبا ، سوريه ، لبنان، و ليبي اعزام نمودند.

تبحر و ورزيدگي اين افراد در واقع از تلاش هاي « علي اف» نشات مي گرفت. وي در حقيقت ايراني الاصل بود و در سال 1923 در نخجوان متولد شده بود. «علي اف» علاوه بر فارسي بر زبان هايي تركي و عربي نيز كاملا تسلط داشت. و در ابتدا با درجه ستوان دومي وارد كا.گ.ب شد . (1941-1946) و سپ رهبري حزب جدايي طلب دموكرات آذربايجان ايران را در تبريز به عهده گرفت و سپس مقدمات فرار طرفداران حزب شوروي را فراهم نمود و از همين رو ، بالاجبار تبديل به يك رابط ميان دو حزب ايران و كميته مركزي شوروي شد.


از هفته نامه انگلیسی اکومونیست (صفحه بولتن اطلاعاتی) 30 ژانویه 1986:


... بنا به گفته يكي از كمونيست هاي ايراني كه اخيرا به غرب فرار كرده است ، يكي ديگر از رابط هاي شوروي در ايران «موسوی خوئيني ها» مي باشد. بنا بر گزارش سازمان سيا، «خوئيني ها» پس از آن كه در دانشگاه پاتريس لمومباي موسكو تحصيل نمود، به عنوان عنصر نفوذي استخدام گرديد، به نظر مي رسد كه در اواخر دهه 1960 و اوايل دهه 1970، «خوئيني ها» رابط بين دوستان آلمان شرقي خود در«لايپزيك» بوده است. گفته مي شود وي وجوهي نيز بابت فعاليت هاي ضد شاه دريافت داشته است... .

بنا بر گزارشات سازمان جاسوسي امريكا در نوامبر 1983 وي در حالي كه سرگرم مسافرت با يك پاسپورت سوري بود ، در انگلستان مورد شناسايي قرار گرفت. ظاهرا «خوئيني ها» در صدد سازمان دادن دانشجويان مسلمان و گشايش حساب هاي مخفي در شعب بانك هاي خارجي در جرسي و جزاير كانال مانش بوده است....

http://www.nahalnews.com/f_display_news.php?id=13148

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 13:0  توسط مسعود موسوی | 
حداد عادل، ولایتی، مظفر، باهنر و عسگراولادی با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ملاقات كردند. دكتر غلامعلی حداد عادل، دكتر علی اكبر ولایتی، دكتر مظفر، باهنر و عسگراولادی با حضور در مجمع تشخیص مصلحت با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی دیدار كردند.
در این دیدار رئیس مجمع تشخیص مصلحت در مورد رابطه‏اش با رهبری توضیحاتی داد و مطالبش كه در گذشته در دانشگاه شریف گفته بود را تكرار كرد.
وی در ادامه افزوده است: من هیچ مشكلی با رهبری بزرگوار ندارم.
رییس مجمع تشخیص مصلحت در خصوص عدم حضور در مراسم تنفیذ، موضوع اسفندیار مشایی را بهانه قرار داد و اظهار داشت: به خاطر عملكرد احمدی‏نژاد در قصه مشایی در مراسم روز تنفیذ، نیامدم.
در این جلسه گزارشی از عملكرد نزدیكان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و حضور آنها در ساماندهی اغتشاشات و هزینه‏های میلیاردی در این مورد و استفاده از امكانات متروی تهران برای انتخابات و بعد از آن، التهاب آفرینی‏ها و.. ارایه شد.
در این زمینه یكی از حضار خطاب به رییس مجمع تشخیص مصلحت می‏گوید:‏ مهدی، فرزند شما در جریان انتخابات، 18 روزنامه سراسری را خریداری كرد كه […]
وی افزوده است: در روزهای پس از انتخابات و در جریان فتنه‏انگیزی‏ها نیز ایشان(مهدی) با پرداخت مبالغ قابل توجه به سایت‏ها و برخی خبرنگاران شبكه‏های ماهواره‏ای، شایعاتی را علیه برخی چهره‏ها مطرح ساخته است.
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در ابتدا این موارد را دروغ‏های منتقدین‏اش ذكر می‏كند كه در ادامه با برخی اسناد و قرائن مواجه می‏شود
http://www.nahalnews.com/f_display_news.php?id=13134

