![]() |
![]() |
|
|
استاد دانشگاه علوم پزشكي بقيهالله (عج) گفت: سوسيس و كالباس به دليل داشتن مواد نگهدارنده نيتريت و نيترات و تبديل آن در بدن به نيتروزامين باعث بروز سرطان كبد ميشود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 19:53 توسط مسعود موسوی |
|
|
رئیس ستاد اقامه نماز کشور گفت:شعار "نه غزه نه لبنان " به معنای "نه " گفتن به قرآن است |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 19:50 توسط مسعود موسوی |
|
|
یک منبع آگاه گفت: مهدی کروبی بخشی از اموال خود را از ایران خارج کرده است.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:28 توسط مسعود موسوی |
|
|
فرزند شهيد ماموستا شيخ الاسلام اظهار داشت: پدرم علاقه و ارادت بسياري به مقام معظم رهبري داشت و ميگفت كه دلم ميخواهد بنشينيم و براي مظلوميت مقام معظم رهبري گريه كنم چون بعضي از دوستان قديمي او امروز در مقابل ايشان ايستادهاند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:27 توسط مسعود موسوی |
|
|
پروفسور حميد مولانا در جهان از هر شش نفر يك نفر هر شب گرسنه به خواب مي رود. تعداد كساني كه هر روز كمتر از 1900كالري غذا مي خورند از يك ميليارد نفر فراتر رفته است. اكثر جمعيت گرسنگان و فقير دنيا در مراكز كشاورزي زندگي مي كنند و 60درصد آنها را زنان و دختران جوان تشكيل مي دهند. اغلب اين فقر و محروميت در مراكز روستائي قاره هاي آفريقا و آسيا مشاهده مي شود ولي شهرهاي صنعتي و پرجمعيت دنيا نيز از اين محروميت بي نصيب نيستند. در يك سالي كه از اعلام رسمي بحران مالي و ركود اقتصادي دنيا مي گذرد، مطابق اطلاعات و آمار جديدي كه اخيراً منتشر شده است، برعده گرسنگان و محرومان كه در رتبه «زير فقر» در كشورهاي آمريكا و اروپا زندگي مي كنند افزوده شده است. به عبارت ديگر، بحران و ورشكستگي هاي اقتصادي كه از پائيز سال گذشته از آمريكا شروع شده و به اروپا و نقاط ديگر دنياي سرمايه داري سرايت كرده است، بسياري از طبقه متوسط اين دو قاره را هم دچار فقر و محروميت كرده است. در هفته اي كه سران دولت هاي نزديك به 200كشور در مجمع عمومي سازمان ملل متحد دور هم جمع مي شوند، «پيشرفت» يا «فاجعه» اقتصادي يكي از مطالب داغ و مورد بحث آنها و مجامع بين المللي خواهد بود. يكي از پرسش هاي شگفت انگيز، حياتي، و شرم آور جامعه امروز جهاني كه اين همه به پيشرفت هاي اقتصادي و تكنولوژي خود مباهات مي كند، اين است كه چرا گرسنگي و فقر هنوز ريشه كن نشده است؟ منطق حكم مي كند كه اگر گرسنگي هنوز در دنيا وجود دارد بايد سعي كرد توليد گندم، ذرت و مواد غذائي را بالا برد. ولي كساني كه به معجزه تكنولوژي تكيه دارند به عوامل اجتماعي و سياسي اين موضوع توجهي ندارند. در دهه 1960ميلادي (1340هجري شمسي) مفهوم «انقلاب سبز» از طرف آمريكائي ها و بويژه فردي به نام «ويليام گاد» كه سرپرستي «آژانس توسعه بين المللي ايالات متحده» يا كمك هاي خارجي آن كشور را به عهده داشت اختراع شد. هدف انقلاب سبز اين بود كه با توسعه ماشين آلات جديد كشاورزي و شيوه هاي نو در كشورهائي مانند هند و پاكستان كه جمعيت فوق العاده اي داشتند كاشت گندم و موادغذايي افزايش يابد. انقلاب سبز آن روز آمريكايي ها براي از بين بردن گرسنگي در هند، مثل انقلاب سبز امروزي در ايران انگيزه سياسي، مالي، و ايدئولوژيك داشت. آمريكا و غرب مي خواست كشورهايي مانند هند الگوهاي صنعتي، اقتصادي و مالي سرمايه داري مدرن را كه بر جهان تسلط داشت انتخاب كرده و دنبال كنند. به خاطر