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 12:18  توسط مسعود موسوی | 
سلحشور می‌گوید: من با سند و مدرک نشان خواهم داد که خانه سینما عملکردشان خارج از حیطه انقلاب اسلامی است و بر این اساس بسیاری از تخلفات پشت پرده سینما و به‌خصوص این گروه مافیا را برای مردم رونمایی خواهم کرد.
شبکه ایران: پس از آنکه خانه سینما، فرج‌الله سلحشور را متهم به تهمت و افترا نمود، کارگردان "یوسف پیامبر" در گفت‌و‌گو با شبکه ایران از شکایت آن‌ها که فرصت مناسبی برای بازگویی برخی حقایق و ماجراهای پشت پرده فراهم آورده‎اند، ابراز تشکّر کرد.
پس از آنکه "محمدمهدی عسگرپور"؛ مدیر عامل خانه سینما در خصوص شکایت از سلحشور گفته بود "این شخص خانه سینما را متهم کرده که فعالیت‌هایش موافق انقلاب اسلامی نیست و اینکه بخش اعظم خانه سینما به دنبال مطامع نفسانی و دنیایی و همچنین به دنبال بی‌بند و باری هستند"، سلحشور مهر تأییدی بر حرف‌های خود زد و اعلام کرد: من با سند و مدرک در دادگاه بعد نشان خواهم داد که تمام گفته‌هایم درست است و این نهاد عملکردشان خارج از حیطه انقلاب اسلامی است.
وی همچنین در مورد دادگاه اول خود که روز شنبه برگزار شده بود، گفت: در این دادگاه تنها، علت شکایت خانه سینما از بنده را تفهیم کردند و قرار است که در دادگاه بعدی که هنوز وقت آن معلوم نیست مستندات خود را ارائه دهم که حتمأ این کار را خواهم کرد.
این کارگردان همچنین در سخنی دیگر تأکید کرد: من خط و رآس‌ و به‌خصوص جهت‌گیری‌های سیاسی و فرهنگی آن‌ها را مورد انتقاد قرار دادم که نمونه آن هم دعوت خانه سینما از خارجی‌ها و بازیگران هالیوود بود؛ چون معتقدم که این‌ها دشمن ایرانیان و دیگر مسلمانان هستند.
کارگردان سریال اصهاب کهف در این خصوص ادامه داد: این نهاد صنفی مفاسد‌ بسیاری دارند؛ چه در مورد عملکرد سیاسی‌شان که نمونه آن در جریان انتخابات ریاست جمهوری و قبل از آن مشخص بود و چه در مورد جهت‌گیری‌های فرهنگی‌شان مثل نحوه ساخت فیلم‌های بی بند‌و‌بار و غیر ارزشی.
او همچنین در مورد گفته‌های مدیر عامل خانه سینما- مبنی بر اینکه سلحشور باید ادعاهای خود در مورد شرکت بسیاری از اعضاء خانه سینما در ضیافت بنیاد سروس در آمریکا و ماجرای برلین و همچنین ادعایش در مورد سخنرانی "رامین جهانبگلو" یکی از مهره‎های انقلاب مخملی در خانه سینما را اثبات کند- عنوان کرد که نه‌تنها سخنان محمد مهدی عسگرپور را جواب خواهم داد بلکه بسیاری از تخلفات پشت پرده سینما و به‌خصوص این گروه مافیا را برای مردم رونمایی خواهم کرد.
سلحشور همچنین در جواب گفته عسگرپور در مورد اینکه تاکنون هیچ‌گونه عذرخواهی از طرف سلحشور صورت نگرفته و هم‌اکنون نیز جای بحث ندارد، با صراحت تأکید کرد: من نه‌تنها عذرخواهی نمی‌کنم چون دلیلی برای این کار نمی‌بینم، بلکه از موضع خود نیز کوتاه نخواهم آمد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 11:57  توسط مسعود موسوی | 
هیلاری کلینتون در واکنش به سران حزب جمهوریخواه که کمک‌های این کشور را به معترضان ایرانی ناکافی دانسته بودند، تصریح کرد: گرچه آمریکا صراحتاً از "انقلاب سبز" در ایران حمایت نکرد تا صحت اظهارات رهبر ایران را اثبات نکند، اما نقش ما در کمک به معترضان به انتخابات قابل چشم‌پوشی نیست.
به گزارش شبکه ایران، علیرغم برخی ادعاها درخصوص مستقل بودن اعتراضات اخیر به انتخابات ایران توسط راه‌اندازان آن، "هیلاری کلینتون" وزیر امور خارجه آمریکا در یک مصاحبه صریح تلویزیونی با شبکه سی‌ان‌ان، برای اولین بار دخالت‌های آمریکا در مسائل داخلی ایران را تایید کرد.