دارم «ويليام گاد» رئيس آژانس آمريكايي در آن موقع كه جنگ سرد هم بين آمريكا و شوروي ادامه داشت، اعلام كرد كه «توسعه كشاورزي جديد يك انقلاب است. اين انقلاب نه انقلاب خشونت آميز قرمز شوروي ها است و نه انقلاب سفيد شاه ايران؛ بلكه ما نام آن را انقلاب سبز مي گذاريم.» نتيجه انقلاب سبز در كشاورزي و از بين بردن گرسنگي اين بود كه توليد ذرت در هند افزايش يافت، تراكتورها و ماشين آلات كارخانجات آمريكا بازار پيدا كرد، جمعيت هند از چين هم جلو افتاد، ولي گرسنگي نه در هند و نه در ساير كشورها از بين نرفت. با افزايش مواد كشاورزي و به كار بردن شيوه هاي جديد، ميليون ها هندي از مزارع رانده شده و به شهرها هجوم آوردند. انقلاب سبز ميزان توليد گندم و ذرت را بالا برده بود ولي بنياد اجتماعي روستايي و علاقه افراد به زمين و خانواده و زندگي هندي ها را به هم زده بود. امروز هند وارد عصر اطلاعات و ديجيتال جهاني شده، الگوهاي اصلي از غرب وارد مي شود ولي به تصديق همه اين اصلاحات و انقلاب سبز مشكلات بيشتري را فراهم آورده است. اخيرا باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا در يك مصاحبه با يكي از خبرگزاري هاي آفريقا اظهار داشته است كه «ما انقلاب سبز را در دهه 1960 در هند معرفي و توسعه داديم ولي در 2009 اين كار را در قاره آفريقا نكرده ايم»، و اضافه كرد كه بايد گرسنگي و محروميت از قاره آفريقا رفع شود. حقيقت اين است كه افزايش توليد جهاني گندم و ذرت و مواد اوليه غذايي كه در دهه هاي 1970 تا امروز صورت گرفته بيشتر در چين بوده است تا كشورهاي ديگر. در چند دهه اخير در حالي كه تعداد گرسنگان در چين 150 ميليون نفر كاهش يافته است، در قاره آفريقا و آمريكاي لاتين گرسنگي 11 تا 22 درصد افزايش پيدا كرده است.
نقشه جديد آمريكا براي كاهش گرسنگي در
آفريقا چيست؟ درحالي كه انقلاب سبز آمريكا در امور كشاورزي در دهه 1960 در
هند توسط «بنياد راكفلر» (آمريكايي) حمايت شد، اكنون همان نقشه را
آمريكايي ها توسط «بنياد بيل و مدلين گيتس» براي قاره آفريقا طراحي كرده
اند. بيل گيتس و همسر او كه مالك شركت عظيم رايانه اي «مايكروسافت» و يكي
از سرمايه داران بزرگ دنيا است، مي خواهد با سرمايه 30 ميليارد دلاري
بنياد خود از طريق تكنولوژي به مبارزه گرسنگي برود و به همين منظور «گروه
ائتلافي انقلاب سبز» را به وجود آورده است. پول راكفلر از نفت و پول گيتس
از كامپيوتر و نرم افزارهاي رايانه اي حاصل شده است. آيا الگو و مديريت
انقلاب صنعتي دهه 1960 و الگوي و مديريت انقلاب ديجيتال دهه اول قرن بيست
و يكم عوامل مردمي و انساني را درنظر دارند؟ آيا وضع فقر و گرسنگي در عهد
انقلاب اطلاعاتي بهتر از زمان و عهد انقلاب صنعتي خواهد بود؟ براي رفع
گرسنگي و محروميت بايد ريشه هاي بي عدالتي، طمع، و مصرف گرايي زايد را از
بين برد.امروز در خود غرب در آمريكا و اروپا مردم از موادغذايي مصنوعي و
غيرطبيعي ناراضي و به دنبال محصولات و فروشگاه هاي مواد غذايي «ارگانيك»
هستند. ميليون ها نفر در آمريكا و اروپا از دموكراسي و «حاكميت غذايي» سخن
مي گويند. ايران مي تواند، با توجه به اشتباهات سايرين، و در راستاي يك
الگوي سالم و مطلوب غذايي وكشاورزي، در امر مبارزه با فقر و گرسنگي پيشقدم
باشد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:26 توسط مسعود موسوی |
|
|
شبکه ایران: روزنامه اعتماد در شماره امروز خود تصویری را در صفحه اول به چاپ رساند که مخاطبانش را به "حضور گسترده سبزها" در راهپیمایی روز قدس متقاعد کند.
اما مقایسه قسمتهای مختلف عکس صفحه اول این روزنامه هم مشخص می کند که عکس صفحه اول روزنامه اعتماد و همچنین سایت آن نه یک عکس بلکه مجموع دو یا چند عکس میباشد که در هم ادغام شده است. با توجه به این نکته نقاط مختلف عکس را باید با دقت بیشتری بررسی کرد؛ این بررسی را اگر از قسمت پایین تصویر شروع کنیم واضح تر خواهد بود: شعارهای نوشته شده روی کاغذهایی که دست سبزها بوده، محو شده تا نتوان آنها را خواند و این در حالی است که تصویرافرادی که کاغذها را در دست گرفتهاند واضح است. این قسمتها با بیضی قرمز رنگ در عکس زیر مشخص شده است، این عکس اسکنی از روزنامه چاپ شده اعتماد است که تفاوتهای نور را در قسمتهای مختلف بهتر نشان میدهد:
طبق مشاهدات خبرنگار شبکه ایران در روز جمعه، شعارهای محو شده عبارت بودند از: "نه غزه، نه لبنان، فقط فلات ایران" و... که احتمالاً به دلیل متناقض بودن با ادعاهای سران و طراحان آشوب ها مبنی بر مسلمان معتقد و خط امامی بودن، محو شدهاند. بررسیها به بالای خط قرمز میرسد، همانجا که جمعیت انبوهی قرار دارد؛ در سمت چپ در حالی تصاویر بزرگی از امام خمینی(ره) و سید حسن نصرالله و پرچمهای زرد رنگ دیده میشود که دیروز در میان سبزپوشها علیه لبنان و فلسطین شعار داده می شد. در سمت راست بالای خط قرمز نیز جمعیتی قرار دارد که جلوی آنها به شکل عجیبی تقریبا سیاه و انبوه نمایش داده شده است. بنابراین به نظر می رسد گرافیست این روزنامه به جز ادغام چند تصویر مختلف، در هر یک از آنها نیز دستکاریهای واضحی انجام داده است. به هر حال این رفتار رسانه ای هنگامی که با ادعاهای کذب و پی در پی سران آشوب مقایسه شود، شاید چندان عجیب هم جلوه نکند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:15 توسط مسعود موسوی |
|
|
احمدينژاد در نماز جمعه روز قدس- 2
صهيونيستها حتي رئيسجمهور آمريكا را تحت فشار قرار ميدهند
خبرگزاري فارس: رئيس جمهور گفت: صهيونيستها به دنبال استقرار شبكه جهاني سلطه براي خود هستند و هر كسي كه در مقابل آن بايستند را تحت فشار و ترور قرار داده و حتي اگر رئيسجمهور آمريكا هم در برابر آنها باشد، او را تحت فشار قرار ميدهند.
به
گزارش خبرنگار حوزه دولت خبرگزاري فارس، محمود احمدينژاد رئيسجمهور كه
با عنوان سخنران پيش از خطبههاي نماز جمعه روز قدس تهران سخن ميگفت در
ادامه اظهارت خود با اشاره به موضع صهيونيستها و حاميانشان درباره لزوم
تشكيل كشور مستقل براي آنها اظهار داشت: اگر بخواهيم چنين منطقي را
بپذيريم كه اينها در فلسطين يا هر سرزمين ديگري كشور مستقلي داشته باشند،
پس آمريكا هم بايد تحويل سرخپوستان شود و در اروپا نيز 72 كشور مستقل
تشكيل شود و روسيه نيز بايد تكه تكه شود.