بنابر این گزارش، پس از آنکه "تیری میسان" و "جیمز پتراس"، کارشناسان صاحب نام مسایل سیاسی آمریکا، در پایگاه خبری-تحلیلی ولترنت از کودتای سبز ناموفق ایران به عنوان یک "جهت‌دهی افکار برای بی‌ثبات کردن ایران که از سوی آمریکا حمایت شده" انتقاد کردند، جدال قابل توجهی در میان کارشناسان موافق و مخالف نظر آنان درگرفت و چندین رسانه تحلیل‌های این کارشناسان را به باد سرزنش گرفتند.

ولترنت سپس با اشاره به ادعای وزارت امور خارجه آمریکا که هرگونه دخالت در مسئله ایران را رد کرده بود، به تصاویری از اجتماعات پس از انتخابات ایران اشاره می‌کند که تظاهرات‌کنندگان تهرانی، پوستری به "زبان انگلیسی" در دست دارند که از کشورهای غربی کمک خواسته بود. البته این به ظاهر واکنش سرد کاخ سفید نیز باعث شد تا حزب جمهوری‌خواه آمریکا از بی‌تفاوتی دولت اوباما نسبت به مسایل ایران به شدت انتقاد کنند.

اما در حالی که وزارت امور خارجه آمریکا هرگونه دخالت در امور داخلی ایران را رد کرده بود، اخیراً هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه ایالات متحده، آنچه را که وزارت خارجه تا آن زمان رد کرده بود، در یک مصاحبه تلوزیونی با "فرید زکریا" که از شبکه سی‌ان‌ان پخش شد، تایید و خاطرنشان کرد: ایالات متحده آمریکا نقش بسیار مهمی در "انقلاب سبز" ایران داشته است.

در ادامه متن مصاحبه شبکه سی‌ان‌ان با هیلاری کلینتون را خواهید خواند:


فرید زکریا: اجازه بدهید در مورد بعضی از سیاست‌ها صحبت کنیم. در مورد ایران، همانطور که می‌دانید برخی افراد وجود دارند که ادعا می‌کنند رئیس‌جمهور (اوباما) و شما (هیلاری کلینتون)، به دلیل این که می‌خواستید گزینه مذاکره با ایران را حفظ کنید، بیش از حد در محکوم کردن آنچه گفته می‌شود تقلب در انتخابات بوده و همچنین برای ارائه کمک به مردم ایران، کند عمل کردید؛ آیا واقعا شما می‌توانید با ایران در این نقطه مذاکره کنید؟

با توجه به فضای مناقشه‌آمیز پس از انتخابات ایران، در حال حاضر عملاً با مذاکره کردن با احمدی‌نژاد به او مشروعیت نمی‌دهید؟


هیلاری کلینتون: اجازه بدهید من با بخش اول در مورد عکس‌العمل‌مان آغاز کنم. یک جنبه‌ بسیار مهم در این مسئله وجود داشت؛ ما نمی‌خواستیم در بین اعتراضات و تظاهرات‌های مردم ایران و رهبری ایران قرار گیریم. چون می‌دانستیم که اگر خیلی سریع و به شدت قدم جلو بگذاریم، توجهات مردم ایران خیلی سریع تغییر جهت پیدا می‌کند و همین امر نیز موجب می‌شد تا با روشن شدن صحت سخنان رهبری ایران (در رابطه با نقش آمریکا در وقایع ایران)، از مواضع ما برای متحد شدن مردم ایران علیه معترضان استفاده شود.

این یک تصمیم سخت بود، اما من فکر می‌کنم که ما در مقایسه با گذشته، وضعیت را بسیار خوب مدیریت کردیم. در حال حاضر در پشت صحنه، ما کارهای زیادی انجام دادیم! برای مثال همانطور که می‌دانید، با وجودی که مسئولین پایگاه اینترنتی "تویتر" در نظر داشتند به منظور انجام برنامه تعمیراتی این پایگاه را به طور موقت تعطیل کنند، اما با خواست وزارت خارجه آمریکا این اقدام به تعویق افتاد (تا معترضین ایرانی بتوانند از این پایگاه برای هماهنگی استفاده کنند). بنابراین ما واقعاً بدون آنکه به طور مستقیم و علنی در امور ایران وارد شویم، کارهای زیادی برای تشدید اعتراضات انجام دادیم.