وي اين منطق را زيربناي نا امني و جنگهاي گسترده در جهان دانست و افزود: چنين منطقي همه را به استفاده از سلاح براي حل مسائل گوناگون تشويق ميكند و اين يك منطق باطل است و حتي اگر بخواهيم با اغماض اين منطق را براي قوم يهود بپذيريم اين سوال مطرح است كه چرا بايد آنها در سرزمين فلسطين مستقر شوند؟ چرا نبايد در آمريكا و اروپا و كانادا مستقر شود و خود آنها هم امنيت اينها را برقرار كنند؟ چرا مردم فلسطين بايد خسارت بدهند؟ خود آنها علنا ميگويند كه ما در حق يهوديان جنايت كرديم،پس خود آنها هم بايد خسارت بدهند. احمدينژاد تصريح كرد: در ابتداي قرن بيستم ملتهاي منطقه يك غفلت تاريخي كردند و دشمن يك سرپل مهم در قلب دنياي اسلام را در دست گرفت و به بهانه جنايتي كه مردم منطقه هيچ نقشي در آن نداشتند، فلسطين را اشغال كردند و در طول ساليان متمادي اين جنايتكاران هر روز ملتها و كشورهاي مختلف جهان را تهديد ميكنند و جنايات مختلفي مرتكب ميشوند. به گونهاي كه در جنايتكاري روي همه جنايتكاران تاريخ را سفيد كردهاند. رئيسجمهور ادامه داد: بهانه تاسيس رژيم صهيونيستي يك دروغ و يك فساد است چرا كه اشغال فلسطين هيچ ارتباطي به ماجراي هولوكاست ندارد و علاوه بر اين همه دستاندركاران تاسيس اين رژيم فاسد هستند و راهكارهاي آنها نيز فساد است. وي با تاكيد بر اينكه همه جنايتكاران فلسطيني بايد به دادگاه سپرده شوند، اظهار داشت: از اجتماع چند فاسد رژيمي بيرون آمده است كه به معناي حقيقي كلمه يك شجره خبيثه است كه همه ريشه، ساقه و برگ آن جنايت، فساد و ظلم است. احمدينژاد افزود: از همان مقدمات برپايي اين رژيم، كوچكترين منطق انساني و عقلاني وجود نداشته است و وجود اين رژيم همواره به معناي ناامني دائمي و گسترش سلطه استعماري در همه جهان بوده است. وي ايستادگي در برابر صهيونيستها را يك اقدام ملي،ديني،اعتقادي و انساني دانست و تصريح كرد: از آنجا كه رژيم صهيونيستي امنيت ملي و استقلال ملتها را مورد تهديد قرار داده است، پس ملتها نيز به عنوان يك وظيفه ملي اقتضا ميكند كه در مقابل اين رژيم بيايستد و از سوي ديگر ايستادگي در برابر رژيم جنايتكار صهيونيست، يك امر اعتقادي و ديني نيز هست. چرا كه آنان مطلقا دين ندارند و دينداري آنها يك دروغ بزرگ است و صهيونيستها به دنبال انهدام اديان و ارزشهاي پيامبران الهي هستند و ميبينيد كه آنها در پشت همه شبكه تخريب فرهنگ ديني ملتها قرار دارند. رئيسجمهور صهيونيستها را سمبل دروغ، فريب و كينهورزي دانست و گفت: آنها ضد مسيحيت، ضد اسلام، ضد حضرت موسي (ع) و ضد پيامبران الهي هستند و به خصوص براي ما مسلمانان ايستادگي در مقابل آنان يك امر الهي است. احمدينژاد با اشاره به جنايتها و ترورهاي آشكار رژيم صهيونيستي گفت: آنها برادران و خواهران ما را قطعه قطعه ميكنند و ملتهاي اسلامي نميتوانند ساكت باشند همانگونه كه امام فرمود تا ظلم است، مبارزه است و تا مبارزه است، ما هستيم. وي با اشاره به تعارضهاي ادعاهاي صهيونيستها و حاميانشان، افزود: خود آنها يهودي ستيزي را راه انداختند و از طرف ديگر پرچم حمايت از يهود را بلند ميكنند و در جايي ديگر اگر پاي يك گربه آنها در كشورهايي كه مخالفشان هستند، زخمي شود فرياد حقوق بشر آنها بلند ميشود اما در مقابل كشته شدن انسانها در غزه و سرزمينهاي اسلامي سكوت ميكنند و در حقيقت وقتي ادعاهاي انساني به آنها ميرسد، رنگ ميبازد. رئيسجمهور با اشاره به شعار دموكراسي خواهي صهيونيستها و حاميانشان گفت: وقتي در كشور ما انتخابات صد در صد آزاد و 40 ميليوني برگزار ميشود، ميروند و يك نفر را پيدا ميكنند كه بگويد انتخابات مخدوش است اما خودشان در فلسطين حاضر به اجراي دموكراسي و پذيرش نظر مردم نيست. وي با اشاره به حمايتهاي مستكبران و قدرتهاي بزرگ از رژيم صهيونيستي گفت: اين رژيم از جانب قدرتها در مصونيت كامل قرار دارد تا هر جنايتي كه ميخواهد انجام دهد و از سوي ديگر قدرتهاي بزرگ براي بستن قراردادهاي اقتصادي با سايرين شرط به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي را مطرح ميكنند. احمدينژاد با اشاره به جنگهاي 22 روزه و 33 روزه اخير و خوي تجاوزگري رژيم صهيونيستي اظهار داشت: آنها حدود سه سال است كه غزه را محاصره كردهاند اما صداي قدرتها در نميآيد و عليه اين ملت مظلوم دست به هر جنايتي ميزنند و حتي كودكان را در آغوش مادرانشان قطعه قطعه ميكنند. وي با بيان اينكه حتي مردم آمريكا و اروپا نيز از صهيونيستها نيز متنفر هستند به گسترش نفوذ صهيونيستها اشاره كرد و اظهار داشت: با شكلگيري كامل شبكه جهاني صهيونيست آنها بر دولتهاي اروپا و آمريكا مسلط شدند به گونهاي كه اكنون بسياري از دولتهاي غربي بقاي خود را در حمايت از صهيونيست ميبينند و شرط ادامه استقرار آنها در مناصبشان اثبات وفاداري به رژيم صهيونيستي است. احمدينژاد تصريح كرد: بعضي از كشورها و سياستمداران اروپايي و آمريكايي هر چه عليه خودشان شعار بدهيد، تحمل ميكنند اما ميگويند عليه صهيونيستها شعار ندهيد چون آنها ما را بيچاره ميكنند؛ برخي از دولتهاي غربي هنوز رسما به صهيونيستها باج ميدهند و شركتها اگر سهامدار صهيونيست نداشته باشند، اجازه فعاليت در اروپا و آمريكا را نمييابند و از آن طرف شركتهاي صهيونيستي مراكز گوناگون اقتصادي را در دست دارند و براي فعاليت در اروپا و آمريكا از ماليات معاف ميشوند. وي تصريح كرد: آنها به دنبال استقرار شبكه جهاني سلطه براي خود هستند و هر كس كه در مقابل آن بايستند را تحت فشار و ترور قرار ميدهند به گونهاي كه حتي اگر رئيسجمهور آمريكا هم در برابر آنها بايستد، او را تحت فشار قرار ميدهند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:6 توسط مسعود موسوی |
|
|
مؤسسه Washington Institute for Near East Policy که ارتباط فکري نزديکي با حزب ليکود رژيم صهيونيستي دارد، به تحليل نقش "صندوق دمکراسي ايران" که در زمان جورج بوش تأسيس شد؛ در حوادث پس از انتخابات و حمايت مالي از عوامل آشوب مي پردازد. مؤسسه Washington Institute for Near East Policy نخستين مرکز براي تحليل اطلاعات است که در شهر واشنگتن فعاليت مي کند. اين مرکز در سال 1985 براي پيشبرد منافع امريكا در خاورميانه تأسيس شد که يکي از مراکز فکري نزديک به حزب ليکود رژيم صهيونيستي است. جي. اسکات کارپنتر در تاريخ 8 سپتامبر 2009 با بررسي اهداف امريكا در دخالت در اوضاع داخلي ايران در فرداي پس از انتخابات به تحليل نقش صندوق ملي دمکراسي که در زمان جورج بوش تأسيس شده، پرداخته و به تحليل فعاليت هاي آني امريكا مي پردازد، وي مي نويسد: تقريباً 3 ماه از حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري 12 ژوئن (22 خرداد) ايران گذشته است. اين درحالي است که کابينه "باراک اوباما" رييس جمهوري امريكا هنوز راهبردي براي حمايت از اولين چالش جدي در برابر اين رژيم پس از انقلاب اسلامي سال 1979 تعيين نکرده است. صندوق دمکراسي ايران در وزارت خارجه امريكا که در حال حاضر تنها ابزار موجود براي ارتقاي دموکراسي در ايران به شمار مي رود، پس از شروع به کار دولت اوباما، در مورد تصميمات مربوط به بودجه به شدت محتاطانه عمل کرده است. همچنين تغييرات فعلي در مورد اين برنامه، کارآمد بودن آن را خنثي مي کند و اين در حالي است که موج بازداشت ها و محاکمه افراد متهم به طراحي "انقلاب هاي مخملي" در سراسر ايران ادامه دارد. پيشينه صندوق دمکراسي ايران صندوق دمکراسي