به هر حال ما هم‌اکنون، به بی‌پرده صحبت کردن ادامه می‌دهیم و از معترضان ایران حمایت می‌کنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 11:52  توسط مسعود موسوی | 
راز مقابله و تخريب استاد مصباح يزدي را بايد در سالهاي نه چندان دور جستجو کرد . موقعي که اصلاح طلبان درصد حذف اصل ولايت فقيه بودند و خواستار دمکراسي صرف از نوع غربي بودند استاد مصباح يزدي جزو معدود افرادي بود که سينه سپر مي کرد و توهينها را به جان مي خريد و از جايگاه ولايت فقيه دفاع مي کرد. مصباح ستيزي يکي از پروژه هاي اصلي براي حذف ولايت فقيه است چرا که رهبر معظم انقلاب چندي پيش او ...

--------------------------------------------------------------------------------------------------

قلم پرس: کساني که در دوران دفاع مقدس در جبهه ها حضور داشتند احتمالا به خاطر دارند که امام راحل اطاعت از فرمانده را براي نيروهاي زير دست واجب کرده بودند. بر اساس نظر امام تخلف از فرمان يک فرمانده گروهان براي يک بسيجي نافرماني خدا و گناه محسوب مي شد. طبيعتا از لحاظ عقلي هم درست است چرا که اگر قرار باشد نيروهاي تحت فرمان يک نفر هر کدام ساز خود را بزنند اصل هدف زير سئوال مي رود.

فکر مي کنم آوردن مثال فرمانده گروهان در تبيين سخنان اخير استاد مصباح يزدي که با واکنشهائي همراه بود کافي باشد . استاد اخيرا فرموده است که "زماني که رهبر انقلاب حکم رئيس جمهور را تنفيذ کرده است، اطاعت از وي (احمدي نژاد) همانند اطاعت از خداوند است." استاد در تبيين سخنان خود ولي فقيه را جانشين امام زمان (عج ) معرفي کرده و تصريح کرده است : " وقتي رييس جمهوري از جانب رهبري نصب و تاييد مي شود به عامل او تبديل شده و از اين پرتو نور بر او نيز تابيده مي شود " . اما چه شده است که در مقابل سخنان او اينقدر واکنش نشان داده مي شود بطوريکه سايت الف وابسته به احمد توکلي در واکنش به سخنان استاد تيتر کرده است که : " اطاعت از رئيس جمهور اطاعت از خدا نيست ".

در اين باب نکاتي قابل عرض دارم :

1 - راز مقابله و تخريب استاد مصباح يزدي را بايد در سالهاي نه چندان دور جستجو کرد . موقعي که اصلاح طلبان درصد حذف اصل ولايت فقيه بودند و خواستار دمکراسي صرف از نوع غربي بودند استاد مصباح يزدي جزو معدود افرادي بود که سينه سپر مي کرد و توهينها را به جان مي خريد و از جايگاه ولايت فقيه دفاع مي کرد.

2- مصباح ستيزي يکي از پروژه هاي اصلي براي حذف ولايت فقيه است چرا که رهبر معظم انقلاب چندي پيش او را مطهري زمان لقب دادند و گفتند : " امروز امثال آقاي مصباح جاي شهيد مطهري و علامه طباطبائي را يکجا پر کرده است . " طبيعتا چنين جمله اي به مذاق برخيها خوش نيامد که چرا ما مطهري و علامه طباطبائي زمان نباشيم. در ضمن تخريب يکي از بازوان اصلي حامي ولي فقيه مي تواند به حذف ولي فقيه کمک کند.

3- استاد مصباح از مروجان اصلي اسلاميت نظام است. طبيعتا مقايسه او با اسلام طالباني و القاعده و نظير اينها مي تواند اسلاميت نظام را خدشه دار کند و گرنه دشمنان نظام با دمکراسي از نوع غربي آن مشکلي ندارند.

4 - استاد مصباح با استدلالهاي فيلسوفانه خود القاءات افراد براي خدشه در ارکان نظام اسلامي را خنثي کرده است. به عنوان مثال وقتي برخيها ولايت فقيه را دور باطل مي دانستند ( مردم خبرگان را انتخاب مي کنند خبرگان رهبر را رهبر شوراي نگهبان را و شوراي نگهبان صلاحيت اعضاي خبرگان را تائيد مي کند ). او قاطعانه پاسخ مي داد که خبرگان ولي فقيه را انتخاب نمي کنند بلکه ولي فقيه در جامعه وجود دارد و نائب عام امام عصر عج محسوب مي شود و خبرگان او را کشف مي کنند . طبيعتا جوابهاي اين چنيني القاءات آنها را خنثي مي کرد.