ايران که توسط کابينه "جرج بوش" در سال 2006 راه اندازي شد، از آغاز جنجال برانگيز بوده و با فشارهاي بسياري که تقريبا در توقف اين برنامه موفق بوده، مواجه شده است. در يک اقدام نامنتظره توسط کابينه بوش، مبلغ 75 ميليون دلار درچارچوب درخواست اختصاص بودجه مکمل براي عراق و افغانستان براي سال مالي 2006، به اين صندوق اعطا شد. به گفته "کاندوليزا رايس" وزير امور خارجه وقت امريكا، اين مبالغ براي "دسترسي به مردم ايران از طريق وب سايت ها و فناوري هاي مدرن، حمايت از سازمان هاي غيردولتي که مي توانند در ايران فعاليت کنند و بهبود و افزايش سطح کمک هاي فرهنگي و آموزشي ما براي مردم ايران مورد استفاده قرار مي گيرد. کنگره امريكا که به هر ابتکار عمل تازه بوش شک داشت، اين درخواست را به چالش کشيد و اين درحالي است که برخي ناراضيان ايراني همچون "اکبر گنجي" نيز اين برنامه را مورد انتقاد قرار دادند. به گزارش ايرنا، کنگره به رغم مخالف اوليه اش، سرانجام مبلغ 66 ميليون دلار را به دو برنامه مجزا اختصاص داد. بيشتر اين مبلغ، 36 ميليون دلار، مستقيما به هيئت مديره پخش برنامه هاي راديو تلويزيوني (BBG) براي پخش برنامه هاي بين المللي به سوي ايران ايران اختصاص يافت. از آن زمان به بعد، کنگره به اختصاص مبالغ قابل توجهي به منظور توسعه بخش فارسي صداي امريكا و راديو فردا با تاثير محدودي، ادامه داده است. 30 ميليون دلار مابقي براي اجراي بخش جنجال برانگيزتر اين برنامه اختصاص يافت. اين مبلغ از سوي وزارت خارجه امريكا براي موارد زير توزيع شد: 5 ميليون دلار براي دفتر امور آموزشي و فرهنگي دانشجويان و گروه هاي ديگر، 5 ميليون دلار براي اجراي برنامه هاي بين المللي اطلاعاتي به منظور راه اندازي وب سايت هاي جديد فارسي زبان وزارت خارجه امريكا و 20 ميليون دلار براي "دفتر امور خاور نزديک" (NEA) که در کنار دفتر دموکراسي، حقوق بشر و کارگران (DRL ) در جهت حمايت از انجمن هاي مدني و ديگر برنامه هاي مرتبط فعاليت مي کند. به گفته منابع مستقيما دخيل در NEA و DRL، در حدود 40 درصد از بودجه اين دو دايره به برنامه هاي مرتبط با اينترنت در جهت تسهيل ارتباطات داخلي و خارجي تعلق گرفت. فناوري موثر و پيشتاز که توليد تلويزيوني مستقل را براي کليه خروجي هاي فارسي زبان (مفهوم اصلي اين طرح منطقه اي) ممکن مي سازد، با موارد حاشيه اي تنزل يافت، همان طور که اختصاص هرچيزي بيش از بودجه اوليه براي رسانه هاي مستقل، انجام داد. ديوان سالاري دولتي اجراي اين برنامه به مجرد تصويب، به دليل فاکتورها و موانع قانوني به تاخير افتاد. به عنوان مثال، دفتر کنترل دارايي هاي خارجي وزارت خزانه داري امريكا (OFAC) موظف بود تا در قوانيني که به NGO هاي امريكا مجوز فعاليت در داخل ايران را مي داد، اصلاحاتي اعمال کند. بعلاوه، فرآيندي بين سازماني براي بازبيني NGO ها به ماه ها زمان براي تحول نياز داشت و همچنين دريافت کنندگان اصلي اين بودجه، از آن استقبال نکردند. سازمان هاي غير دولتي از تبادل داده هاي خصوصي بهره گيرندگان ايراني خود با دولت امريكا خودداري کردند زيرا اين کار را به طور بنيادين براي موفقيت کارشان مضر مي دانستند. اما اين مشکلات در قياس با نبردهاي متقابل در وزارت خارجه تحت هدايت رايس فرعي و کم اهميت بود. اعضاي بانفوذي از کارکنان طراحي سياست ها از آغاز با اين برنامه مخالفت اصولي داشتند. DRL احساس مي کرد که NEA صلاحيت لازم را براي اتخاذ تصميم هاي مربوط به اعتبارهاي مالي در زمينه برنامه هاي دموکراسي و حقوق بشر ندارد. حتي در درون NEA نقش "دفتر امور ايران" و "دفتر مشارکت خاورميانه" به يک مساله قطعي بدل شد و در پايان تمام افراد دست اندر کار نقشي در فرايند