5 - همه مي دانيم که استاد مصباح از لحاظ سطح سواد بالاتر از امثال احمدي نژاد است. استاد قصد داشته با اين جمله ولايت پذيري خود را نشان بدهد . کما اينکه وقتي رهبري حکم رئيس جمهور را تنفيذ مي کنند اين حکم را مشروط تنفيذ مي کنند و آن را تا زماني مي دانند که رئيس جمهور حرکت در راه مستقيم داشته باشد. مشخص است که استاد مصباح در گفتن اينکه زماني که رهبر انقلاب حکم رئيس جمهور را تنفيذ کرده است، اطاعت از وي همانند اطاعت از خداوند است به مشروط بودن اين موضوع نظر داشته است .

6 - اينکه برخيها مي گويند چرا آقاي مصباح در زمان خاتمي از رئيس جمهور منصوب رهبري اين قدر حمايت نمي کرد هم جواب مناسبي دارد . در دوره آقاي خاتمي بسياري از اصلاح طلبان ولايت فقيه را خدشه دار مي کردند و آقاي خاتمي هم در مقابل اين هجمه ها از ولايت فقيه دفاع نمي کرد . طبيعتا ميزان حمايت از دولتها بايد متفاوت باشد. رهبر معظم انقلاب آن زمان در دانشگاه شريف تصريح کردند : " به نظر من همه بايد به مسئولان دولتي کمک کنند و از آنها حمايت کنند تا زماني که آنها از خط مستقيم اسلام و امام خارج نشده باشند. " بر اساس اين معيار حمايت از دولتها هم متفاوت است.

يک نکته هم به آقاي توکلي عرض کنم. سايت آقاي توکلي در ماجراي مشائي تايمر نصب کرده بود تا بگويد احمدي نژاد ولايت پذير نيست. بعد از آن ماجرا رهبري در مراسم تنفيذ دوباره از احمدي نژاد حمايت کرد و او را پرکار شجاع و هوشمند خواند. انتظار داريم آقاي توکلي هم ولايت پذيري خود را نشان دهند و احمدي نژاد را حداقل درحد يک فرمانده گروهان قبول داشته باشند و اطاعت کنند! البته ما نيازي به نصب تايمر نداريم چرا که اگر دير هم بشود قبول داريم.

نکته پاياني هم اينکه ما مي دانيم آنهائي که تا انتقاد کوچکي از آنها مي شود با پتک " من يار امامم " بر سر ما مي کوبند حتي در زمان امام هم تلاش داشتند بيشتر نظر خود را به امام تحميل کنندتا اينکه مطيع او باشند. بعدها مشخص شد که آنها به عقايد امام کاري نداشتند و فقط از اسم امام استفاده مي کردند و مي کنند . آنها امروز جزو مصباح ستيزان درجه يک هستند. از آنها و باقي دوستان خواهش مي کنم ما را معذور بدارند اگر در ولايت پذيري مطهري و علامه طباطبائي زمان هنوز ترديدي به خود راه نداده ايم!

عفو بفرمايند اگر ما اعلام مي کنيم که براي اطاعت از فرمانده گروهان هم آمادگي داريم تا چه برسد به فرمانده کل قوا !


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 19:3  توسط مسعود موسوی | 
رم:-پایگاه اینترنتی شهرداریمونترستا در جزیره ساردنیا ایتالیا اعلام كرد مورد حمله هكری قرارگرفت كه در آن تصویری از محمود احمدی نژاد و پیامی به زبان انگلیسی علیه باراك اوباما نوشته شد.

به گزارش ایرنا، شهرداری شهر مونترستا روزسه شنبه در پایگاه خبری خود اعلام كرد: این حمله اینترنتی در پی میزبانی این شهر از دو ضدانقلاب ایرانی مقیم ایتالیا صورت گرفته است.

درصفحه نخست پایگاه اینترنتی شهرداری تصویری از محمود احمدی نژاد رییس جمهوری ایران و رقیب سیاسی او میرحسین موسوی مشاهده شد كه روی آن كلمه ‪defeated(‬شكست خورده) نوشته شد و زیر تصویرنیز پیامی به زبان انگلیسی كه درآن از ایتالیا خواسته شده تا فقط به امورخود بپردازد و در امور داخلی ایران دخالت نكند، به چشم می‌خورد.

شهرداری شهرك مونترستاجزیره غربی ساردنیا اعلام كرد پس از كشف این حمله اینترنتی علیه عامل و یا عاملان ناشناس آن به پلیس ضد تروریسم شكایت كرده است.

در همین حال روز گذشته نیز سایت اینترنتی تئاتر شهر كرمونا متعلق به بیناد سان دومینكو در شمال ایتالیا مورد حمله یك هكر قرار گرفت كه در آن پیامی در حمایت از محمود احمدی نژاد رییس جمهوری ایران گنجانده و از او ستایش شده بود.

درپیام این هكر ضمن اینكه آمریكایی‌ها به عنوان سگ‌های آمریكایی مورد خطاب قرارگرفتند، دخالت انگلیس، فرانسه و آلمان در امور داخلی ایران نیز تحمل ناپذیرخوانده و ازآنها خواسته شده تا در امور ایران مداخله نكنند و به فكر امور داخلی خودشان باشند.

دراین سایت تصاویری از احمدی نژاد با چهره‌ای خندان و میر حسین موسوی با جمله شكست خورده دیده می‌شد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 18:10  توسط مسعود موسوی | 

برگدازی! فله نیوز از ترور نخست وزیر دوران فرهنگستان بنی اعتماد ملی طلب خبر داد
گفتنی است این ترور روز سه شنبه 16 مرداد در اطراف سفارت انگلیس رخ داده است.
هنوز عاملان سیب زمینی خور دولت دیکتاتور مسئولیت این رفتار وحشیانه را بر عهده نگرفته اند. ولی تمام بچه های فله نیوز شهادت دادند کسی که شلیک کرد ریش داشته و کارت بسیجی در جیب عقب خود حمل می نموده است و ادب مرد به ز دولت اوست.
---------
خبرها حاکی از آن است که مهندس دکتر موسوی داماد لرستان و بچه آذربایجان و ساکن تهران و همسر تنها پرفسور تنها دانشگاه تنها ایران موجود در جهان در لحظه های آخر عمر سیاسی خود جملاتی را بیان نموده است که بعد از سانسور فحش ها و چیز ! های دیگه بدین شرح است:
بریزید تو خیابون من نمردم ... توی مرگ من تقلب شده به من گفته بودن قراره ترور الکی باشه .... من زنمو میخوام... به اون محمود هم بگید به ننه جون کروبی اگه یه بار دیگه عکس 3*4 زنه منو نشون بدی رگم میترکه(این جملات را بچه های فله نیوز به نام بیانیه شماره 1388 منتشر میکنند به زودی اگر خدا بخواهد )

گفتنی رو گفتیم ، خبر ها حاکی است هم که گفتیم ، آهان میمونه این
طبق اسناد کمیته صیانت از پیکر اصلاحات دلایل ترور دکتر مهندس موسوی وزیر نخستین بار فرهنگی کشور عزیزمان بدین شرح است:

1-عدم توزیع سیب زمینی در بین یه مشته گدا و پایین شهری!

2- توزیع یه خروار مانتوی سبز بین آدم های درجه اول و بالا شهری

3- نداشتن همسر کرد و ترک و بلوچ و فارس و افغانی و بقیه قومیت ها و
حسودی آن ها به قوم زن دکتر مهندس

4- نداشتن احساس خطر در زمان افتضاخات برای کشور که باعث شد ایشان را هندوانه در بسته تشبیه کنند

5- نبودن ترازوی مناسب و غیر دولتی برای کشیدن وزن هندوانه ها

6- بیانه ها قبلی!

7- شرکت در نماز جمعه اولی ها و اقتدا به رهبر عزیزش( ا.. و اکــــــــبـــــــر)

8- داشتن رابطه با کشور های بیگانه از جمله جمهوری خنگلستان ، ایلات آفریقای شمالی ، جرزن ها ، و دیگر کشور های آسیای فقیر و بیچاره که مسئولان دولت دیکتاتور آن را ارتباط با کشورهایی مثل انگلیس روباه و آمریکای شیطان و آلمان مارموز قلم! داد میکنند.

9- و هزاران دلیل دیگر که دولت کودتا در صحنه آرایی آن ها را به نخست وزیر محبوب کشور جمهوری اسلامی نه یک کلمه! کمتر نه یک کلمه! بیشتر نسبت میدهند.

این کمیته تاکید داشتند که مردم گول این جلف بازی ها رو نخورن و به دستور قبله ی قبیله ی سبز عمل کنند و بریزن تو خیابون تا تعداد شهید های جنبش از انقلاب و جنگ بیشتر بشه تا نیان بگن 200 هزار تا شهید بده بعد ادعا کن.
این کمیته دیگر چیزی نگفت!( اصلا هم خنده نداره )
..................
در همین جا این سایت وزین و رنگین و غیر سبز درگذشت این جوان ناکام عرصه سیاست را که حتی نتوانست رئیس جمهور شود را تسلیت عرض مینماید و با شعار انسانم آرزوست داغ دار میشود.
امید است با پوشیدن لباس سبز مایل به سیاه مراسم نماز بر پیکر اصلاحات شرکت کنید
در این جا لازم است چند نکته در مورد نماز میت بگم
1- این نماز را با کفش میشود خواند( پس دوستان عزیز که دفعه قبل کفشاشون رو در نیاوردن این دفعه هم در نیارن که دوباره ضایع نشن)