طاقت فرساي انتخاب پروژه ايفا کردند. نتايج به دست آمده عمدتا برنامه هاي رقيق شده و احساسات جريحه دار شده در تمام طرف ها بود. عزم وزير مبني بر اينکه معاون وزير خارجه در امور سياسي تمام پروژه ها را تاييد خواهد کرد، نيز تضمين کرد که برنامه هاي مربوطه تا حدي تسکين دهنده بودند. با وجود اين چالش هاي قابل ملاحظه، تمام اعتبارهاي سال مالي 2006 تا سپتامبر 2007 الزامي شد. کنگره که با اين روند بيشتر احساس راحتي مي کرد مناسب ديد که 60 ميليون دلار ديگر براي برنامه هاي وزارت خارجه براي سال مالي 2008 اختصاص دهد که اين امر تا حد زيادي ناشي از حمايت قوي سناتور جوزف ليبرمن، عضو کليدي کميته اختصاص بودجه سنا و طرفداران "هيئت مديره برنامه هاي راديو تلويزيوني" (BBG) بود که اين مساله را فرصتي براي تقويت ارقام بودجه اي "صداي امريكا" مي ديدند. صندوق دموکراسي منطقهاي خاور نزديک دولت بوش براي سال 2009 درخواست 65 ميليون دلار براي صندوق دموکراسي ايران کرد. اما هنگامي که اين لايحه فراگير در ماه مارس تصويب شد، دولت تازه تأسيس اوباما هيچ مورد مشخصي از بودجه را براي دموکراسي در ايران اختصاص نداد. به جاي اين کار، يک مورد خط جديد براي 25 ميليون دلار پديدار شد: "صندوق دموکراسي منطقه اي خاورنزديک" (NERD). بنا به يک مطالعه تحقيقي اخير توسط "پروژه دموکراسي خاورميانه"، صندوق مزبور قصد دارد به حمايت از "دموکراسي ايران از طريق طيف گوناگوني از برنامه هاي "قدرت نرم" ادامه دهد." اما اين ماموريت در قانون مشخص نشده است و دولت در حقيقت مي تواند آن را به دلخواه خود مورد استفاده قرار دهد. دولت اوباما براي سال مالي 2010 مبلغ بودجه 40 ميليون دلار براي اين برنامه درخواست کرده است اما بنا به گزارشها تنها 10 ميليون دلار براي دموکراسي و حقوق بشر تامين خواهد شد. هيچ توضيح عمومي براي تغيير نام اين برنامه داده نشده است و همچنين فهرست نام هاي برنامه هاي کنوني يا جاري نيز آشکار نشده است (که ظاهرا هدف اين کار محافظت از دريافت کنندگان است.) احتمالا نام جديد حالت تهاجمي کمتري براي تهران دارد و به دولت (امريكا) انعطاف پذيري بيشتري براي استفاده از اين اعتبار مي دهد. يک مقام آشنا با اين برنامه اظهار داشت که "چنانچه مشخص شود اجراي برنامه هاي مرتبط با ايران بسيار دشوار است، اين پول ممکن است به ساير اولويت هاي دموکراسي انتقال يابد. "اما اين نبود شفافيت، ارزيابي تاثير برنامه ها را ناممکن مي سازد. دولت اوباما شماري از برنامه هاي دولت بوش را که هدف آنها ايجاد خروجي هاي رسانه اي مستقل بود، از بين برد. مشخص نيست که آيا رويکردهاي ديگري جانشين آنها خواهد شد يا خير. دولت اوباما افزون بر تغيير نام صندوق مزبور، مسووليت مديريت کمک ها را از وزارت خارجه به سازمان "USAID" منتقل کرد. بنا به گفته شماري از افراد دريافت کننده کمک و ساير افراد آشنا با اين برنامه، سازمان USAID به طور فزاينده اي با تصميم هاي مربوط به برنامه ريزي درگير شده است که اين امر فرايند را پيچيده تر مي سازد و کار اجراي پروژه ها را براي گيرندگان دشوارتر مي سازد. اعتراضات بعدي از زمان اعتراضات متعاقب انتخابات 12 ژوئن (22 خرداد)، دولت امريكا در مورد اجراي هرگونه برنامه جديدي در ارتباط با ايران محتاط تر شده است: در واقع دولت نه پروژه جديدي را تاييد کرده و نه با توجه به تغيير اوضاع در ايران، راهبرد تازه اي تدوين کرده است. دولت همچنين دريافت کنندگان کمک را گرد هم نياورده است تا کارهاي بيشتري که مي توان انجام داد را مورد بررسي قرار دهد. دولت همچنين بيانيه هاي کم شماري منتشر کرده است. ظاهرا اين پيشرفت آهسته عمدي بوده است. دولت مدعي است که نمي خواهد به تهران چماقي بدهد تا با آن بر سر غرب بکوبد. به هر روي، دادستان ها در تهران متقاعد شده اند که غرب به شدت در حمايت از اصلاح طلبان دخالت داشته است و صرف نظر از اينکه چه بر سر برنامه هاي دموکراسي وزارت خارجه امريكا مي آيد، نامحتمل است که رژيم ايران موضع خود را تغيير دهد. بعلاوه، به نظر مي رسد که دولت اوباما اهميتي نمي دهد که سکوت آن حامل چه پيامي است. نتيجه گيري ابهام پيرامون اهداف NERD خطر مخدوش ساختن تمرکز و تاثير آن را به همراه دارد. کاملاً آشکار است که براي اين که اين برنامه موثرتر باشد، نيازمند بيانيه اي مفصل درباره اهداف و چگونگي هماهنگ شدن آن با سياست کلي امريكا در قبال ايران است. اين برنامه با توجه به پيامدهاي انتخابات ماه ژوئن ايران بايد به نحوي بازتجهيز شود تا به طور تهاجمي و فعال از آناني در داخل ايران که براي تغيير دولت مبارزه مي کنند، حمايت کند. براي آناني که اعتقاد دارند حمايت از دموکراسي و حقوق بشر در ايران همچنان بهترين راهکار نسبت به راهبرد شکست خورده تعامل يا حتي اقدام نظامي است، يک جايگزين تأمين اعتبار اين است که پول بيشتري به طور مستقيم به سازمان "اعطاي ملي براي دموکراسي" يا سازمان هايي مانند "مؤسسه ملي دموکراسي"، "مؤسسه بين المللي جمهوريخواهي" و "خانه آزادي" (فريدم هاوس) اختصاص يابد. اين سازمان ها نه تنها تجربه گسترده و ماموريت هاي روشن تاريخي در زمينه حمايت از دموکرات ها و فعالان حقوق بشر دارند، از ترديدها و خط مشي دولت نيز فارغ و رها هستند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:4 توسط مسعود موسوی |
|
|
آن روزها که ما درگیر جنگ بودیم و در مشکلات داخلی کشورمان نیاز کمک سایر کشورهای جهان را احساس میکردیم، همان زمانی که برخی سران فلسطینی، عربیتشان بعضی وقتها بیشتر از اسلامیتشان گل میکرد و با صدام هم سفره میشدند؛ خمینی روح خدا فارغ از هر حب و بغضی، به اصلی به نام آزادی قبله اول مسلمین از چنگال غاصبین فکر میکرد.شبکه ایران- نگاه جهانی و خارج از دایره شخصی و حزبی آن بزرگمرد تاریخ باعث شد تا در سالهای متمادی، حتی پس از عروج آن یگانه دوران ، مردمان سرزمینهای مختلفی که رنج نامه طویل مسلمانان فلسطین را شنیده بودند، برای آزادی آن مقدس دیرین پای بر سنگ فرش خیابانهای کشورهای خود گذاشته و ندای آزادی قدس سر دهند. بیگمان در این عرصه مردم کشورمان پیشتاز حضور و حماسه بودهاند ، و الگویی مناسب برای مردمان سایر کشورها. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:3 توسط مسعود موسوی |
|
|
عضو هتاك و اخراجي انجمن قلم ايران، به بازتاب وسيع وارونه نويسي هايش در سايت هاي ضدانقلاب و رسانه هاي بيگانه بسنده نكرد و مستقيماً به مصاحبه با ارگان رسمي سازمان سيا (راديو فردا) پرداخت. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:1 توسط مسعود موسوی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
حضرت عیسی (ع) از محلی عبور می نمود . عده ای جهود به ایشان بی ادبی کردند ؛ اما حضرت انها را مدح و ثنا فرمود !
یکی از شاگردان ایشان عرض کرد : ای پیامبر خدا ! اینها سخنان زشت می گویند و شما این گونه جواب می فرمایید ؟! حضرت فرمود: بله ، انها انچه داشتند ، از خود بروز دادند و من نیز انچه در باطن داشتم ، اظهار نمودم ؛ هرکس درون خود را نشان می دهد |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 مرداد 1388 |
| آرشیو موضوعی |
|
خبر جدید طنز سیاسی اخبار سیاسی مقالات سیاسی افشاگری |
| پیوندها |
|
وبلاگ کم نظیر (فکر جوان) برای جوانان رئیس جمهور محبوب من حق انتخاب-انتخابات رياست جمهوري و از خاکستر خود برمیخیزم پایگاه آموزشی آی تی گل نرگس |
|
RSS
|