2- این نماز وضو ندارد( مثل مورد قبل دوستان عمل کنند)

3- جون مادرتون رکوع و سجده رو بیخیال بشید( چون جا کمه از بس طرفدار زیاد داره اگه شما رکوع برید ته صف میریزن توی دریای خزر و هم اینکه کلا سجده و رکوع نداره که البته این مهم نیست . به هر حال باید به قبله قبیله سبز سجده کرد دیگه )

4- نماز میت اصولا خیلی حال میده شما میتونید به درو دیوار نگاه کنید یهو وسط نماز برید و دیگه بر نگردید! ولی اینجا هم نمیشه مختلط نماز خوند ( شنیدم چند تا از مراجع مثل صانعی و منتظری تصمیم گرفتن برای حال دادن به ملت نماز خون جنبش سبز یه نماز مختلط اختراع کنند که حسابی مردم مسلمون بشن و به جای پارتی و اینها برن نماز)

5- سر مهر دعوا نکنید چون نیازتون نمیشه ( رجوع کنید به شماره 3)

6- سجاده سبز هم نیاز ندارید ( همون 3- بعدا نیایید بگید سجاده سبز کمیاب شد که اینبار ملت از خنده میمیرن خونش میافته گردنتون)

7- خاتمی هم اعلام کرده حضور داره ولی خودتون که میدونید نمیاد برای همین الکی شایعه نکنید با لباس مبدل اومده.

8- به یاد نماز جمعه اولی ها به جای عکس آیت ا... طالقانی عکس هاشمی رو بیارید( فقط روبان سبز روش نزنید که ایشون فراجناحی هستن به جون م.ه)

9- جهت جلوگیری از گرما زدگی دوستدارن جنبش سبز نماز میت رو نصف شب میخونند تا حالی داده باشند.

10- از آوردن گاز اشک آور و بمب خوشه ای و نارجک و کاتیوشا خودداری نکنید که هر عیدی برای جنبش سبز نعمت است و چه عیدی بهتر از این برای سرنگونی دولت کودتای سیب زمینی فروش

...........................
مراسم های بعدی به زودی اعلام میشود (در ضمن قبل و بعد از نماز میت خطبه خونده نمیشه پس شعار های مرگ بر اندونزی و کوبا و کره شمالی رو یه جای دیگه بدید)

    *
    *
      عنوان   
      وضعیت   
      موسوی ترور شد!!
      

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 18:6  توسط مسعود موسوی | 
عضو شوراي انقلاب فرهنگي بعضي جناح‌هاي سياسي كشور را آلوده به تفكر سكولاريسم عنوان كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس، حسن رحيم‌پور ازغدي ظهر امروز در جمع بسيجيان فرهنگي كشور اظهار داشت: در كشور اتفاقي مبني بر ايجاد متدين سكولار افتاده است كه خود را در صف‌بندي‌هاي سياسي نشان مي‌دهد.
وي با اشاره به اعتقاد اين افراد مبني بر ساختن كشور براساس دنيامحوري گفت: اين افراد كه ظاهر ديني دارند، معتقدند افراد مي‌توانند شخصا متدين باشند اما نبايد نظام اقتصادي، اجتماعي، سياسي و خانواده و آموزش و پرورش بر اساس مفاهيم و مباني ديني ايجاد شود.
عضو شوراي انقلاب فرهنگي ادامه داد: در 150 سال اخير نوعي مسلماني در جهان اسلام با عنوان دين مدرن و تحت تاثير انسان‌شناسي جديد غرب به وجود آمد كه بايد به آن توجه كرد.
وي خاطرنشان كرد: اين نوع تفكر تاثير خود را بر آموزش و پرورش كشور نسبت به اينكه چه كسي سركار آمده گذاشته است.
اين مدرس دانشگاه با بيان اينكه بخشي از دعواهاي سياسي در كشور ناشي از تعصب و دنيامحوري است، گفت: در دهه 60، نظام جريان‌هاي سكولار را كه دست به عمليات مسلحانه زده بودند را تصفيه كرد، اما دعواي ميان متدين دين‌دار و متدين سكولار در 20 سال گذشته ادامه‌ داشته و از اين پس نيز ادامه دارد.
وي افزود: بعضي از جناح‌هاي سياسي كشور آلوده به اين تفكر هستند هر چند ظاهر متدين داشته باشند اما در اين 30 سال هرجا كه دستشان رسيده است شئون جامعه از جمله اقتصاد، خانواده، آموزش و پرورش و تعليم و تربيت را به اين سمت كشانده‌اند.
عضو شوراي انقلاب فرهنگي ادامه داد: بعضي اين افراد حسن نيت داشته و خائن نبودند و معتقد به پيشرفت و توسعه كشور بر اساس سكولاريسم هستند.
رحيم‌پور ازغدي افزود: افرادي در دهه گذشته براساس همين قانون اساسي بر ما حاكم شدند كه من معتقدم جاسوس نبودند اما استحاله فكري شده‌اند.
وي با اشاره به سابقه اين افراد و فداكاري‌هاي آنان در انقلاب و دفاع مقدس خاطرنشان كرد: در 30 سال قبل همين افراد با گروه‌هاي منحرف مقابله كرده و عليه آنان بيانيه صادر مي‌كردند اما هم‌اكنون كه در آستانه دهه چهارم انقلاب اسلامي با عنوان دهه عدالت و پيشرفت هستيم اين افراد گفته‌هايي را بيان مي‌كنند كه 30 سال قبل با آن مبارزه مي‌كردند.
اين پژوهشگر ديني گفت: كساني از آنان در 20 سال قبل از ما حزب‌اللهي‌تر بودند و به حزب‌اللهي بودن ما شك داشتند اما اكنون مقاله عليه قرآن مي‌نويسند هر چند كه ممكن است روزه و نماز آنان برقرار باشد.
وي خطاب به بسيجيان حاضر در جلسه خاطرنشان كرد: بايد مراقب بود چراكه شما نيز ممكن است در 10 سال آينده يكي از آنان باشيد درست مثل همين افراد كه 20 سال قبل يكي از ما بودند.
عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي با اشاره به نزاع بين تمدن‌ها در موضوع تعليم و تربيت گفت: چهار سئوال انسان كيست، كه مي‌تواند باشد، چه كسي بايد باشد و چه بايد داشته باشد، چهار سئوالي است كه ايدئولوژي‌هاي مختلفي در زمينه تعليم و تربيت بايد به آن پاسخ دهند.
وي درباره فرق ميان آموزش و پرورش سكولار و دين افزود: آموزش و پرورش سكولار يك حيوان متمدن و آموزش و پرورش ديني يك انسان تربيت مي‌كند.
رحيم‌پور تصريح كرد: نگاه ما به فلسفه تعليم و تربيت با كار سياسي كه در مدارس انجام مي دهيم نبايد جدا باشد زيرا يك بعد از بسيج مسائل روز سياسي بوده كه بسيار مهم است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 17:28  توسط مسعود موسوی | 
در روزگاری که خردمندی فراموش شده در روزگاری که عقل ها ضایل شده و در روزگارانی که چشمها گول ظاهر را می خورند
  مردانی از جنس بلور آگاهی می دهند اما امان از فریب شیطان که بصیرت را از انسان می رباید شهوت قدرت که بالاترین شهوات است چشم را کور دل را سیاه و گوش را دروازه می کند

ای خداوند پاک از پاکی خود به ما ارزانی بدار که سخت نیازمند آنیم
روزگاریست که امتحانات پروردگار ما را احاطه کرده امتحاناتی که اگر دره بودند عمیقترین دره هاست و ما سخت نگرانیم  
این شروعیست تا به پایان
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 1:30  توسط مسعود موسوی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
حضرت عیسی (ع) از محلی عبور می نمود . عده ای جهود به ایشان بی ادبی کردند ؛ اما حضرت انها را مدح و ثنا فرمود !
یکی از شاگردان ایشان عرض کرد :

ای پیامبر خدا ! اینها سخنان زشت می گویند و شما این گونه جواب می فرمایید ؟!
حضرت فرمود:
بله ، انها انچه داشتند ، از خود بروز دادند و من نیز انچه در باطن داشتم ، اظهار نمودم ؛ هرکس درون خود را نشان می دهد

نوشته های پیشین
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
آرشیو موضوعی
خبر جدید
خبر فرهنگی
طنز سیاسی
اخبار سیاسی
مقالات سیاسی
افشاگری
پیوندها
جنبش سبز علوی
وبلاگ کم نظیر (فکر جوان) برای جوانان
رئیس جمهور محبوب من
حق انتخاب-انتخابات رياست جمهوري و
از خاکستر خود برمیخیزم
پایگاه آموزشی آی تی گل نرگس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM